تصویر برگزیده

نادر مشایخی:

به من ترکیب گر شنیداری می گویند

آرتنا: کاری که من می کنم آهنگسازی نیست، بلکه ترکیب سازی است. من بصورت شنیداری ترکیب می کنم. در واقع به من ترکیب گر شنیداری می گویند.

zoom
به من ترکیب گر شنیداری می گویند

نادر مشایخی متولد ۱۳۳۷ در تهران ، آهنگساز و رهبر ارکستر و فرزند بازیگر  تئاتر و سینما استاد جمشید مشایخی است.وی پس از پایان تحصیلات ابتدایی در تهران به هنرستان عالی موسیقی راه یافت و پس از آن تحصیلات خود را در دانشگاه موسیقی وین در اتریش و در رشته آهنگسازی، رهبری و موسیقی الکترونیک ادامه داد و با درجه ممتاز فارغ التحصیل شد.
مشایخی در سال ۲۰۰۱ «آنسامبل وین ۲۰۰۱» را تشکیل داد و از همان سال ها رهبری گروه هایی چون وین ۲۰۰۱ و کاپلا کوندورتا و همکاری با هنرمندانی چون هانا شیگولا را آغاز کرد. شرکت در جشنواره های موسیقی در اروپا، آمریکا و آسیا، رهبری ارکستر سمفونیک تهران و اجرای کنسرت با این ارکستر در اتریش (دو بار) و آلمان، تدریس در دانشگاه تهران، دانشکده موسیقی دانشگاه هنر، دانشکده صدا و سیما و کنسرواتوار تهران از دیگر فعالیت های وی است.
پس از آنکه علی رهبری ارکستر سمفونیک تهران را در تابستان ۱۳۸۴ رها کرد، وی رهبری این ارکستر را عهده دار شد و چندی بعد در کنسرتی با حضور سفیر جمهوری اسلامی در برلین، ارکستر را در جشنواره ازنابروک (آلمان) رهبری کرد.

در میان تجربه های مشایخی در زمینه آهنگسازی می توان به ساخت نود و شش قطعه برای سلو، موسیقی مجلسی، موسیقی ارکستری و اپرا، ساخت سمفونی فیه ما فیه (سه اثر)، اپرای ملکوت، قطعه ارکستری پشیمانی کنتیمنتو، مجموعه تولدی دیگر ( روی ترجمه آلمانی اشعار فروغ فرخزاد )، اجرای پروژه های موسیقی تلفیقی اصیل ایرانی در همکاری با هنرمندانی چون حسین علیزاده و هوشنگ ظریف (فستیوال سالزبورگ ) و ساخت سمفونی مولانا برای صدا و سیما اشاره کرد. وی همچنین در پی کشف کیفیت موسیقایی متفاوتی در کارهای عالیم قاسمف ، آثاری را با این هنرمند آذری و دخترش "فِرغانا قاسمف" اجرا کرده است.
مشایخی، پس از اینکه از رهبری ارکستر سمفونیک تهران در سال ۱۳۸۶ کنار گذاشته شد (یا کناره گیری کرد) ، به شکل دهی ارکستر مجلسی و فیلارمونیک تهران پرداخت.
فرانک شفر، فیلمساز هلندی فیلمی مستند از زندگی نادر مشایخی ساخته است. در سال 1385 در فستیوال موسیقی وین - یکی از معتبر ترین فستیوال های موسیقی - از نادر مشایخی تقدیر شد. در این مراسم که با نمایش اجرای دو اثر از جان کیج (قطعه 4 و 7) در تهران و اثری از مشایخی با عنوان "استخوان ایشانگو" در قالب فیلم مستند شفر همراه بود، وی درباره مشایخی گفت: "در بيست سال گذشته بهترين اجراي آثار كيج را در تهران شنيدم. فيلمهاي من بعد از آشنايي با نادر مشايخي با يك تحول روبرو شده است و در حال حاضر ترجيح مي دهم موسيقي ايشان را بشنوم.

مشایخی در ماه های پایانی سال 1390 خورشیدی به تهران بازگشت و در اردیبهشت سال 91 ، آثاری از "جان کیج" را با دانشجویان موسیقی در "شهر کتاب ابن سینا" اجرا کرد که می توان آن را آغاز مجدد اجراهای منحصر به فرد "کیج" توسط او در تهران دانست.

با وی در دوبخش عمومی و تخصصی به گفتگو نشستیم که قسمت اول آن را با هم مطالعه می کنیم:

-      --- ضمن عرض سلام و ادب خدمت شما استاد گرانقدر و ارزشمند، لطفا در مورد پرفورمنس (شیوه اجرا) و بریکولاژ (سرهم بندی) که در گالری ایسوی آمل اجرا کردید توضیح بفرمایید.

در مورد پرفورمنس ما سعی کردیم که آنی تصمیم بگیریم. تصمیماتی که آنجا گرفته شد همه بر اساس داشتن ماتریال موجود و مصالحی که در آمل در دسترس بود و در اختیار داشتیم انجام شد و در واقع نقشه و اجرا همزمان می شود.

جریان بریکولاژ این است؛ من احساس می کنم که مکانیک ذهنی تفکری ما ایرانی ها بیشتر بریکولاژ است. یعنی بر خلاف تصور اروپایی و نحوه ی مکانیک ذهنی اروپایی که همیشه علی فکر می کنند، علت هست، معلول هم هست. نقشه ای می ریزند و عمل و اجرا می کنند. ما ایرانی ها بیشتر نقشه و اجراهایمان همزمان است. یعنی علت و معلولی نیست. این نتایجی دارد و یکی از مهمترین نتایج آن این است که ما آینده نگر نیستیم!

--- وضعیت موسیقی در ایران را چگونه می بینید؟

موسیقی در ایران دستخوش یک سری وقایعی شده است که از آن توانایی های بالقوه ای که دارد، نمی تواند استفاده کند! و در مورد دلایل آن به تفصیل می توان بحث و صحبت کرد. اما مسئله این است که یک قوه و پتانسیل عجیبی در جوانان ایرانی است و این کاملا دیده می شود. و می توان این امکان را برای جوانان ایجاد کرد که بیایند و کار کنند. و شما می بینید که در مدت زمان خیلی کوتاه کارهای واقعا درجه یک و خارق العاده انجام می دهند.

--- جایگاه موسیقی ایران در جهان را چطور می بینید؟

 موسیقی سنتی  ایران هنوز در جاهای دیگر آنطور که باید درک نمی شود. که این هم دلایل خودش را دارد و نیز راه حل های زیادی هست که بتوان موسیقی ایران را برای دیگران قابل درک کرد. مخاطبین غیر ایرانی می آیند و پنج یا شش دقیقه، و نهایتا ده دقیقه تحمل می کنند و از اتفاقاتی که می افتد، تعجب می کنند و بعد نمی توانند ادامه دهند و از آن دور می شوند! ولی ما متد هایی داریم که می توان با استفاده از آنها این نوع موسیقی را برای آن دسته  از آدمها قابل درک تر کرد.

ولی در مجموع موسیقی در ایران به شرایطی رسیده است که ما داریم فکر می کنیم موسیقی یک ضمیمه است! مثلا ضمیمه ی شعر یا ضمیمه ی یک مراسمی است! در حالیکه موسیقی به خودی خود دارای آن قوه و پتانسیل هست که اصل ماجرا باشد.

--- منظورتان این است که  که موسیقی را از حالت انتزاعی هم  خارج کرده ایم؟

یکی همین است که از حالت انتزاعی آن را خارج کرده ایم. یعنی صرفا صوت، صرفا صدا. ما لذت صدا را از موسیقی گرفتیم! در خیابان ها می بینیم که بسیاری از آدم ها گوشی در گوششان هست و در حال گوش دادن به موسیقی هستند.اما این اتفاقا بیشتر به موسیقی ضرر میرساند تا اینکه نفعی داشته باشد!

--- چگونه موسیقی را تقسیم بندی می کنید و نظرتان راجع به موسیقی فولک چیست؟

من همیشه در رابطه با موسیقی فولک گفتم که این تنها موسیقی نیست، این یک روش زندگی است! به این دلیل که اساسا نحوه ی شنیداری موسیقی فولک با نحوه ی شنیداری موسیقی شهری فرق دارد. یعنی میان کنش وجود دارد. یعنی مخاطب هم در این موسیقی نقش بازی می کند. در حالی که وقتی ما در سالن ها هستیم، در واقع تنها فعالیتمان باید شنیدن باشد. تنها امکانی که وجود دارد گوش دادن است. در حالی که در موسیقی فولکلور یک جنبه ی خیلی خیلی حجیم آن بیان کنش است.

--- آیا می توانیم موسیقی فولکلور را مادر موسیقی ایرانی و سنتی خود بدانیم یا از هم جدا هستند؟

به نظر من درست است که اینها از لحاظ قالب های تئوریک و مصالح به هم شباهت دارند، ولی نحوه ای که با این مصالح کار می شود به نظرم کاملا فرق دارد. به خصوص که در موسیقی فولک دائما سعی می کنیم که تغییر نکند. چون این میان کنش از بین می رود. اگر تغییر کند مردم آن را نمی شناسند.

--- منظورتان این است که در موسیقی فولک یک ملودی شروع میشود و در یک فضا ادامه پیدا می کند و مدلاسیون نداریم؟

بله، مدلاسیون نداریم و می خواهیم بیشتر در این فضا بمانیم. برای اینکه این فضا باید در حافظه ی مخاطب بماند و تکرار شود تا مخاطب بتواند همکاری کند.

--- راجع به موسیقی پاپ چه نظری دارید؟

من همیشه گفتم موسیقی پاپ دیدگاه دیگری دارد. در وهله ی اول سعی میکند مخاطب را سرگرم کند و امکانی به مخاطب بدهد که خود را از زندگی روزمره بیرون بکشد. مثل آبنبات است، اما غذا نیست! آبنبات را می خورند برای اینکه طعم دهانشان عوض شود. ولی در واقع چیزی نیست که الهام زندگی بدهد و این رویکرد موسیقی پاپ است.

--- آیا می توانیم موسیقی ایرانی را در مقام مقایسه درجایگاه موسیقی کلاسیک قرار دهیم؟

در واقع استفاده از کلمه ی کلاسیک اگر به شکلی باشد که به عنوان کلاسه بندی شده و دسته بندی و رده بندی شده باشد، که سلسله مراتب را مشخص کند، یا اگر ما موسیقی سنتی را به عنوان مراتب ایجاد یک سیستم سلسله مراتب در نظر بگیریم، به نظرم درست است و مشکلی نیست.

--- نظر شما راجع به رنگ در موسیقی چیست؟

رنگ در واقع آن مصالحی است که اصل صدا را درست کرده است. برای من رنگ مهمترین بخش موسیقی است. ولی در موسیقی های مختلف جایگاه آن فرق دارد. به قول معروف همان سلسله مراتب تغییر کرده است و برای من جایگاه آن خیلی بالاست. رنگ یعنی همان مصالح اصلی که من با آن کار می کنم. ولی در همه ی موسیقی ها اینگونه نیست. شما در دو یا سه سال اول آهنگسازی می بینید که تلاش می شود ابتدا برای پیانو نوشته شود و سپس آن را رنگ آمیزی می کنند و ارکسترال می شود. من اعتقاد دارم این کار در حال حاضر بی معنی است. به این دلیل که من در رنگ فکر می کنم! مصالح من رنگ است! ملودی و هارمونی ندارم! چرا که از اول دارم به ترکیب رنگ ها و هماهنگی فکر می کنم. ملودی اصلا در کار من که موسیقی سمفونیک است نقش بازی نمی کند!

--- جایگاه شعر و واژه در موسیقی چیست؟

شعر که به هر حال دارد خودش را به موسیقی نزدیک می کند. یعنی یکی از لایه های مهم شعر موسیقی  است و نمی توانیم آن را از موسیقی جدا ببینیم. از طرف دیگر لایه های بسیار زیادی دارد، صدها لایه دارد. لایه ی سمانتیک، لایه ی فونتیک، لایه ی هرمنوتیک دارد. این لایه ها دائما روی هم تأثیر می گذارند، با اینکه امکان سعی آهنگساز را برای ترکیب این لایه ها می بندد. ولی باید بدانیم مهم این است که اگر من با تکست و متن کار می کنم ، اولویت پیدا می کند به موسیقی. من خیلی خوشحال می شوم نکاتی را ببینم که در آن سعی شده موسیقی اولویت پیدا کند. از جمله کارهایی که جان کیج کرده که می بینم در آنها موسیقی مهم تر است.

--- اگر قرار باشد شما موسیقی با کلام کار کنید، ترجیح می دهید آهنگ را بسازید و بعد سراینده روی آن شعر بگذارد و یا روی کلام و شعر آهنگ می سازید؟

من واقعا ترجیح می دهم ابتدا تکست باشد و نوشته شود و بعد روی آن کار کنم. در واقع شما یک نگرش موسیقایی نسبت به شعر دارید و برعکس آن مشکل می شود.

--- جایگاه آهنگساز و تنظیم کننده در موسیقی کجاست؟ آیا آهنگساز با نواساز یا ملودی ساز متفاوت است؟ و اینکه در موسیقی کلاسیک نشنیدیم شخصی آهنگی بسازد و دیگری تنظیم آن را به عهده گیرد، در حالیکه در موسیقی پاپ زیاد این اتفاق می افتد.

این جریان در موسیقی پاپ درست است، و به این دلیل اتفاق می افتد که مصالح موسیقی پاپ دائما در حال ترقی و تغییر است. مثلا موسیقی پاپی که در سی سال پیش بوده از مصالح دیگری استفاده می کرده و تنظیم کننده به این دلیل در موسیقی پاپ مهم است که دائما در حال تغییر است. تکنیک های جدید صدادهی الکترونیک بوجود می آید که یک نفر می تواند کارش را روی همین جریان متمرکز کند که دائما به روز باشد. ولی آهنگساز در واقع آن کسی است که سعی می کند برای شعر تمی درست کند و با آن تم کار کند و همراهی آن را درست کند. حالا اینکه ما چگونه آن را به گوش مردم می رسانیم و رنگ آمیزی آن چگونه است، بستگی به تنظیم کننده دارد. چرا که تنظیم کننده ها خیلی به روز هستند. ولی از طرف دیگر اعتقاد من این است که آهنگساز به کسی می گویند که آهنگ می سازد، یعنی ملودی می سازد، هارمونی می سازد، با فرم ملودیک هارمونیک کار می کند. مثلا کاری که من می کنم آهنگسازی نیست، بلکه ترکیب سازی است. من بصورت شنیداری ترکیب می کنم. در واقع به من ترکیب گر شنیداری می گویند.

--- در مورد خودم می خواهم بپرسم. به عنوان کسی که ملودی را روی شعری آماده می کنم و اورتور آن را می نویسم، آیا به من و امثال من ملودی ساز می گویند؟ زنده یاد پرویز یاحقی چنین افرادی را نواساز می نامید و معتقد بود آهنگساز کسی است که با سازهای مختلف آشنایی داشته باشد و زیر و بم موسیقی را بشناسد و بتواند از آن سازها به موقع و به جا استفاده کند.

شما ملودی ساز هستید. این کار شما را کسی انجام می دهد که کار ملودیک می کند. ولی مسئله اصلی این است کسی که آهنگساز است سعی می کند با آن ماتریالی که وجود داشته کار کند. یعنی سازها را می شناسد، هارمونی را می شناسد، می داند چگونه باید اینها را تنظیم کرد. ولی شما در واقع سانگ رایتر هستید.

--- من معتقدم در دهه های اخیر سطح سلیقه ی مخاطبین ما در موسیقی بسیار بسیار افت کرده است! آیا با این نظر موافقید؟

حق دارید و من هم همین اعتقاد را دارم! عقیده دارم سلیقه بسیار تقلیل پیدا کرده است. ولی سلیقه از کجا بوجود می آید؟! وقتی یک موسیقی در اختیار کسی گذاشته می شود، سلیقه ی او هم تغییر می کند. ما عادت می کنیم وقتی از رسانه ها، در تاکسی، در مهمانی، در کافی شاپ و غیره موسیقی پخش می شود و ما شنونده ی آن هستیم، خود به خود عادت و سلیقه ی ما را می سازد. یعنی رسانه ها دقت زیادی در این مورد نمی کنند. به اعتقاد من سلایق بسیار مختلفی در ایران موجود است. منتها اگر شما سعی کنید در رسانه ها فقط یک نوع از سلیقه را اعمال کنید، این باعث می شود که سلیقه تقلیل پیدا کند!

--- یعنی در حقیقت ما به مخاطبین جوانمان خوراکی نداده ایم که حالا از آنها توقع داشته باشیم. مانند کامپیوتر که باید به آن برنامه داد و بعد توقع خروجی کارآمد داشت. خوب برای قوی تر کردن زیرساخت های فرهنگی موسیقی کشور ما معتقدید که به چه عواملی باید بیشتر پرداخته شود؟

در وهله ی اول برای بچه ها و در دبستان باید به صدا پرداخت. به نظر من اگر بچه تا ده، دوازده سالگی یاد نگیرد که از صدا یک جنبه ی عاطفی برای خود درست کند، این به شدت برای فراگیری بعدی آن کار را سخت می کند. شبیه یک زبان است. ما زبان را تا دوازده سالگی یاد می گیریم و بعد به کشور دیگری می رویم و باید به زبان جدید صحبت کنیم. بطور حتم از نظر اینکه آن دستور زبان و لغات را خوب یاد بگیریم خیلی خیلی تضعیف خواهیم شد! ولی لهجه ی ما تغییر نخواهد کرد. یعنی اگر پنجاه سال هم آنجا بمانیم، وقتی حرف می زنیم بلافاصله متوجه غریبه بودن ما خواهند شد. موسیقی هم برای بچه ها همین گونه است. بچه ها خیلی دقیق تر از ما می توانند خود را مشغول موسیقی کنند.

مرحله ی دوم اینست که به بچه ها یاد بدهیم چگونه می توانیم صدا را ترکیب کنیم. یک آهنگساز چه کار می کند؟ چگونه یک کار زیباست؟ نه اینکه بخواهیم زیبایی را به او یاد بدهیم و به او بگوییم که باید اینگونه گوش بدهی و این فقط زیباست! بلکه به او بگوییم چطور می توانی زیبایی را جستجو کنی! جستجو کردن صدا و زیبایی صدا را می توان به بچه  یاد داد.

مطلب سوم اینست که برای سلیقه های مختلف همیشه در رسانه ها جایی بگذاریم. اینطور نباشد که با یک نوع موسیقی مخالفت کنیم. من با هیچ نوع موسیقی مخالفتی ندارم و مراحل مجوز گرفتن برای موسیقی را مردود می دانم مگر در دو مورد، اگر موسیقی از لحاظ سیاسی و یا عرف اجتماعی مطلب داشته باشد، در این دو مورد مجوز ندادن توجیه دارد، ولی به غیر از این هیچگونه مراحل اخذ مجوز را نمی توانم بپذیرم!

--- آیا شما معتقد هستید که ما موسیقی مبتذل هم داریم؟

موسیقی مبتذل هم هست. ولی آن هم جایگاه خودش را دارد و باید باشد. اصلا مسئله ای نیست، باید موسیقی مبتذل هم باشد تا بتوان موسیقی خوب را از بد تشخیص داد و آدم به دنبال موسیقی خوب برود. در زبان فارسی ما هم کلمات مستهجن زیادی وجود دارد و آدم هایی هم هستند که از کلمات خیلی بد استفاده می کنند. ولی من که زبان فارسی را کنار نمی گذارم! همین زبان و ماتریالی است که حافظ دارد، همین زبان است که فردوسی دارد.

--- نظر شما را راجع به موسیقی تلفیقی، خصوصا تلفیق تنبور در موسیقی پاپ که شاید به دلیل قداست این ساز و یا حجم کم صدای آن در مقابل سازهای دیگر و ... قبلا انجام نشده، چیست؟

من اصلا هیچگونه مخالفتی با این جریان ندارم. به خاطر اینکه ما در یک فضای فرهنگی زندگی می کنیم که یک فضای تلفیقی است! شما کافیست در یکی از خیابان های قدیمی تهران به خانه ها نگاه کنید. بعضی ها قدیمی هستند و بعضی ها جدید و بعضی مخلوط این دو هستند. به زعم خودشان چیزهای خوب و آنهایی را که احتیاج داشتند را گرفتند و با انها کار می کنند و خیلی هم قشنگ و زیباست. به خاطر اینکه من به دنبال این نمی روم که ببینم چه کسی شبیه من فکر می کند. بلکه من به دنبال کسی می روم که افکارش با من اختلاف دارد! آن زیباست. من می روم و فرهنگ های مختلف را می بینم و دنبال شباهت فرهنگی نیستم، بلکه به دنبال اختلاف فرهنگی هستم! به دنبال این هستم که در مورد خوشبختی یک آدم دیگر چگونه فکر می کنند؟!

به نظر من تنبور دارای آن خصوصیاتی است که بتوان آن را کنار سازهای دیگر قرار داد و با آن کار کرد. من خودم از آدم هایی هستم که شدیدا مخالف میکروفن گذاری برای موسیقی بودم. ولی وقتی که در ضبط  می شنویم و می بینیم که تنبور دارای چه خصوصیاتی است و این ویژگی ها در سازهای دیگر نیست، در واقع کفه ی مثبت ترازو بالاتر می رود. یعنی نمی شود دگم نگاه کرد و گفت من صد در صد مخالف میکروفن هستم. میکروفن به موسیقی خیلی ضرر می زند، ولی یک جاهایی ضعف هایی وجود دارد که این صدا را ما فقط با میکروفن گذاری می توانیم بشنویم. و میکروفن حتی روی نحوه ی نوازندگی تأثیر گذاشته است!

--- در مورد فعالیت های فعلی و آینده تان لطفا توضیح بفرمایید.

فعلا ما کارمان را روی پرفورمنس با کودکان گذاشته ایم. چون اعتقاد اصلی من اینست که اگر قرار است کار در موسیقی درست پیش رود، باید از کودک شروع کرد. باید در اختیارش گذاشت. حتی لازم نداریم به کودک یاد بدهیم، خودش یاد می گیرد! ولی در اختیارش بگذاریم. به او امکان بدهیم.

مطلب دوم اینکه کاری که من در آهنگسازی می کنم همچنان ادامه پیدا می کند و اشکال مختلفی به خود می گیرد. از جمله تئاتر که با موسیقی ادغام می شود و به زودی آماده خواهد شد. با کلیاتی که از فردوسی گرفته شده و داستان های مدرن و جدید ایران.

و بعد اینکه ما دنبال بریکولاژهستیم. فکر می کنم در ده سال آینده هم دائما خودمان را مشغول بریکولاژ می کنیم. برای اینکه الان کاتیگوریا و سلسله مراتب مختلفی کشف کردیم که طول می کشد تا از این ها یک سیستم درست کنیم.

--- چه خواسته ای از مردم و مسئولین در زمینه ی اعتلای موسیقی دارید؟

من فکر می کنم فقط لازم است مردم مخالفت با هیچ نوع موسیقی را نداشته باشند و اتفاقا خوشحال باشند که نحوه ها و سبک های جدید موسیقی در ایران است. به خاطر اینکه ما مردمی هستیم که خیلی متکثریم و سلیقه های مختلف داریم  و این زیبایی این فرهنگ است. این فرهنگ به این دلیل زیباست که  آدم های مختلف، سلیقه های مختلف دارند و شما وقتی به دنبال این سلیقه های متفاوت می روید، خسته نمی شوید. ببینید چند مدل از موسیقی است! به نظر من مشخصا باید روی شهرستان ها فکر کنیم که چقدر پتانسیل و نیرو در آنها وجود دارد و من واقعا خوشحال می شوم که این دوستان متوجه این قضیه بشوند و این امکان را در شهرستان ها هم ایجاد کنند.

--- آرتنااولین خبرگزاری هنر ایران است، که بدون هیچ نوع جناح بندی و برداشت خاصی اخبار هنری را منتشر می کند. آیا به نظر شما می تواند کمکی به پیشرفت موسیقی بکند؟

شدیدا! تنها راهی که می تواند افکاری که با موسیقی ارتباط دارد را به مردم انتقال دهد، همین خبرگزاری است. مثلا همین برنامه پرفورمنس که ما داشتیم، احتیاج به یکسری صحبت هایی داشت و مردم باید می دانستند که این جریان چیست و چه اتفاقی قرار است بیافتد و این جزئی از آهنگسازیست و به آن احتیاج است. چگونه دیدن و در حقیقت نحوه ی دیدن ما مطرح و بسیار مهم است.

ومن تشکر می کنم از شما و خبرگزاری هنر که بطور تخصصی حامی هنر و موسیقی هستید.

 

۰۷:۵۲ ::: ۱۳ / ۴ / ۱۳۹۵

ARTNA آرتنا-> موسیقی - استان ها - گفتگو -

منبع خبر : اختصاصی

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 2

عارف آریا
|
13تير ماه 1395
0
2
بسیار عالی 👍👍
مهتاب
|
24تير ماه 1395
0
2
ممنون بابت مصاحبه خوبتون با این استاد ارزشمند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید