تصویر برگزیده

کارگردان و تدوینگر «یک شهر زینب»

«روایت فتح» شهید آوینی ضعف فیلمسازی دارد

آرتنا: روح الله رفیعی گفت: نریشن‌های آقا مرتضی در روایت فتح را به تنهایی گوش بدهید لذت می‌برید، اگر نریشن را حذف کنید و تصاویر را ببینید غیر از راش پراکنده چیزی متوجه می‌شوید؟ غایت ما که روایت فتح نیست، باید پله‌ها را جلو برویم.

به گزارش «آرتنا»،مستند «یک شهر زینب» روایتی است از پایمردی مادران شهدا در شهرک‌های نبل و الزهرا در شمال سوریه که 4 سال در محاصره بودند و بهمن 1394 توسط نیروهای مقاومت آزاد شدند. روح الله رفیعی یکی از مستندسازانی بود که چند ساعت پس از آزادسازی به شهر وارد شد، ما به بهانه این مستند سعی کردیم در این گفت‌و‌گو به بررسی مستندسازی بحران بپردازیم که در ادامه می‌خوانید:
 
«یک شهر زینب» چندمین مستند شماست؟
رفیعی: در حوزه مقاومت نوزدهمین یا بیستمین بوده است.
 
چندمین مستند در سوریه است؟
رفیعی: مستندهایی که در سوریه کار کردم یکی "خالد و مجتبی" بود، بعد "پشت پردۀ شام" بود که ممیزی پخش خورد و فعلاً پخش نمی‌شود و فقط اکران دانشجویی داشته است، دیگری "باب‌الجنت" بود که درباره حضور ایرانیان در بازسازی حرم حضرت زینب(س) بود، "هبه دختری از فلسطین" داستان قتل‌عام خانوادۀ فلسطینی بود که توسط تکفیری‌ها کشته شده بودند، " مخیم مدافع حرم" روایت مقاومت فلسطینیان جنب حرم حضرت زینب (س) است، دیگری "سرباز اسلام" است که راجع به بچه‌های افغانستانی آنجاست که محوریتش ضد جنگ و دفاع از مظلوم است،و "یوسف" که شاعری دانشجوست که شیوه مبارزه خودش را در جهاد ادبی یافته است و شعر علیه تکفیری ها می گوید و بعدی، "سفیر امید" است که ماجرای نماینده آقا در سوریه است که امیدی برای مردم منطقه بوده است، "راوی نبل" و بعد هم "یک شهر، زینب"؛ مستند دهم می‌شود.
 
مستند چگونه روایت می‌شود؟
رفیعی: فردای روزی که الزهرا آزاد شد آنجا بودیم، جشنی بابت تکریم خانواده‌های شهدای نبل و الزهرا گرفتند و هنوز مناطق اطراف دست تکفیریها بود و همچنان خمپاره بود که پشت سر هم می‌آمد و دقیقاً روز ولادت حضرت زینب (س) بود. در حین برگزاری مراسم تکریم خانواده شهداء خمپاره‌ها می‌آمد با طراحی که داشتیم یک دوربین داخل مسجد ماند و روایت مسجد و جشن را ضبط ‌کرد و دوربین دوم همراه آمبولانسی بود که به خاطر خمپاره‌ها به اطراف می‌رفت، ده دوازده خمپاره خورد و جالب بود اتفاقی نیفتاد جز دو سه خانه که گفتند افراد آنجا در مسجد هستند. کلا در مستند بحث مقاومت زنان و مادران و همسران شهیدی که فرزندان و همسرانشان را به جبهه می فرستند و خود هم در پشت جبهه به شهادت می رسند است.
 
پس در مستند، یک فرد خاص را مدنظر نداشتید؟
رفیعی: خیر، ایده اولیه گزارش یک جشن بود با همین روایت جلو رفتیم جدا از بحث اسم آن که تغییر کرد. 


الان در حوزۀ مستندسازی، عده‌ای اعتقاد دارند مستندساز باید بیشتر از آن لحظه بداند یعنی برای مستندش برنامه داشته باشد. یکسری هم می‌گویند کشف و شهودیست، مستندسازی در حوزۀ بحران مستلزم مدل دوم است یا می‌شود برنامه‌ریزی کرد؟
رفیعی: قبل از اینکه هرجا برویم باید اطلاعات آن منطقه را به دست بیاوریم و کشف و شهودی معنا ندارد. 4 سال پیش ابتدای محاصرۀ نبل و الزهرا قرار بود با هلی‌کوپتری که امدادرسانی می‌کرد می خواستم بروم بمانم و کار کنم که راه بسته شد. ما اطلاعات آنجا را از قبل داشتیم و می‌دانستیم چه اتفاقی هست و باید چه کار کنیم، فردای آزادسازی رسیدیم و در عملیات نبودیم و باتوجه به اینکه در این موقعیت‌ها خیلی شرایط باب دل ما نیست، زمان زیادی برای تولید نداشتیم و برای همین از قبل برآورد کرده بودیم که می‌رویم و این اتفاق‌ها می‌افتد، 5، 6 سناریو تعریف کرده بودیم گفتیم برویم، هرکدام اینها را بتوانیم دست بگیریم استارت می‌زنیم.
 
یکی دو سناریو را میفرمائید؟
رفیعی: عمدۀ کارهایی که تا الان ساختیم راوی دارد یعنی با محوریت یک نفر قصه‌هایمان را دنبال کردیم. ولی یک وقت هست زمانی نداریم، و تنها فرصت داریم یک نصف روز در شهر الزهرا باشیم، نگاه خبری یا نگاه مستند دو امر متفاوت است، شما در مدل خبری می‌روید مستند بسازی! بهترین حالتش این است که مستند گزارشی خوب بسازید، برای همین مجبوریم اینطور بسازیم. مدل مستندهایی که تولید می‌شود مثل آن آتش پشتیبانی است که باعث می‌شود بچه‌های دیگر بروند آنجا کار بسازند. اگر یک فیلم خوبی مثل A157 ساخته می‌شود برای این است که با خیال راحتتر ساخته است. اگر این حجم تولید بچه‌ها نبود که خودجوش می‌روند، اینقدر می‌توانستیم به مستندهای خیلی خوب فکر کنیم؟


عوامل مستند چند نفر بود؟با چه دوربینی؟
رفیعی: اکیپ ما 5 نفر بود مسئول تیم و دو تیم دو نفره، هر دوتا با دوربین nx بودیم.
 
واقعاً به این مدل مستندسازی می‌توان مستند گفت که در نصف روز کار را انجام دهید و...؟
رفیعی: خیلی نمی‌دانم منظور دقیقتان چیست، ولی خیلی درگیر این نیستم که آیا مستند هست یا نیست، من می‌گویم یک مستند گزارشی است.

مستند گزارشی شما چند دقیقه شد؟
رفیعی: 19 دقیقه.
 این 19 دقیقه که بعداً دیدید فکر می‌کنید می‌توانست ادامه‌دار شود؟ یا حتی کمتر کنید؟
رفیعی: از ابتدا نظرم این بود که زمان برنامه 15 دقیقه‌ای باشد ، که زمان تدوین کار 19 دقیقه‌ای شد که آن هم اصرار ما نبود.
 
در مستندهایی که برای جنگ سوریه ساخته شده کدام بیشتر به دلتان نشسته است؟
رفیعی: هرکدام از یک منظر خوب هستند، تعریف "ام قیاس" را زیاد شنیدم ولی ندیدم.
 
کار کیست؟
رفیعی: فکر می‌کنم کار سیدعلی فاطمی باشد. خودم "خالد و مجتبی" را می‌بینم که کار خودم هست و فکر می‌کنم تلویزیون بیش از 80 بار پخش کرده است، می‌بینم به خاطر آدمهایش نه به خاطر اینکه کار خودم است.
 
یکی از بحران‌هایی که در فضای مشترک بین خبرنگاران و مستندسازان وجود دارد این است که عکّاس و خبرنگار برای جنگ تربیت نمی‌کنیم، علیرغم اینکه 8 سال در جنگ بودیم و خیلی احساس نیاز باید می‌شده است. امروز اتفاق خاصی در فضای آکادمیک برای تربیت مستندساز بحران افتاده است؟
رفیعی: باز هم متأسفانه همینطور است و بی نظم یاد می‌گیرند. در سال 81 یا 82 بود که در یک جلسه آقای شاه‌حسینی جمله‌ای گفت که مرا در فکر واداشت و سراغ این رفتم، قریب به این مضمون گفت آینده از آن چریک‌های رسانه‌ای است، یعنی تو باید چریک باشی. تعریف چریک در جاهای مختلف سازوکار خاص خودش را دارد، اینکه به لحاظ محتوا ، فرم و... در جای خودش، در فضای بحران بیاوریم. جاهای مختلفی رفتم و الان بحث سوریه و عراق است، کسی که در فضای بحران می‌رود باید یک رزمنده باشد یعنی ابتدا بتواند جان خودش را حفظ کند و در دست و پای بقیه نرود، اقسام و انواع گلوله‌ها و سلاح‌ها را بشناسد، دشمن روبرو را بشناسد به خاطر اینکه هر طیف از آن آدمها مدل جنگشان متفاوت است، ضمن اینکه باید آرامش داشته باشید و آرامشتان از فرمانده میدانی هم باید بالاتر باشد، در این فاصله باید فکر هم بکنید تا خط قصه خود را هم جلو ببرید. وگرنه یک دوربین گرفتید که بدون فکر لانگ‌شات و چپ و راست می‌چرخانید و نهایتاً زوم‌های الکی که معنایی ندارد ، جانتان را در دست گرفتید و وسط معرکه رفتید و خروجی هم هیچ است. بعد، باید فیلمسازی هم بلد باشید، الان متاسفانه خیلی‌ها به من مراجعه می‌کنند اولین تجربه کار مستندشان را می‌خواهند جنگ بروند! مگر می‌تواند آنجا برود؟ در بهترین حالت خودش را زخمی می‌کند و برمی‌گردد. تبلیغات جنگی یک تخصص است، چه بگیرید و از کجا بگیرید که اگر فیلمتان مثل هادی از دست رفت دشمن نتواند از آن به نفع خودش استفاده کند و راش هایت هم  قصه‌ داشته باشد، "نبرد بلد" گزارش یک عملیات است آنجا هرکس راش فیلم را ببیند نمی‌داند کجاست چون شاخصه‌ها را نگرفتیم و عمومی است. این کجاها کامل می‌شود؟ نماهای تکمیلی که بعدا گرفتیم به روایت کمک کرد.
 
   یکی از شبکه های معاند مستندی در مورد سوریه و کوبانی پخش کرد که مستندساز وسط معرکه بود آنها  اگر وسط میدان جنگ هم نیستند نشان می‌دهند وسط معرکه‌اند. اما مستندهای بحران ما هم وسط بحران نیستند، دلیلش چیست؟
رفیعی: خط قرمز و چارچوب‌ها درنیامده که وقتی من فیلمساز می‌روم مخلّ کار نظامی نیستم و آمدم بخشی از بار نظامی را به دوش بکشم . امثال ما چند نفرند؟ 7-6 نفر BBC چندنفر آدم این شکلی دارد؟ یک یا دو نفر!؟ کسانیکه اسم بردم به غیر از بچه های اتحادیه هستند که سوریه رفته‌اند، وگرنه بچه‌ها در عراق کارهای زیادی می‌سازند. من قبل از اینکه فیلمساز باشم، باید آموزش خوب نظامی‌ دیده باشم و باید آمادگی بدنی داشته باشم، من اگر ندانم چه دوربینی ببرم چه اتفاقی می‌افتد؟
 
مجددا به سوریه بروید چه می‌سازید؟
رفیعی: منطقۀ سیده زینب الان مهاجرنشین شده است و تقریباً از همه نقاط سوریه آنجا هستند. یکبار آنجا موضوعاتی که می‌شود ساخت را نوشتم، گفتم یکسال بمانم و مستند کار کنم که ایده‌آلم باشد هرهفته کار دارم، اینقدر تنوع موضوع زیاد است.
 اولویت در چیست؟
رفیعی: آنچه در همۀ اینها مشترک است بحث مقاومت است.
 
 مهاجرت فکرتان را مشغول نکرده است؟ اینها که از طریق ترکیه و... می‌روند؟
رفیعی: تعدادشان زیاد نیست، کل مهاجرین حدود 100  هزار نفر بودند. داستان اینکه این همه داستان مهاجرین را برجسته کردند این بود که اروپا برای برون‌رفت از رکود اقتصادی به کارگران ارزان نیاز داشتند، چرا اینها ترکیه و ایران نیامدند؟ و چرا اروپا رفتند؟ راهها را خودشان باز کردند، من از خیلی از سوری‌ها شنیدم که آلمان می‌روند چرا؟ چون کار هست. یعنی چه؟ به آدم جنگ‌زده چه دستمزدی می‌دهند؟ اینقدر که فقط زنده بماند، ولی به کارگر اروپایی چه می‌دهند؟ آنها می‌خواستند اینها را در اروپا به کار بگیرند و برخورد خوبی نمی‌شد چون اینها مالیات نمی‌دهند و می‌خواهند از امکانات اینها هم استفاده کنند. بخواهم مستندی جدیدکار کنم به این موضوع می پردازم ، یا کشتار یک روستای ارمنی‌نشین در سوریه را کار می‌کنم که توسط نیروهای امنیتی ترکیه کشته شدند، یا خود داعش.
 
آقای عبدالباقی تفاوت‌ تدوین مستند جنگی با مستند شهری و اجتماعی چیست؟
عبدالباقی: تفاوت آنچنانی از لحاظ کار ما ندارد، بالاخره همه‌شان در قالب مستند تعریف می‌شوند.(از اونجایی که هر دو در قالب مستد تعریف می شوند اشتراکات زیادی دارند و تفاوت هایشان اندک است)
رفیعی: معمولاً کارهایمان را که می‌خواهیم برویم، می‌نویسیم، حتّی دکوپاژ می‌کنیم و حرفها و ری‌اکشن و شروع و پایان کار و عطف‌ها درمی‌آیند.
 
وقتی کسی در بحران برود برای هر یک دقیقه ارزش قائل است، ممکن است در شهر شما ساعتها فیلم بگیرید و بعد از دل آن مستند ۳۰دقیقه‌ای دربیاورد شاید مشکلی نداشته باشد ولی آنجا کلّاً ممکن است ۳۵ دقیقه داشته باشد، و این است که کار تدوینگر را سخت می‌کند.
عبدالباقی: تفاوت‌هایی که در آن وجود دارد این است که اولاً کسی که آنجا کار را تولید می‌کند و به عنوان کارگردان هست حتماً در آن مؤثر است، تصاویر و راش‌های مستند رفیعی را که می‌بینید خود راش ها به شما می گویند که چه باید بگویید و شما به عنوان تدوینگر باید مرتبش کنید و قابل فهم‌تر کنید .
 
برای مستند«یک شهر زینب» چقدر وقت گذاشتید؟
عبدالباقی: حول و حوش 20 روز برای 19 دقیقه خروجی، کار کُند ولی خوب پیش رفت و علتش این بود که فقط روایت و تصاویر را منظم و مرتب نکردیم و نیاز بود با موسیقی همراه شود و خودمان مثلاً 20 تا موسیقی گرفتیم و از هرکدام چندثانیه گرفتیم و موسیقی مورد نظر را در هنگام تدوین تولید کردیم .چاره‌ای جز این نداشتیم و این وقت‌گیر بود.
 
چرا این کار تا این حد طول کشید بنظر نمی‌رسد مستند ۲۰دقیقه‌ای تا این حد کار داشته باشد؟
عبدالباقی: نحوه تدوین "راوی نبل" اینطور نبود یعنی تدوین فیلم را به پایان رساندیم و موسیقی بعداً برایش تولید شد. ولی کار "یک شهر زینب" چون یک کار هیجانی و اکشن بود مجبور بودیم موسیقی‌اش را خودمان بسازیم چون من خودم می‌دانستم چه اتفاقی می‌افتد و کسی که بعداً می‌خواست موسیقی بسازد شاید حس مرا نداشت و نمی‌دانست من الان چه می‌خواهم، به خاطر همین مجبور بودیم خودمان موسیقی‌اش را تولید کنیم.
 
چند مستند شما  نریشن جدی دارد؟
رفیعی: در کارهای بحرانی فقط "پشت پردۀ شام". گوینده‌اش مرتضی هاشم‌خوانی بود.
 
نریشن چقدر کمک می‌کند تدوین سریعتر انجام شود؟
رفیعی: اساس نریشن این است که محتوا را برساند، عمدۀ کارهایی که تولید می‌شود و نریشن به آن اضافه می‌شود ضعف در محتوا دارد و کارگردان نتوانسته محتوا را بگیرد و از فضا و سوژه‌ها دربیاورد و اینجا می‌دهد یکی دیگر بنویسد.
 
روایت فتح آوینی...
رفیعی: ضعف فیلمسازی داشته است، آدمهایی که آنجا بودند آن موقع ادعا نداشتند که فیلمساز بودند. این گفتارهای آقا مرتضی است که فیلم را فیلم کرده و اعجاز کرده است.
عبدالباقی: چیزی که الان مرسوم شده به خصوص برای کسانی که بحران می‌سازند این است که با نریشن درست می‌کنیم.
رفیعی: من مخالف نریشن نیستم اما جای خودش را دارد، ضعف کارگردانی را با نریشن پر نکنیم. "خانۀ خدا" مرحوم گلستان نریشن دارد و همه‌چیزش با هم عجین شده است. نریشن‌های آقا مرتضی را به تنهایی گوش بدهید لذت می‌برید، اگر نریشن حذف کنید و تصاویر را ببینید غیر از راش پراکنده چیزی متوجه می‌شوید؟ غایت ما که روایت فتح نیست، شروعمان روایت فتح است، باید پله‌ها را جلو برویم.
 
الان جلوتریم؟
رفیعی: بعضی‌جاها بله. اگر محمدحسین مهدویان بعد از "آخرین روزهای زمستان"، "ایستاده در غبار" را کار می‌کند این تجربه‌ای است که به او رسیده است، در بحران هم جلوتریم. نگاهی که از روی دست آقا مرتضی آوینی نگاه کرده جلوتر است چون تجربه را گرفته است. کار رسانه‌ای بحران در لبنان کردیم و موفق بودیم ولی اینجا نکردیم و ناموفق ماندیم.
 
تکنیک خاصی در تدوین مستند بحران و مستند جنگی وجود دارد که متفاوت باشد؟
عبدالباقی: تدوینگر باید روایت بشناسد، تصویربرداری بشناسد، صدابرداری و... بشناسد تا در خروجی اینها را تنظیم کند.
 
 شما می‌توانید با تدوین نقاط عطف کار را به تأخیر بیندازید و یا آن را برای بیننده جذاب تر کنید؟
عبدالباقی: گاهی این‌کار را انجام میدهیم. اتفاقات رخ داده در راش ها را ترتیب‌گذاری و رتبه بندی می‌کنیم، سپس شروع ، اوج و پایان برایشان در نظر می گیریم و در انتهای روایت نتیجه‌گیری می‌کنیم. وقتی که کلیت روایت در ذهنمان شکل گرفت آن وقت در نرم افزار شروع به تدوین می کنیم. هیچوقت سعی نکردیم همه‌چیز را  بگوییم و شعاری عمل کنیم.  البته این نکته را نیز باید دانست که مستندهای بحران نوعی رجزخوانی رسانه‌ای است، هل من مبارز رسانه‌ای است که هدف آن تقویت روحیه خودی و تضعیف روحیه دشمن است و گریزی از شعار در این رجزخوانی ها نیست . ولی تا جایی که بتوانیم تلاش می کنیم از شعارزدگی دوری کنیم. تا می‌توانیم تلاش می کنیم مستند را به المان های هنری نزدیک کنیم روایتی منظم ارائه می کنیم. تصاویر زیبا ارائه کنیم. تصاویر شیک و باکیفیت بگذاریم، رنگها را درست کنیم که خودش جذابیت دارد و ناخواسته چیزهایی را منتقل می‌کند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید