تصویر برگزیده

دختر آیت الله الهی قمشه ای

مهدیه الهی قمشه ای درگذشت

آرتنا: دختر آیت الله الهی قمشه ای مترجم سرشناس قرآن کریم به رحمت ایزدی پیوست، به گفته دختر مرحومه، مراسم تشییع پیکر وی دوشنبه ۲۱ تیر برگزار می شود.

zoom
مهدیه الهی قمشه ای درگذشت

به گزارش «آرتنا»،مهدیه الهی قمشه ای ادیب و پژوهشگر ادبیات فارسی و دختر آیت الله الهی قمشه ای مترجم سرشناس قرآن کریم به رحمت ایزدی پیوست.
این شاعر و محقق نام‌آشنای ادبیات فارسی از 22 خرداد ماه در پی مشکلات تنفسی در بیمارستان بستری بود.
مهدیه الهی قمشه‌ای متولد 1316 هجری خورشیدی، شاعر، مولوی‌شناس و محقق ادبیات عرفانی است.
وی به تحقیق در مثنوی مولوی و تحلیل و تفسیر ادبیات عرفانی و تطبیق آنها با موضوعات قرآنی می پردازد و ابیات بسیار زیادی از مثنوی را از حفظ است، و خود هم طبع شعری و ذوق ادبی دارد. وی از سن کودکی در خدمت پدر خود مهدی الهی قمشه‌ای، به شعر و ادب علاقه‌مند شده و شعر می خوانده‌است و با مثنوی الاطفال آشنا شده‌است. از اساتید وی علاوه بر پدر از: «جلال همایی»، «شهابی»، «صدرالدین محلاتی»، «دکتر شفق» و «محمدتقی جعفری» می‌توان نام برد. حسین الهی قمشه‌ای و مرتضی الهی قمشه‌ای نیز برادران این نویسنده هستند.
آثار این شاعر عبارتند از، بهار عشق (منتخب اشعار)، معبد عشق (مجموعه اشعار)، کربلا وادی عشق.
 
گفتنی است مراسم تشییع پیکر وی دوشنبه ۲۱ تیر برگزار می شود.

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

حنظله ربانی
|
25تير ماه 1395
0
0
بی تابم و دل خسته تر از آه ِ شبانگاه
دارد به کجا می برَدَم این غم ِ جانکاه ؟!

فرجام پلنگانه ام از دست تو مرگ است
از دست تو ای ماه ! تو ای ماه ! تو ای ماه !

لبخند بزن "پنجره ی بسته ی " خود را
بگشای به روی من ِ بدجور " هوا خواه " !

تا دامنه ی دامنت آشفته ترین است ؛
هستی تو دلیل سفر این همه سیّاح

تنها روش "کشف حجاب" تو همین است ،
باید که عمل کرد به " قانون رضا شاه "

" شیرینی " و پابند "اصولت " و چه افسوس !
" فرهاد وَش " اما نشدی "طالب اصلاح "

حنظله ربانی

دریایی و آوازه ات بدجور پیچید َست
خورشید با إذن تو اینجا نور پاشیدَ ست

خورشید هم وقتی که می تابد بدون شک
« مرجع » شما هستی و او در حال « تقلیدَ »ست

دیریست آقا ! تختتان خالیست و این تخت
جنسش نه از تخت ِ « سلیمان » و نه « جمشیدَ »ست

اینجا زمین خالیست از هُرم ِ وجودت ، آه !
اینجا زمین بی تو لباس ِ مرگ پوشیدَ ست

من مانده ام تا عاشقانت سخت مجنون اند
« مجنون » چرا سهمیه ی آن « قیس » و این « بیدَ » ست ؟!

شاید کسی « کی می رسد باران ِ ؟ » « نیما » را
از « قاصد ِ روزان ِ ابری » ها نپرسیدَ ست

این « عید » ها یک روزه اند و کاش برگردید !
وقتی فرج نائل شود هر روز ِ ما « عیدَ ست

حنظله ربانی

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید