تصویر برگزیده

جرج جرداق ؛

حضرت علی (ع) در دیدگاه غیر مسلمانان

آرتنا: جرج جرداق می‌‌‎گوید: «آه، ای دنیا! چه می‎‎شد اگر قوای خود را جمع می‎‎کردی و در هر عصر و زمان یک نفر مانند علی (ع) را برای بشریت به ارمغان می‎‎آوردی».

به گزارش«آرتنا»، وقتی آراء و نوشته‎های دانشمندان مسیحی را درباره امیر‏المؤمنین (ع) بررسی می‎کنیم، با دریایی از شگفتی تعبیر روبه رو می‎‎شویم. این تعابیر ارزنده از صداقتِ نفس و ارادت خالص آنها حکایت می‎‎کند و اینکه اندیشمندان معاصر معتقدند که «علی (ع) و کتاب او در میان مسلمانان غریب و تنهاست» یا اینکه «ما شایستگی شناخت علی (ع) را از دست داده‎ایم و شناخت او را از مغزهای ما برده‎اند»، سخنی قابل پذیرش و مطابق با حقیقت می‎‌تواند باشد.

با در نظر آوردن تحقیقات بسیار و کارساز مسلمانان باز باید بر این نکته اقرار کنیم که سهم غیرمسلمانانِ با انصاف و دانادل در شناخت و شناسانیدن چهرۀ ناب علوی و کتاب ارجمندش، اگر بیشتر و پرمایه‎تر از مسلمانان نباشد، بی‎‎گمان کمتر از آنان و سایر پژوهندگان نخواهد بود و در این باره کوششهای جدی و تا حدودی آگاهانه آنان این ادعا را ثابت می‎‎کند.

جرج جرداق، نویسنده و ادیب معروف مسیحی می‎‎گوید:
«نهج‎البلاغه» بیانی رساتر از هر بیانی است که تا انسان و اندیشه انسانی وجود دارد، با ذوق هنری و ادبی انسان، پیوند ناگسستنی خواهد داشت.
او در کتاب بسیار ارزشمند «امام علی (ع)، صدای عدالت انسانی» پس از آنکه قهرمانی‏های امام را با قلم توانای خویش توصیف و شمّه‎ای از فضایل او را بازگو می‎‎کند، در خطاب به روزگار می‎گوید: «آه! ای دنیا! چه می‎شد اگر قوای خود را جمع می‎‎کردی و توانت را برای بار دیگر در یک جا متمرکز می‎‎کردی و در هر عصر و زمان یک نفر مانند علی (ع) را که در عقل، خرد، منطق، بیان، حماسه و شجاعت با او همپایه بود، برای بشریت به ارمغان می‎‎آوردی!»

میخائیل نعیمه، نویسندۀ مسیحی می‎گوید:
البته قهرمانیهای علی (ع) فقط منحصر به میدان کارزار نیست، بلکه او در روشن‎اندیشی، پاکی وجدان، شیوایی بیان، عمق و کمال انسانیت، شور و حرارت ایمان، بلندی همت و فکر، یاوری و هواداری از رنجدیده‎ها و ستم‎کشیده‎ها در قبال جفاکاران و ستم‎پیشگان، فروتنی در مقابل حق هر کجا که تجلی کند نیز قهرمان بوده و به هر اندازه که از زمان آن بگذرد، همیشه پناهگاه پرمایه‎ای است که امروز و هر روز دیگری که شوق ما برای پی‎ریزی اجتماع و زندگی سعادتمندانه زیاد می‎شود، بسوی آن رو می‎‎کنیم.

در واقع بر مورخ و نویسنده‎ای به هر اندازه که با هوش و با شخصیت و نکته‎سنج و نابغه هم باشد، امکان ندارد که حتی در هزار صفحه بتواند تصویر کاملی از علی (ع) نشان دهد و برای شما مجسم سازد و بتواند رویدادهای مهمی را که در دوران آن به وقوع پیوسته، به نحو شایسته‎ای روشن سازد، پس آنچه را که علی (ع) دربارۀ آن فکر و دقت کرده و آنچه که این شخصیت بزرگ عربی بین خود و خدای خود گفته و عمل کرده، از اموری است که هرگز هیچ گوشی آن را نشنیده و هیچ چشمی آن را ندیده، البته آن خیلی بیشتر از آن است که با دستش نمودار و یا با قلم و زبانش آشکار کرده است.

بولس سلامه، شاعر و نویسنده معروف مسیحی لبنانی می‎‌‌‎گوید:
«نهج‎البلاغه» اثر جاودانه‎ای است که انسان را به شناختِ اندیشۀ بزرگ علی ابن طالب (ع) وادار می‎سازد و هیچ کتابی جز قرآن بر آن برتری ندارد. آری، من یک مسیحی هستم، ولی دیدۀ باز دارم و تنگ‎بین نیستم، من یک مسیحی هستم که درباره شخصیت بزرگی صحبت می‎کنم که مسلمانان درباره او می‎گویند: خدا از او راضی است، صفا با اوست و شاید هم خدا به او احترام می‎گذارد و مسیحیان در اجتماعات خود از وی سخن گفته، از تعلیمات او سرمشق می‎‎گیرند و دینداریش را پیروی می‎‎کنند، از آنجا که در آئینه تاریخ، مردم پاک و نفس‎کُش به خوبی نمایان هستند، می‎توان علی (ع) را بزرگتر از همه آنها شناخت.

هانری کربن، محقق و شرق‎شناس فرانسوی می‎‌‌‎گوید:
«نهج‎البلاغه» از مهمترین سرچشمه‎هایی است که متفکران شیعه پیوسته از آن سیراب شده‎اند. بعد از قرآن و احادیث پیامبر اسلام (ص)، نهج‎البلاغه در درجۀ نخست اهمیت قرار دارد و تفکر فلسفی شیعه به آن وابسته است.

امین نخله، یکی از صاحب‎نظران مسیحیت، در جواب شخصی که از او درخواست کرده بود که صد کلمه از نهج‎البلاغه را برای او انتخاب کند، می‎‎گوید: به خدا قسم نمی‎توانم. چگونه از میان صدها کلمه گهربار، صد کلمه آن را انتخاب کنم؟ من از انتخاب یک کلمه آن هم عاجز هستم، زیرا این کار درست به این می‎ماند که دانۀ یاقوتی را از کنار دانه‎های دیگر بردارم.

ایلیاپا ولیج، مورخ و خاورشناس روسی، در کتاب «اسلام در ایران»، شخصیت امیرالمؤمنین (ع) را اینگونه تفسیر می‎کند:
«علی (ع)، پروردۀ محمد (ص) و عمیقاً به وی و امر اسلام وفادار بود. علی (ع) تا سرحد شور و عشق پایبند دین بود، صادق و راستکار زیست و در امور اخلاقی همواره خرده‏گیر بود، هم سلحشور بود و هم شاعر و همه صفات لازمۀ اولیاءالله در وجودش جمع شده بود».

بارون کارادیفو می‎‌‌‎گوید:
علی (ع) همچون قهرمان شکست‎ناپذیر دوشادوش پیامبر پیکار کرد و معجزاتی نشان داد، پیامبر به او مهر ورزید و اطمینانی عمیق به وی داشت تا آنجا که یک روز در حالیکه به وی اشاره می‎کرد، چنین گفت: هر کس را من سرور و آقایم، تو نیز سرور و آقا هستی. علی (ع) قهرمانی رزمنده و شهسواری پاک‎نهاد و پاکباز و امامی شهید بود که روحی بس عمیق و آرام داشت که در ژرفای آن، اسرار خدائی نهفته بود.


لامنس، کشیش بلژیکی می‎‌‌گوید:
برای عظمت علی (ع) همین بس که تمام اخبار و تواریخ علمی اسلامی از او سرچشمه می‎‌گیرد. او حافظه و قوۀ شگفت‎انگیزی داشت. علمای اسلام از مخالف و موافق، از دوست و دشمن مفتخرند که گفتار خود را به علی مستند دارند، زیرا گفتار او حجیت قطعی داشت، او باب مدینه علم بود و با روح کلی پیوستگی تام داشت.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید