تصویر برگزیده

وداع شاعرانه با ماه رمضان؛

ای ماه تنزل ملائک! بدرود

آرتنا: رضا اسماعیلی همزمان با آخرین روز ماه مبارک رمضان در تازه‌ترین سروده‌های خود به وداع با این ماه مبارک پرداخته است.

zoom
ای ماه تنزل ملائک! بدرود

به گزارش «آرتنا»،تورق دواوین گذشتگان از منوچهری دامغانی گرفته تا همین یک‌صده گذشته، نشان می‌دهد که میل شاعران به سرودن و فعالیت در این حوزه بیش از امروز بوده است. شاعر در ساحت‌های مختلف شعری حتی شعر عاشقانه به این موضوع گرایش داشته و همین امر گاه تشخیص عرفانی و یا عاشقانه بودن شعر را بر مخاطبان دشوار کرده است. شاعر دیروز به هر بهانه‌ای گریزی به این موضوع زده و از آن برای بیان مضامین جدید استفاده کرده است. نمونه‌ای از این دسته از اشعار را می‌توان در سروده‌هایی دید که در وصف ماه مبارک رمضان و بیش از آن هلول حلال ماه شوال و عید فطر است.

این مضمون از قرن چهارم آغاز شده و در سده‌های مختلف اوج و فرودهای متعددی را پشت سر گذاشت، اما در مجموع در دیوان و سروده‌های شاعران، از بزرگانی چون منوچهری دامغانی، خاقانی، سنایی، سعدی و حافظ گرفته تا شاعران درجه دومی و سومی چون مسعود سلمان، مجیر بیلقانی و دیگران. شاعران در این سروده‌ها با مضامین مختلف به ماه و هلال عید اشارت کرده‌اند؛ از نگاه زاهدانه، عارفانه‌ و هنرمندانه گرفته تا کامجویی و عشرت‌طلبی. به هر حال این موضوع جزء مضامین مورد استقبال شاعران بوده است، اما شعر معاصر به نسبت گذشته از این نظر کم‌بنیه و گاه لاجان است که این خود از دلایل متعددی نشأت می‌گیرد. در سال‌های گذشته برخی از شاعران تلاش کرده‌اند تا با پرداختن به این موضوع، اندکی از خلأ حاضر را رفع کنند.

رضا اسماعیلی از جمله این شاعران است که به مناسبت وداع با ماه مبارک رمضان چند رباعی تازه سروده است. او در این سروده‌ها به این فراز از دعای امام سجاد(ع) در وداع از ماه مبارک توجه داشته است که فرمود: «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ لَا تُنَافِسُهُ الْأَیَّامُ ،السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ هُوَ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ ، السَّلَامُ عَلَیْکَ غَیْرَ کَرِیهِ الْمُصَاحَبَةِ وَ لَا ذَمِیمِ الْمُلَابَسَةِ،السَّلَامُ عَلَیْکَ کَمَا وَفَدْتَ عَلَیْنَا بِالْبَرَکَاتِ وَ غَسَلْتَ عَنَّا دَنَسَ الْخَطِیئَاتِ»؛

خداحافظ اى ماهى که هیچ ماه دیگری از تو برتر نیست. خداحافظ اى ماهى که تا تو بودى، امن و سلامت بود. خداحافظ اى ماهی که نه در همنشینی با تو ناراحتی وجود داشت و نه بدی و ناپسندی در حضور تو بود. ای ماه رمضان خداحافظ و به سلامت! همان‏گونه که تو بر ما با برکات فراوان و سلامتی فرود آمدی و ناپاکی‏‌های گناه را از ما زدودی و ما را از خطاها شست و شو دادی!

1
ای ماه تنزل ملائک! بدرود
نور ملکوتِ جان سالک! بدرود
ای خواهش عارفان، بهار قرآن!
ای مطلع فجر «َامرِ رَبِّک»! بدرود

2
ما را به تبسم دعا بردی تو
تا روشنی فرشته‌ها بردی تو
ما را ز فریب اهرمن کوچاندی
تا حضرت دوست، تا خدا بردی تو

3
ای ماه عزیز! حق نگهدارت باد
خورشید، فدای چشم بیدارت باد
ای لیلۀ قدر! در دل بیداران
تا صبح وصال، شوق دیدارت باد

4
ای فرصت ناب عشق‌بازی با او
تفسیر فصیح آیه « الّا هو »
حقا که فراق جانگدازی داری
ای ماه عزیز! مژدۀ وصل‌ات کو؟!

5
ای سوره دل‌نواز! نشناختمت
ای مایه سوز و ساز! نشناختمت
سی روز شکوه «رَبَّنَا» را دیدم
یک ماه گذشت و باز نشناختمت!

6
یک ماه، فرشته همنشین ما بود
آیینه و نور، سرزمینِ ما بود
از خویش تهی و از خدا پُر بودیم
اخلاص، رفیق نازنین ما بود

7
سی روز تمام، با خدا خوش بودیم
با شوق تبسم دعا، خوش بودیم
در لیله قدر، زیر سقف توبه
با هلهله فرشته‌ها خوش بودیم

8
سی روز به شهر جان غزل‌خوان گشتم
دنبال ظهور نور انسان گشتم
در ظلمت جسم، من پریشان بودم
در پرتو روزه، من پریشان گشتم

9
سی روز خدا ز بام و در گل می‌ریخت
با دست فرشته، در گذر گل می‌ریخت
با تکیه کلام: «من تو را بخشیدم»
از باغ تبسم سحر گل می‌ریخت

10
یک ماه تمام، بندگی می‌کردیم
افطار و سحر، پرندگی می‌کردیم
بر سفره نور، معرفت می‌خوردیم
با روزی روزه ، زندگی می‌کردیم

11

در لیله قدر، بیکران را دیدیم
در جسم زمین، نزول جان را دیدیم
با چشم فرشته سی بهارستان از،
زیبایی ماه رمضان را دیدیم

12

با ظلمت نَفس، با هوس جنگیدی
با هر چه که «من»، نَفس نَفس جنگیدی
سی روز تو آسمان تبسم کردی
ای روح پرنده! با قفس جنگیدی

13
«هو» گفتم و جان من شد از تن خالی
از حیله رنگ رنگ دشمن خالی
سی روز فضای سینه پر شد از دوست
از همهمه و هی هی «من، من » خالی

14
در ماه خدا، خانه تکانی کردیم
همپای فرشته، مهربانی کردیم
جان را که اسیر تخته‌بند تن بود
در فرصت روزه، آسمانی کردیم

15
بر سفره روزه، ما مُکرم گشتیم
در خلوت انسِ دوست، مَحرم گشتیم
از دخمه نَفس، سر برون آوردیم
در مکتب صبر روزه، آدم گشتیم

16
بیداری ماه رمضان رفت، دریغ
این آینه از دست جهان رفت، دریغ
جان بود به جسم مُرده این دنیا
ای دلشدگان! جان جهان رفت، دریغ

۱۱:۳۴ ::: ۱۵ / ۴ / ۱۳۹۵

ARTNA آرتنا-> شعر و ادبیات -

منبع خبر : تسنیم

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید