تصویر برگزیده

دوشنبه شب صورت گرفت :

شعرخوانی روحانی اهل سنت در مدح رهبر معظم انقلاب

آرتنا: یکی از روحانیون اهل سنت کردستان قطعه شعری را در مدح رهبر معظم انقلاب سروده که در آن به ویژگی‌های رهبری و محوریت ایشان به عنوان وحدت شیعه و سنی اشاره کرده است.

به گزارش «آرتنا»،ماموستا جلال مرادی از روحانیون اهل سنت استان کردستان در دوازدهمین محفل ادبی حدیث باب عشق که در شب میلاد امام حسن مجتبی(ع) و با حضور نماینده ولی فقیه در کردستان و جمعی از اهالی فرهنگ، شعر و ادب  که به همت حوزه هنری استان کردستان و اداره کل تبلغات اسلامی استان کردستان با همکاری و مشارکت سازمان بسیج هنرمندان استان ، سازمان بسیج مداحان ، کانون مداحان و شاعران آیینی استان و معاونت فرهنگی و اجتماعی دفتر نماینده ولی فقیه در استان برگزار شد، شعر زیر را در مدح مقام معظم رهبری (مد ظله‌العالی) سرودند.

ای نگین حلقه‌ی علم وادب   سیّد پاکِ قریشیِّ نسب

رهبر آزاده‌ی ایران زمین     دشمنان از هیبتت گوشه‌نشین

ای منادیِّ اخوت در جهان     وارث فخر جمیع انس وجان

ای کە چون ابری پر از آب حیات   بادیە از فیض جودت پر نبات

حامیِّ خاک فلسطین و یمن    اسوه بیداریِّ حب‌الوطن

حکمت لقمان کلاس درس تو    دل منور از بیان وبحث تو

باعث گرمی دل مستضعفین    مجد دین وافتخار مسلمین

از خطابت صهیون، ترسان شده    پایه‌های قدرتش لرزان شده

ای اَعِدّوا محور تدبیر تو     مااستطعتم مسلک و تفسیر تو

ای علمدار علیِّ مرتضی      پاسدار شرع پاک مصطفی

ای سرود ونغمه‌ی آزادگی  ای سراسر دانش و فرزانگی

دشمنان انقلاب و دین ما      با تمام نقشە‌ها و حیله‌ها

بانقاب خیرخواهی دم به دم   باوجود سایه سارت غم مباد

پیر فرزانه چو باشد در مصاف   من صُعوباتِ الدُهور لانخاف

خوش بفرمودی، سنی وشیعه را     هر دو شاخه یک تن است و ریشە را

 

چون کلام حق اساس دین ماست     سنت و عترت ستون این بناست

شافعی فرمود حب اهل بیت      گر نباشد در دلت هان ماصلیت

ذکر صلوات در تشهد لازمست   بر روان اهل بیتش واجبست

اعتصام حبل وحدت گشته‌ای      ره تفرق را زشیطان بسته‌ای

چون تبسم می‌کنی خورشید مهر       نقش بسته بر بلندای سپهر

دست یاری بهرمظلومان تویی    مرهم آلام محرومان تویی

درس عرفان را زتو آموختم    همچو پروانه زعشقت سوختم

گرچه شب تارست وسرمنزل بعید    با وجودت ازچه گردم ناامید

در محافل شور برپا می‌کنی   قلب‌های مرده احیا می‌کنی

ای خوشا آندم ببینم روی تو        پرشده گلشن زعطر و بوی تو

گرنشینی فائزا در محضرش      مست گردی زآن مه‌آسا منظرش

تشنه‌ی جام وصالش این منم   جان و تن هر دو فدای رهبرم

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید