تصویر برگزیده

رمضان از دیدگاه بزرگان دین؛

قسمت دوم: ماه رمضان از دیدگاه امام خمینی(ره)

آرتنا: مهماندار شما را وادار کرده است که به این که روزه بگیرید این راههایی که به دنیا باز است شهوات است؛ اینها را سدش کنید تا مهیا بشوید برای لیله القدر.

ماه مبارک رمضان و مهمانی خداوند متعال

۱. ماه مبارک رمضان نزدیک شد و در این ماه مبارک خودتان را تقویت کنید به قوتهای روحانی. در یک حدیثی است که پیغمبر اکرم فرمودند: «که ماه رمضان آمد، اقبال کرد، آمد و در ضمنش می فرماید: «دعیتم الی ضیافه الله» ضیافتهای خدا با ضیافتهای مردم این است فرقش که وقتی شما را یک اشخاصی دعوت بکنند وبه یک مهمانی وقتی بروید در آن مهمانی به حسب فراخور حال یک چیزهایی برای خوردنی و یک چیزهایی برای تفریح و این چیزهاست. ضیافت خدا در ماه رمضان یک شعبه اش روزه است، آن ضیافت خداست؛ یک شعبه اش روزه است و یک امر مهمش که مائده غیبی و آسمانی است قرآن است. شما دعوت شده اید، به مهمانی خدا و شما در ماه رمضان مهمان خدا هستید. مهماندار شما را وادار کرده است که به این که روزه بگیرید این راههایی که به دنیا باز است شهوات است؛ اینها را سدش کنید تا مهیا بشوید برای لیله القدر. ماه شعبان مقدمه است برای ماه مبارک رمضان که مردم مهیا بشوند برای ورود در ماه مبارک رمضان و ورود در ضیافه الله شما وقتی که می خواهید به مهمانی بروید خوب، یک وضع دیگری غالباً البته یک وضع دیگری خودتان را درست می کنید. لباس تغییر می دهید. ماه شعبان برای این است که همان مهیا بودنی که می خواهید مهمانی بروید، خودتان را مهیا می کنید و سر و ظاهرتان را ، سر و صورتتان را یک قدری فرق می گذارید با آن وقتی که در خانه هستید. در ضیافت خدا، ماه شعبان برای مهیا کردن این افراد است مهیا کردن مسلمین است برای ضیافت خدا، ادبش آن مناجات شعبانه است من ندیده ام در ادعیه، دعایی را که گفته شده باشد همه امامها این دعا را می خواندند. در دعای شعبانیه این هست؛ اما من یادم نیست که در یک دعای دیگری دیده باشم که همه ائمه این را می خواندند. این مناجات شعبانیه برای این است که شما را همه را مهیا کند. برای ضیافه الله.

آداب ماه رمضان

۲. این جمله الهی هب لی مال الانقاطع الیک شاید بیانگر این معنا باشد که مردان آگاه الهی باید پیش از فرا رسیدن ماه مبارک رمضان خود را برای صومی که در حقیقت انقطاع و اجتناب از لذات دنیاست (و این اجتناب، به طور کامل انقطاع الی الله می باشد) آماده و مهیا کنند. کمال انقطاع به این سادگی حاصل نمی شود. احتیاج فوق العاده به تمرین، زحمت، ریاضت، استقامت و ممارست دارد تا بتواند با تمام قوا از ما سوی الله منطقع گردد و به غیر خداوند توجهی نداشته باشد. تمام صفات وارسته انسانی در انقطاع کامل الهی الله نهفته است؛ و اگر کسی بدان دست یافت به سعادت بزرگی نایل شده است؛ لیکن با کوچکترین توجه به دنیا محال است انقطاع الهی الله تحقق یابد؛ و کسی که بخواهد روزه ماه مبارک رمضان را با آن آدابی که از او خواسته اند انجام دهد لازم است انقطاع کامل داشته باشد تا بتواند مراسم و آداب مهمانی را به جا آورد و به مقام میزبان تا آنجا که ممکن است عارف گردد. طبق فرمایش حضرت رسول اکرم (ص) (به حسب خطبه ای که به آن حضرت منسوب است) همه بندگان در ماه مبارک رمضان به مهمانی خداوند تعالی دعوت شده اند و مهمان پروردگار خود می باشند.

۳. آنجا که می فرماید: «ایها الناس را نه قداقبل الیکم شهر الله... و قد دعیتم فیه الی ضیافه الله. شما در این چند روزی که به ماه مبارک رمضان مانده به فکر باشید؛ خود را اصلاح کرده توجه به حق تعالی پیدا نمایید؛ از کردار و رفتار ناشایسته خود استغفار کنید؛ اگر خدای نخواسته گناهی مرتکب شده اید قبل از ورود به ماه مبارک رمضان توبه نمایید. زبان را به مناجات حق تعالی عادت دهید. مبادا در ماه مبارک رمضان از شما غیبتی، تهمتی و خلاصه گناهی سربزند و در محضر ربوبی با نعم الهی و در مهمانسرای باری تعالی آلوده به معاصی باشید. شما در این ماه شریف به ضیافت حق تعالی دعوت شده اید: دعیتم فیه الی ضیافه الله خود را برای مهمانی با شکوه حضرت حق آماده سازید. لااقل به آداب صوری و ظاهری روزه پایبند باشید (آداب حقیقی باب دیگری است که به زحمت و مراقبت دائم نیاز دارد. معنای روزه فقط خودداری و امساک از خوردن و آشامیدن نمی باشد؛ از معاصی هم باید خودداری کرد. این از آداب اولیه روزه می باشد که برای مبتدیهاست. (آداب روزه برای مردان الهی که می خواهند به معدن عظمت برسند غیر از این می باشد. شما اقلا بهآداب اولیه روزه عمل نمایید؛ و همان طور که شکم را از خوردن و آشامیدن نگه می دارید چشم و گوش و زبان را هم از معاصی باز دارید. از هم اکنون بنا بگذارید که زبان را از غیبت، تهمت، بدگویی و دروغ نگه داشته، کینه، حسد و دیگر صفات زشت شیطانی را از دل بیرون کنید. اگر توانستید انقطاع الی الله حاصل نمایید؛ اعمال خود را خالص و بی ریا انجام دهید؛ از شیطان انس و جن منقطع شوید؛ لیکن به حسب ظاهر از رسیدن و دست یافتن به چنین سعادت ارزنده ای مأیوس می باشیم؛ اقلا سعی کنید روزه شما مشفوع به محرمات نباشد. در غیر این صورت اگر روزه شما صحیح شرعی باشد مقبول الهی نبوده بالا نمی رود. بالا رفتن عمل و مقبولیت آن با صحت شرعی خیلی تفاوت دارد. اگر با پایان یافتن ماه مبارک رمضان در اعمال و کردار شما هیچ گونه تغییری پدید نیامد و راه و روش شما با قبل از ماه صیام فرقی نکرد، معلوم می شود روزه ای که از شما خواسته اند محقق نشده است؛ آنچه انجام داده اید روزه عامه حیوانی بوده است.

۴. در این ماه شریف که به مهمانسرای الهی دعوت شده اید اگر به حق تعالی معرفت پیدا نکردید یا معرفت شما زیادتر نشد بدانید در ضیافه الله درست وارد نشدید و حق ضیافت را به جا نیاوردید. نباید فراموش کنید که در ماه مبارک که شهر الله می باشد ودرهای رحمت الهی به روی بندگان باز است و شیاطین واهریمنان – به حسب روایت – در غل زنجیر به سر می برند اگر شما نتوانید خود را اصلاح و مهذب نمایید نفس اماره را تحت مراقبت و کنترل خود در آوردی هواهای نفسانیه را زیرپا گذاشته علاقه و ارتباط خویش را به دنیا و مادیت قطع کنید بعد از پایان یافتن شهر صیام مشکل است بتوانید این مسائل را به مرحله عمل درآورید؛ بنابراین از فرصت استفاده کنید و پیش از آنکه این فیض عظما سپری گردد در مقام اصلاح تزکیه و تصفیه امور خود برآیید؛ خود را برای انجام وظایف ماه صیام آماده و مهیا سازید. طوری نباشد که پیش از فرا رسیدن شهر رمضان همانند ساعت به دست شیطان کوک شده در این یک ماه که شیاطین در زنجیرند شما به طور خودکار به معاصی و اعمال خلاف دستورات اسلام مشغول گردید گاهی انسان عاصی و گناهکار بر اثر دوری از حق و کثرت معصیت، آنچنان در تاریکی و نادانی فرو می رود که دیگر نیازی به وسوسه شیطان است؛ و کسی که دنبال هوای نفس رفت و از شیطان متابعت کرد بتدریج به صیغه او در می آید. شما تصمیم بگیرید لااقل در این یک ماه از خود مراقبت به عمل آورید؛ از گفتار و کرداری که خداوند تبارک و تعالی راضی نیست، اجتناب ورزید. از هم اکنون در همین مجلس با خدای خود عهد ببندید که در ماه مبارک رمضان از غیبت ، تهمت و بدگویی نسبت به دیگران خودداری کنید. زبان، چشم، دست، گوش و سایر اعضا و جوارح را تحت اراده خود در آورید. اعمال و اقوال خود را مراقبت نمایید شاید همین عمل شایسته، موجب گردد که خداوند تبارک و تعالی به شما توجه فرموده توفیق عنایت کند؛ و پس از سپری شدن شهر صیام – که شیاطین از زنجیر رها می گردند – شما اصلاح شده باشید و دیگر فریب شیطان را نخورید و مهذب گردید.

۵. باز تکرار می کنم تصمیم بگیرید در این سی روز ماه مبارک رمضان مراقب زبان، چشم، گوش و همه اعضا وجوارح خود باشید و دائماً متوجه باشید این عملی که می خواهید انجام دهید این سخنی که می خواهید بر زبان آورید این مطلبی که دارید استماع می کنید، از نظر شرعی چه حکمی دارد؟ این آداب اولی و ظاهری صوم است؛ اقلاً به این آداب ظاهری صوم پابند باشید. اگر دیدید کسی می خواهد غیبت کند، جلوگیری کنید و به او بگویید ما متعهد شده ایم که در این سی روز رمضان از امور محرمه خودداری ورزیم؛ و اگر نمی توانید او را از غیبت باز دارید، از آن مجلس خارج شوید؛ ننشینید و گوش کنید. مسلمین باید از شما در امان باشند.

کسی که دیگر مسلمانان از دست و زبان و چشم او در امان نباشند، در حقیقت مسلمان نیست؛ مسلمان ظاهری و صوری می باشد؛ لااله الاالله صوری گفته است. اگر خدای نخواسته خواستید به کسی جسارت کنید اهانت نمایید، مرتکب غیبت شوید، بدانید که در محضر ربوبی هستید، مهمان خدای متعال می باشید و در حضور حق تعالی به بندگان او اسائه ادب می کنید؛ و اهانت به بنده خدا اهانت به خداست. اینان بندگان خدا هستند؛ خصوصا اگر اهل علم بوده، در صراط علم و تقوا باشند. گاهی می بینی که انسان به واسطه این امور به جایی می رسد که در وقت مرگ خدا را تکذیب می کند! آیات الهی را منکر می گردد: ثم کان عاقبه الذین أساوا السوای ان کذبوا بایات الله و کانوا بها یستهزون این امور بتدریج واقع می شود. امروز یک نظر غیر صحیح، فردا یک کلمه غیبت و روز دیگر هانتی به مسلمان و ... کم کم این معاصی در قلب انباشته می گردد و قلب را سیاه کرده انسان را از معرفه الله باز می دارد؛ تا به آنجا می رسد که همه چیز را انکار کرده؛ حقایق را تکذیب می نماید.

۶. طبق بعضی آیات به تفسیر برخی از روایات اعمال انسان به رسول خدا (ص) و ائمه طاهرین (ع) عرضه می شود و از نظر مبارک آنان می گذرد. وقتی که آن حضرت به اعمال شما نظر کنند و ببینند که از خطا و گناه انباشته است چقدر ناراحت و متأثر می گردند؟ نخواهید که رسول خدا ناراحت و متأثر شوند؛ راضی نشوید که قلب مبارک آن حضرت شکسته و محزون گردد وقتی آن حضرت مشاهده کند که صفحه اعمال شما مملو از غیبت و تهمت و بدگویی نسبت به مسلمان می باشد و تمام توجه شما هم به دنیا و مادیت است و قلوب شما از بغض، حسد، کینه و بدبینی به یکدیگر لبریز شده ممکن است در حضور خدای تبارک و تعالی و ملائکه الله خجل گردد که امت و پیروان او نسبت به نعم الهی ناسپاس بوده و اینگونه افسار گسیخته و بی پروا به امانات خدای تبارک و تعالی خیانت می کنند. فردی که به انسان مربوط است اگرچه نوکر انسان باشد، اگر خلافی مرتکب شد مایه خجلت انسان می گردد.

۷. قلب انسان مانند آینه صاف و روشن است و بر اثر توجه فوق العاده به دنیا و کثرت معاصی کدر می شود؛ ولی اگر انسان لااقل صوم را برای حق تعالی خالص و بی ریا انجام دهد (نمی گوییم عبادات دیگر خالص نباشد، همه عبادات لازم است خالص و بی ریا انجام گیرد) این عبادت را که اعراض از شهوات، اجتناب از لذات وانقطاع از غیر خداست در این یک ماه به خوبی انجام دهد شاید تفضل الهی شامل حال او شده آینه قلبش از سیاهی کدورت زدوده می گردد؛ و امید است که او را از عالم طبیعت و لذات دنیوی منحرف و منصرف سازد؛ و آنگاه که می خواهید وارد شب قدر شود نورانیتهایی که در آن شب برای اولیا و مومنین حاصل می شود به دست آورد.

و جزای چنین روزه ای خداست؛ چنانکه فرموده است: الصوم لی و انا اجزی به. چیز دیگر نمی تواند پاداش چنین روزه ای باشد. جنات نعیم در مقابل روزه او بی ارزش بوده نمی تواند پاداش آن به حساب آید؛ ولی اگر بنا باشد که انسان به اسم روزه دهان را از مطعومات ببندد و به غیبت مردم باز کند و شبهای ماه مبارک رمضان که مجالس شب نشینی گرم و دایر بوده – وقت و فرصت بیشتری است، با غیبت ، تهمت و اهانت به مسلمانان به سرانجامد، چیزی عاید او نمی شود و اثری بر آن مترتب نمی گردد؛ بلکه چنین روزه داری آداب مجلس مهمانی حق را رعایت نکرده حق ولی نعمت خود را ضایع نموده است؛ ولینعمتی که پیش از آفرینش انسان همه گونه وسایل زندگی و آسایش را برای او فراهم کرده؛ اسباب تکامل را تهیه دیده است؛ انبیا را برای هدایت فرستاده؛ کتابهای آسمانی نازل فرموده است؛ برای رسانیدن انسان به معدن عظمت و نور ابهج قدرت داده؛ عقل و ادراک عنایت کرده، کرامتها فرموده است واکنون از بندگانش دعوت به عمل آورده که مهمان به خانه او وارد شده و بر خوان نعمت او بنشیند و شکر و سپاس حضرتش را تا آنجا که از دست و زبان آنان بر می آید ادا نماید. آیا صحیح است که بندگان از خوان نعمت او بهره مند گردند از وسایل و اسباب آسایشی که در اختیار آنان قرار داده استفاده کنند، و با مولی و میزبان خود مخالفت ورزند و بر ضد او قیام نمایند. اسباب و وسایلی که او به آنان ارزانی داشته علیه او و برخلاف خواست او به کار برند؟ آیا این ناسپاسی و نمک ناشناسی نیست که انسان سر سفره مولای خودش بنشیند و با اعمال و کرداد گستاخانه و بی ادبانه خود نسبت به میزبان محترم که ولینعمت او می باشد اهانت و جسارت کند کارهایی راکه نزد میزبان زشت و قبیح است مرتکب گردد؟

۸. مهمان باید لااقل میزبان را بشناسد و به مقام او معرفت داشته باشد و به آداب و رسوم مجلس آشنا بوده، سعی کند عملی بر خلاف اخلاق و نزاکت از او سر نزند مهمان خداوند متعال باید به مقام خداوند حضرت ذی الجلال عارف باشد، مقامی که ائمه (ع) و انبیا بزرگ الهی همیشه دنبال معرفت بیشتر و شناخت کامل آن بوده اند و آرزو داشتند که به چنین معدن نور و عظمتی دست یابند؛ و ابر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور قتصل الیه معدن العظمه. ضیافه الله همان «معدن عظمت» است، خداوند تبارک و تعالی برای ورود به معدن نور از بندگانش دعوت فرموده است؛ لیکن بنده اگر لایق نباشد نمی تواند به چنین مقام باشکوهی و مجللی وارد گردد. خداوند تعالی بندگان را به همه خیرات و مبرات و بسیاری از لذات معنوی و روحانی دعوت فرموده است؛ ولی اگر آنان برای حضور در چنین مقامات عالیه آمادگی نداشته باشند نمی تواند وارد آن شود. با آلودگیهای روحی، رذایل اخلاقی، معاصی قلبیه و قالبیه، چگونه می توان در محضر ربوبی حضور یافت و در مهمانسرای رب الارباب که «معدن العظمه» می باشد وارد شد لیاقت می خواهد؛ آمادگی لازم است . و با روسیاهی ها و قلبهای آلوده که به ججابهای ظلمانی پوشیده شده است این معانی و حقاقی روحانی را نمی توان درک کرد. باید این حجابها پاره گردد و این پرده های تاریک و روشنی که بر قلبها کشیده شده و مانع وصال الی الله گردیده کنار رود تا بتوان در مجلس نورانی و با شکوه الهی وارد شد.

تقویت روح و رسیدن به اوج کمالات در ادعیه ائمه (ع)

۹. یک کج فهمی هایی در انسان است که این کج فهمی ها گاهی خیلی زیاد می شود این ها دعا را نمی فهمند چی هست. لهذا، خیال می کنند که حالا ما خوب ، قرآن را می گیرم دعا را رها می کنیم. اینها نمی فهمند که دعا اصلا چی هست. مضامین ادعیه را نرفته اند ببینید که چی هست به مردم چه می گوید ، چی می خواهد بکند. اگر نبود در ادعیه الا دعای مناجات شعبانیه، کافی بود برای اینکه امامان ما، امامان بحقند؛ آنهایی که این دعا را انشا کردند و تعقیب کردند. تمام این مسائلی که عرفا در طول کتابهای طولانی خودشان یا خودشان می گویند در چند کلمه مناجات شعبانیه هست، بلکه عرفای اسلام از همین ادعیه و از همین دعاهایی که در اسلام وارد شده است از اینها استفاده کرده اند. و عرفان اسلام فرق دارد با عرفان هند و جاهای دیگر. این ادعاهاست که به تعبیر بعض از مشایخ ما می فرمودند که «قرآن، قرآن نازل است، آمده است به طرف پایین و دعا از پایین به بالا می رود، این قرآن صاعد است.» معنویات در این ادعیه – آنی که انسان را می خواهد آدم کند آنی که این افرادی که اگر سرخود باشند از همه حیوانات درنده تر هستند – این ادعیه با یک زبان خاصی که در دعاها هست اینها این انسان را دستش را می گیرد و می بردش به بالا، آن بالایی که من و شما نمی توانیم بفهمیم اهلش هستند. یک دفعه آدم می بیند که کسروی آمد و کتابسوزی را مفاتیح الجنان هم جزو کتابهایی بود که سوزاند، کتابهای عرفانی را هم سوزاند. البته کسروی نویسنده زبردستی بود، ولی آخری دیوانه شده بود یا یک مغزی است که این مغز بسیاری از شرقی ها این طوری هستند که تا یک چیزی چهار تا کلمه ای یاد می گیرند ادعاشان خیلی بالا می شود. کسروی آخری ادعای پیغمبری می کرد نمی توانست به آن بالا برسد آنجا را می آورد پایین.

این کتاب مفاتیح الجنان یک کتابی است که مال حاج شیخ عباس قمی نیست شیخ عباس قمی، جمع کرده اینها را ادعیه را جمع کرده و در آنجا. این آدمی که کتاب مفاتیح الجنان را سوزانده یا یک روزی برای سوزاندن امثال کتاب مفاتیح الجنان درست کرده بود این نمی دانست کتاب مفاتیح الجنان چی تویش است ، شاید یک دفعه هم مناجات شعبانیه را هم نخوانده بود فکرش اینطور فکر نبود. این دعاهایی که در ماهها هست، در روزها هست، خصوصا در ماه رجب و شعبان و ماه مبارک رمضان اینها انسان را همچو تقویت روحی می کند اگر کسی اهلش باشد ماها که نیستیم – همچو تقویت روحی می کند و همچو راه را برای انسان باز می کند و نورافکن است برای اینکه این بشر را از این ظلمتها بیرون بیاورد و وارد نور بکند که معجزه آساست. به این راه ها عنایت بکنید. گول بعضی از نویسنده ها و امثال کسروی را نخورید که ادعیه را تضعیف می کردند؛ این تضعیف، تضعیف اسلام است ، نمی فهمد اینها، بیچاره اند. نمی دانند در این کتاب چه چیزها است همان مسائل قرآن است با لسان دیگری که لسان ائمه باشد. لسان قرآن یکجور زبان است، زبان دعا یک جور زبان است، زبان علما و عرفا و اینها هم یک زبان دیگر است. آنکه سبکبار می کند انسان را و از این ظلمتکده می کشد او را بیرون و نفس را از آن گرفتاریها و سرگشتیهایی که دارد خارج می کند. این ادعیه است که ائمه ما وارد شده اند. ائمه ما(ع) که تقریباً همه شان گرفتار به یک ابر قدرتهایی بودند که نمی توانستند یک کاری را انجام بدهند. شاخص علاوه بر آن هدایتهای زیرزمینی که می کردند این ادعیه شان برای تجهیز مردم بود بر خلاف آن دولتهای قاهری که بودند همین ادعیه بودند که اشخاص وقتی که ادعیه را می خواندند قوت روحی پیدا می کردند و سبکبار می شدند و شهادت برای آنها هین و آسان می شد. این ادعیه در ماه مبارک رجب و خصوصاً درماه مبارک شعبان اینها مقدمه و آرایشی است که انسان برحسب قلب خودش می کند برای این که مهیا بشود برود مهمانی، مهمانی خدا، مهمانی ای که در آنجا سفره ای که پهن کرده اند قرآن مجید است و محلی که در آن ضیافت می کنند مهمش لیله القدر است و ضیافتی که می کند ضیافت تنزیهی و ضیافت اثباتی و تعلیمی است. نفوس را از روز اول ماه مبارک رمضان به روزه، به مجاهده، به ادعیه مهیا می کند تا برسند به آنها سفره ای که از آن باید استفاده کنند و آن لیله القدر است که قرآن در آن نازل شده است.

هدف انبیا رهایی انسان از نفسانیت

۱۰. این ضیافت الهی انسان را منقلب باید بکند از این جهت حیوانی به آن جهت واقعی انسانی؛ از آن ظلمت هایی که اطلاع به آن داریم منقلب کند انسان را به آن نورهایی و نور و مطلقی که همه عالم تبع اوست. همه دعوت انبیا این بوده است که مردم را از این سرگردانی ای که دارند – هر که یک طرف می رود و هر که یک مقصدی دارد – این مردم را از اینجا دعوت کنند و راه را نشانشان بدهد که این راه است؛ دیگر آن راهها که می روید رها کنید. راه همین است. اهدنا الصراط المستقیم. ان ربی علی صراط مستقیم. آن طرف، طرف ندارد؛ دنیاست و ماورای آن. آنچه که مربوط به نفسانیت انسان است شهوات انسان است، آمال و آرزوهای انسان است، این دنیاست. آن دنیایی که تکذیب شده است این عالم طبیعت نیست، این عالم طبیعت نور است. دلبستگیهای به این عالم انسان را بیچاره می کند. ظلمتها از این دلبستگیهایی است که ما داریم به این دنیا ، به این مقام، به این مسند، به این اوهام، به این خرافات. همه انبیا آمدند برای اینکه دست شما را بگیرند از این علایقی که همه اش برضد آنی است که طبیعت و فطرت شما اقتضا می کند، شما را دستتان را بگیرند و از این علایق نجاتتان بدهند و واردتان کنند به عالم نور. اسلام هم در رأس همه ادیان است برای یک همچو مقصدی. این ادعیه مهیا می کنند این نفوس را برای اینکه این علایقی که انسان دارد و بیچاره کرده انسان را این علایق. این گرفتاریهایی که انسان را در این عالم طبیعت دارد و انسان را سرگشته کرده است متحیر کرده است نجاتش بدهند و آن راهی که راه انسان است ببرند. راههای دیگر راه انسان نیست صراط مستقیم راه انسانیت است. و این مناجاتها و این ادعیه ای که ائمه ما (ع) بعد از اینکه دستشان کوتاه شده بود از اینکه دعوت ظاهری خیلی واضح بکنند مردم را با این ادعیه به آن راهی که باید ببرند راه می بردند. مقصد انبیا این نبود که بیایند یک جایی را بگیرند و یک مثلا کاری برای خودشان درست بکنند، مقصد این نیست آقا! مقصد پیغمبرها این نبود که دنیا را بگیرند و آبادش کنند؛ مقصد این بود که راه را برای این اهل دنیا به این انسان ظلوم ، و جهول، بسیار جاهل، راه را نشان بدهند که از این راه بروید. آن راهی که شما را می رساند به خدای تبارک و تعالی این راه است؛ ان ربی علی صراط مستقیم دنیاست و آن طرفش همه عالم دنیاست و آن طرفش ماورا و ماورای آن طرف نور مطلق. انبیا آمدند ما را به آن نور برسانند؛ طاغوت در مقابل انبیا است در مقابل الله است.

ورود به مهمانی الهی

۱۱. اگر ما در این ضیافت خدا، در این سفره ای که خدای تبارک و تعالی افراشته است برای همه، اگر ما در اینجا موفق بشویم به اینکه راهمان بدهند در این مهمانخانه بزرگ الهی جلویمان را نگیرند – شیاطین ایستاده اند که راه را نگذارند برویم، جلوگیرند – اگر راهمان بدهند به این ضیافت ممکن است که راهی پیدا بکنیم به آنکه راه انسان است. همه راههای دیگر غلط است. راههای حیوانی است. انسان یک اعجوبه ای است که هم در او حیوانیت هست، حیوانی شهوی الی غیرمتناهی و هم در او شیطنت هست الی غیرمتناهی. یک موجودی است همه ابعادش غیرمتناهی است؛ از هر راهی که برود آخر ندارد، هر راهی که برود هیچ آخر ندارد و راهها همه غلط همه اشتباه، همه منتهی به جهنم می شود. الا صراط مستقیم آنی که راه انسان است. اگر راهمان بدهند در این ضیافه الله و مستعد شده باشیم که وارد بشویم در این ضیافت خدا و در این ماه مبارک امید است که ان شاءالله یک هدایتی شامل حالمان بشود. خودتان را تقویت کنید در این ماه مبارک مهیا بشوید برای همه پیشامدها. در عین حالی که معنویات بود آنچه می خواستند لکن با قوت معنویات اعوجاجهایی که در بشر بود و در این قدرتهای بزرگ بود این اعوجاجها را می خواستند مرتفع کنند. یک چوپان با عصایش پا می شد می رفت فرعون و آن بساط فرعونی را می رفت دعوت می کرد که بیا مسلمان شو، بیا آدم شو، یک صغیر یتیم چوپان زاده یا چوپان از حجاز پا می شود همه دولتها را دعوت می کند که بیایید آدم بشوید؛ برای این است که آدم کنند همه را. مقصد این است که ماها آدم بشویم و مع الاسف مشکل است. یک مثلی هست که می گفتند که ملا شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل. مرحوم شیخ ما – رحمه الله – مرحوم آشیخ عبدالکریم – رحمه الله می فرمود که ملا شدن چه مشکل ، آدم شدن محال است، مثل محال می ماند. انبیا آمده بودند که این محال را جامه عمل به آن بپوشند . اینقدر دست و پا نزنید این طرف و آن طرف بروید. شما خدا را می خواهید بروید دنبال همان که می خواهید. فطرت شما توجه به خدا دارد خودتان متوجه نیستید. همه فطرتها توجه به خدا دارد. این ماه رمضان و هر ماه رمضان دیگری مهیا کنید خودتان را در این روز آخر فرضا آخر شعبان است شاید بیشتر مهیا کنید و مهیا کنیم خودمان را برای ورود در ضیافه الله؛ در مهمانی خدا که ان شاءالله با سلامت نفس با نور هدایت خدای تبارک و تعالی وارد بشویم در این ماه عزیز معظم و فرق بکنیم. در این ماه فرق داشته باشیم با سایر ماهها و دنبال این باشیم که ان شاءالله لیله القدر را دریابیم. برکات لیله القدر را که قرآن در آن نازل شده است همه سعادت عالم در آن شب نازل شده است واز این جهت از همه شبهای عالم بالاتر است این را بتوانیم ادراک بکنیم درک بکنیم. خداوند ان شاءالله شماها را توفیق بدهد که با سلامت و سعادت وارد در ضیافه الله بشوید و از آن مائده های آسمانی که قرآن و ادعیه است ان شاءالله همه مان مستفیض بشویم و با یک روح سالمی وارد بشویم و لیله القدر را هم دریابیم.

۱۶:۰۲ ::: ۲۴ / ۳ / ۱۳۹۵

ARTNA آرتنا-> یادداشت هفته -

منبع خبر : اختصاصی

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید