تصویر برگزیده

گزارشی از جلسه نقد مستندهای «آشپزی با دوربین» و «اسبی که شیهه نمی‌کشد»

غذا، فرهنگ و شخصیت در آینه سینمای مستند‌

آرتنا: بعدازظهر دیروز ابتدا مستندهای «آشپزی با دوربین» و «اسبی که شیهه نمی‌کشد» هر دو از ساخته‌های محمدرضا عینی در سالن سینماحقیقت به نمایش درآمد و سپس جلسه‌ی نقد و بررسی این فیلم‌ها برگزار شد.

به گزارش «آرتنا»، در ابتدای این جلسه ناصر صفاریان مسئول جلسه‌های نمایش فیلم گفت: «امروز شاهد نمایش دو مستند بودیم که یکی از آن‌ها خوب و دیگری جذاب بود.»

وی افزود: «البته به نظر می‌رسد قالب تلویزیونی «آشپزی با دوربین» برای فیلم‌ساز محدودیت ایجاد کرده و مانع آن شده بود که کیفیت این فیلم به اندازه‌ی مستند دیگر این فیلم‌ساز یعنی «اسبی که شیهه نمی‌کشد» ارتقاء پیدا کند.»

محمدرضا عینی، کارگردان این دو فیلم مستند در پاسخ به این نکته گفت: «من اصولاً به مساله‌ی غذا و ارتباط آن با فرهنگ خیلی علاقه دارم. به همین دلیل وقتی تهیه‌کننده‌ی «آشپزی با دوربین» پیشنهاد ساخت این فیلم را مطرح کرد از آن استقبال کردم.»

وی افزود: «این مستند تولید یکی از شبکه‌های تلویزیونی است که می‌گفتند میزان ممیزی در آن کم‌تر از سایر شبکه‌ها است، اما در عمل این اتفاق نیفتاد. فیلم باید از مصاحبه‌های پشت میز در می‌آمد و افراد شاخص‌تری در آن حضور پیدا می‌کردند، اما شرایط به گونه‌ای پیش رفت که مجبور شدم به وضعیتی که در آن گیر افتاده بودم رضایت داده و هر طور هست فیلم را به پایان برسانم.»

این مستندساز افزود: «مستند «آشپزی با دوربین» می‌توانست فیلم بهتری از کار درآید اما متاسفانه به دلیل اِعمال محدودیت‌هایی که بر آن صورت گرفت، با دیدگاه و خواسته‌های شخصی‌ام خیلی فاصله دارد.»

صحبت‌های همایون امامی، بخش دیگری از جلسه‌ی دیروز بود. این مستندساز و منتقد سینما درباره‌ی فیلم‌های به نمایش درآمده گفت: «مستندهایی که شاهد نمایش آن‌ها بودیم ارزش‌های متفاوتی داشتند اما «آشپزی با دوربین» می‌توانست فیلم بهتری باشد.»

امامی با اشاره به مستندهایی که در سال‌های اخیر به موضوع غذا و خصوصاً غذاهای مربوط به آیین‌های مذهبی پرداخته‌اند گفت: «وقتی به موضوع انسان‌شناسی و خوراک دقت کنیم متوجه می‌شویم فیلم‌های بسیار محدودی در این باره ساخته شده؛ در حالی که مردم‌شناسی از طریق غذا بحث بسیار گسترده‌ای است که جا دارد تا مستندهای بیش‌تری در باره‌ی آن ساخته شود.»

وی سپس با اشاره به فرم یک‌نواخت و عدم وجود حرکت در فیلم گفت: «نکته‌ی جالب «آشپزی با دوربین» اشاره به رابطه‌ی میان تغییرات اجتماعی و غذاهای مختلف بود. در این فیلم، غذا به عنوان نمود تغییرات اجتماعی و فرهنگی معرفی شده و میزان تاثیر آن در تحولات اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است.»

امامی هم‌چنین با اشاره به غیبت نگاه علمی در فیلم یاد شده گفت: «در مجموع می‌توان گفت این مستند به تحلیل کاملی درباره‌ی موضوع انتخابی خود نرسیده و تنها به صورت منقطع به نکته‌های مورد نظر خود پرداخته بود.»

وی در بخش دیگری از این جلسه، رصد کردن تغییرات اجتماعی از طریق غذا و خوراک مردم را وجه مثبت «آشپزی با دوربین» دانست و افزود: «متاسفانه ساخت سردستی، کمبود نوآوری و عدم دقت کافی در طراحی صحنه کمی به این فیلم لطمه زده و مانع قرار گرفتن آن در جایگاه بهتر و بالاتری شده است.»

عینی ادامه داد: «در این فیلم اصلاً موقعیتی ایجاد نشده و من این نکته را می‌پذیرم. البته نمی‌خواهم مشکلات را توجیه کنم اما اگر برای تکمیل ساخت این فیلم محدودیت‌های مالی و ضرب‌الاجل نداشتم، می‌توانستم کار بهتری ارائه کنم و در ضمن بتوانم به صورت تمام قد پای آن بایستم.»

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت: «تماشاگران عادی به طور حتم با فیلم «آشپزی با دوربین» ارتباط بهتری برقرار می‌کنند اما بعید می‌دانم ارتباط آن‌ها با مستند «اسبی که شیهه نمی‌کشد» به همین کیفیت باشد؛ و این ریشه در تاثیر روانی تماشای غذا بر مغز مخاطب و تحریک اشتهای او دارد.»

محمدرضا عینی درباره‌ی فیلم «اسبی که شیهه نمی‌کشد» نیز گفت: «این فیلم درباره‌ی هنرمندی به‌نام واحد خاکدان است اما در طول آن، من از زاویه‌ی نگاه خودم به زندگی و آثار این نقاش برجسته نگاه کرده‌ام. در حقیقت در این فیلم سعی شده با استفاده از ابزار فیلم‌سازی، فضای ذهنی این نقاش به تصویر آورده شود.»

وی در واکنش به اشاره‌ی ناصر صفاریان به غیبت کپشن معرفی شخصیت‌ها در فیلم «اسبی که شیهه نمی‌کشد» گفت: «رسالت مستند پرتره، شناساندن شخصیت محوری فیلم و ارائه‌ی اطلاعات درباره‌ی او نیست. چه بسا از طریق تحقیق و جست‌وجو راحت‌تر و بهتر بتوان این شخصیت را شناخت و با او ارتباط برقرار کرد.»

عینی افزود: «اگر تماشای این فیلم بتواند مخاطب را به شخصیت واحد خاکدان علاقه‌مند کرده و او را نسبت به پیدا کردن اطلاعات بیش‌تری درباره‌ی این نقاش ترغیب کند، می‌توان گفت به نتیجه رسیده و موفق شده است.»

وی در بخش دیگری از جلسه، رعایت ضوابط اخلاقی، اعتماد و احترام متقابل، پایبندی به اخلاق انسانی و هم‌چنین توجه سوژه‌ها به اقتصاد ضعیف سینمای مستند در این حیطه را بدیهی‌ترین عوامل در ساخت مستندهای پرتره دانست و گفت: «سوژه‌هایی که در برابر دوربین مستند پرتره قرار می‌گیرند باید از خودشیفتگی بپرهیزند و به سازنده‌ی فیلم اجازه دهند به پستوهای ذهن آن‌ها نیز سرک بکشد. اتفاقی که به نظر می‌رسد در مستند «اسبی که شیهه نمی‌کشد» رخ داده و شاید از رابطه‌ی عاطفی و حرفه‌ای من و سوژه‌ی فیلم ناشی شده است.»

صحبت‌های همایون امامی، پایان‌بخش جلسه‌ی نمایش روز گذشته بود. امامی «اسبی که شیهه نمی‌کشد» را مصداق آشکار یک فیلم خوب در زمینه‌ی مستند پرتره دانست و گفت: «البته در این فیلم حفره‌های اطلاعاتی متعددی وجود دارد و به نظر می‌رسد با وجود اشتیاق فیلم‌ساز به سرک کشیدن به پستوهای ذهن سوژه‌ی خود، احترام ایشان به حریم شخصیِ شخصیت مورد علاقه‌ی خود، مانع پاسخ به پرسش‌های طبیعی در این باره شده است.»

وی اشاره به وجه غیرمتعارف سوژه‌ی فیلم را یکی از ویژگی‌های آن برشمرد و افزود: «این فیلم می‌کوشد تا بیش از آن که به تماشاگر اطلاعات بدهد بر اتصال ارتباط مخاطب و شخصیت محوری فیلم تاکید داشته باشد و به همین دلیل روی لحظات حسی و عاطفی نقاش حساب ویژه‌ای باز کرده است.»

امامی تحقیق میدانی و کتابخانه‌ای را یکی از مهم‌ترین منابع در ساخت مستندهای پرتره برشمرد و گفت: «در این‌گونه فیلم‌ها پرسه زدن و همراهی حسی و عاطفی با شخصیتی که قرار است سوژه‌ی محوری فیلم را تشکیل دهد اهمیت بسیار زیادی دارد و مستند «اسبی که شیهه نمی‌کشد» با رعایت این موارد موفق شده تا حد بسیار زیادی مخاطب را با نقاشی که محور فیلم است آشنا کند.»

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید