تصویر برگزیده

در آخرین روزهای خردادماه

دیدار با بانوی شیشه‌ای نقاشی

آرتنا: حوالی عصر یکی از آخرین روزهای خردادماه برای عیادت روانه خانه‌اش می‌شویم. چند ماهی می‌شود که بانوی نقاشی پشت شیشه در بستر بیماری است.

zoom
دیدار با بانوی شیشه‌ای نقاشی

به گزارش «آرتنا»،روی صندلی نشسته، دست‌هایش تکان می‌خورند. وضعیت جسمی «مهین عظیما» زیاد روبه راه نیست، اما حال و اخلاقش خوب است و مدام به ما خوش‌آمد می‌گوید و از این‌که نمی‌تواند بایستد عذرخواهی می‌کند.

نیازی نیست تا با او خیلی گرم بگیریم، خون‌گرم است و خیلی راحت و سریع شروع به صحبت می‌کند: این اواخر، کوچک کار می‌کنم. دیگر نمی‌توانم نقاشی بزرگ بکشم.  دست راستم اصلا کار نمی‌کند و حتی دیگر نمی‌توانم بنویسم.

از پسرش می‌خواهد تعدادی از آخرین آثارش را به ما نشان دهد. این آثار که در ابعاد کوچک خلق شده‌اند، خاصیت سه‌بعدی دارند و عظیما علاوه بر پشت شیشه، طرح‌هایی را روی شیشه نیز کشیده است.

این هنرمند پیشکسوت معتقد است: نقاشی باید در زمان خودش و به‌شکل تازه ارائه شود. نقاش باید نقاش زمانه خودش باشد و فقط ایده و گوشه‌ای از سبک‌های قدیمی را بگیرد.

عظیما دوازدهمین زن دانشجوی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود و لیسانس نقاشی دارد. او همچنین تا کنون نمایشگاه‌های مختلف انفرادی و گروهی در ایران و کشورهایی مانند بلژیک، فرانسه، یوگسلاوی و ترکیه برپا کرده و در سال ۱۳۸۲ موفق به دریافت نشان درجه یک هنری و دکتری از شورای ارزشیابی هنرهای سنتی شده است.

با عشق از کارش حرف می‌زند و درباره سختی‌های آن می‌گوید: نقاشی پشت شیشه کار مشکلی است، زیرا باید برعکس چیزی را که می‌خواهید و می‌بینید، رسم کنید. هر هنرمند نقاشی نمی‌تواند این کار را انجام دهد.

عظیما خاطراتی از اولین نشانه‌های علاقه‌اش به نقاشی را به یاد می‌آورد: شوهرم در آبادان ماموریت داشت و ما برای زندگی به آنجا رفته بودیم. سیل آمد. من در بازدیدم از خانه‌های سیل‌زده و خراب‌شده، با نقاشی‌های عبدالجلیل - نقاش ایرانی که در جنوب کشور پرتره زنان قاجاری را می‌کشید - روبه‌رو شدم. مردم با وجود خراب شدن خانه‌های‌شان، تابلوها را دوباره روی دیوار زده بودند تا بیشتر از این صدمه نبینند. احساس کردم این‌ها نقاشی‌های ایرانی هستند و باید آن‌ها را نشان داد.

او ادامه می‌دهد: در سال ۱۳۴۸ نقاشی پشت‌ شیشه را شروع کردم. ابتدا با رنگ‌ روغن معمولی کار می‌کردم، اما بعدها توجهم به اکریلیک جلب شد.

همزمان با ما، یک پسر دانشجو هم که درباره نقاشی پشت‌ شیشه تحقیق می‌کند، به عیادت این هنرمند آمده و از او می‌پرسد که آیا در زمینه stained glass (معرق شیشه) کار کرده است؟ عظیما ابتدا به خاطر نمی‌آورد که stained glass چیست؛ اما پس از این‌که دخترش برایش توضیح می‌دهد که در کجا و چگونه دوره آن را دیده، با لبخندی روی لب تأیید می‌کند و می‌خواهد نمونه‌ کارهایش در این زمینه را به ما نشان دهد.

پسر جوان توضیح می‌دهد که stained glass هنوز در ایران کار نمی‌شود و با این حساب، می‌توان گفت عظیما از اولین افرادی بوده که در ایران آثاری را در این رشته هنری خلق کرده است.

در پایان که عیادت‌کنندگان یک به یک به کنارش می‌روند تا با او خداحافظی کنند، از همه می‌خواهد برای سلامتی‌اش دعا کنند.

گلبرگ برزین - فرزند این هنرمند - نیز درباره وضعیت جسمانی مادرش و اقدامات انجام‌شده توسط مسؤولان، می‌گوید: وضعیت مادرم در حال حاضر خیلی خوشایند نیست. شش‌ماه پیش به‌دلیل شکستگی استخوان «فمور» عمل جراحی شد و از همان زمان متأسفانه قادر به راه رفتن نیست. ما خودمان این موضوع را جایی اعلام نکردیم و به همین دلیل، کسی خبردار نشد تا برای عیادت بیاید. البته مادر نیز در این زمینه گله یا انتظاری ندارد. همین که به یاد این هنرمندان هستند کافی است.

او همچنین از برپایی مراسم بزرگداشتی برای این بانوی هنرمند و نیز چاپ کتاب آثار و زندگی‌نامه‌اش، با مقدمه‌ای از پرویز کلانتری در مهرماه خبر داد.

فرج‌الله ایران‌پور - مدیر موزه نقاشی پشت شیشه - نیز که به عیادت این هنرمند آمده بود، درباره مهین عظیما گفت: او کارهایی فوق‌العاده قوی، فکر باز و به‌روزی دارد و مدام به‌دنبال نوآوری بوده است

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید