تصویر برگزیده

در سالن سینماحقیقت ؛

مستند به مثابه نگاه تاریخی و تمثیل‌گرا

آرتنا: فیلم‌‌های مستند «از خانه‌ی شماره‌ی 37» و «مانکن‌های قلعه‌حسن‌خان» در سالن سینماحقیقت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به نمایش گذاشته شد.

به گزارش «آرتنا»،بعدازظهر روز گذشته فیلم‌‌های مستند «از خانه‌ی شماره‌ی 37» (ساخته‌ی مشترک سام کلانتری و محسن شهرنازدار) و «مانکن‌های قلعه‌حسن‌خان» (به کارگردانی سام کلانتری) در سالن سینماحقیقت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به نمایش گذاشته شد و حضور چشم‌گیر تماشاگران در هر دو سالن نمایش، حکایت از استقبال مخاطبان از این دو فیلم‌ داشت.

در ابتدای برنامه‌ی نقد و بررسی این فیلم‌ها که رامتین شهبازی به عنوان منتقد در آن حضور داشت، ناصر صفاریان، مسئول جلسه‌های نمایش فیلم مرکز گسترش با اشاره به هم‌زمانی این جلسه با مراسم خاک‌سپاری زنده‌یاد عباس کیارستمی از حاضران در سالن تقاضا کرد به یاد و احترام این فیلمساز مهم و تاثیرگذار سینمای ایران از جا برخاسته و یک دقیقه سکوت کنند.

وی سپس با اشاره به این که دور جدید برنامه‌های کانون فیلم سینماحقیقت با مستندهایی از عباس کیارستمی آغاز شد گفت: «هفته‌ی آینده هم فیلم کم‌تر دیده شده‌ای از ایشان را به نمایش خواهیم گذاشت که طبق هماهنگی با آقای کیارستمی قرار بود خود ایشان هم در برنامه‌ی نمایش آن حضور داشته باشند، اما متاسفانه درگذشت غیرمنتظره‌ی ایشان امکان اجرای این برنامه را از ما گرفت.»

صفاریان در ادامه‌ی جلسه ضمن اشاره به این که مستند «از خیابان شماره‌ی 37» پیش از این هم نمایش‌هایی داشته، اظهار کرد: «به دلیل نمایش‌های قبلی این اثر و با همفکری دو کارگردانی که ساخت این فیلم را بر عهده داشته‌اند، تصمیم گرفته شد در جلسه‌ی نقد و بررسی این فیلم فقط از حضور سام کلانتری بهره ببریم و محسن شهرنازدار هم در صورت لزوم و در میان تماشاگران به پرسش‌های احتمالی پاسخ خواهد داد.»

وی سپس با توصیف آثار به نمایش درآمده به فیلم‌های واقعه‌نگار که هرکدام لحن بیان خاص خود را دارند، از سازنده‌ی این دو فیلم خواست درباره‌ی نحوه‌ی گرایش خود به فرم‌گرایی توضیحاتی ارائه کند. در این بخش، سام کلانتری با اشاره به این که هر فیلم فضای کار خود را تعیین می‌کند گفت: «از ابتدا که با محسن شهرنازدار تصمیم گرفتیم فیلم «از خانه‌ی شماره‌ی 37» را بسازیم، چهارچوبی متناسب با مستندهای پرتره مدنظرمان بود. بر اساس چینشی که در ذهنمان داشتیم قرار بود در فیلم، صادق هدایت زندگی خودش روایت کند؛ اما در مورد فیلم «مانکن‌های قلعه‌حسن‌خان» فرمی از روایت در ذهنم بود که باند صدا در آن خیلی اهمیت دارد، دیالوگ در آن جایی ندارد و از بار تصویری سختی برخوردار است.»

وی افزود: «جزو افرادی هستم که احساس می‌کنم زمانی که کلید ساخت یک اثر زده می‌شود، خود ایده قابلیت آن را دارد که فرم یا شکل روایت را دیکته کند.»

بخش بعدی جلسه به صحبت‌های رامتین شهبازی اختصاص داشت. شهبازی پس از ابراز تسلیت به مناسبت درگذشت زنده‌یاد عباس کیارستمی گفت: «در فیلم «از خانه‌ی شماره‌ی 37» که درباره‌ی زندگی و مرگ صادق هدایت ساخته شده، یک قطعه‌ی درخشان از حرف‌های او روایت شده که ای‌کاش به جای انتها در ابتدای فیلم مورد استفاده قرار گرفته بود تا مسیر ارتباط با فیلم را هموارتر کند.»

وی گفت: «هدایت در این قطعه می‌گوید: «یک بخش مهم زندگی این است که ما از چشم دیگران چگونه دیده می‌شویم.» این در حالی است که اشاره به خود را از چشم دیگری دیدن نکته‌ای است که در حوزه‌ی نشانه‌شناسی فرهنگی یک بحث بسیار مهم، تئوریزه و آکادمیک به حساب می‌آید.»

شهبازی گفت: «تمرکز این بحث روی ویژگی‌های فرد دیگری است که قرار است به ما نگاه کند. اما آیا این دیگری یک نافرهنگ یا عنصری کاملاً جدا از ماست که ما نمی‌توانیم با آن ارتباط برقرار کنیم یا مقوله‌ای فرهنگی است؟ به نظر می‌رسد این دیگری که در کلام هدایت به آن اشاره شده عنصری است که تفاوت‌هایی با ما دارد، اما آن را به عنوان یک فرهنگ پذیرفته و با آن به گفت‌وگو می‌نشینیم.»

وی افزود: «اگر این گفته در ابتدای فیلم بیان ‌شده بود، می‌شد این جمله از قول خود هدایت را به مثابه یک پرولوگ پذیرفت که فیلمی که به زندگی او اختصاص دارد در حقیقت شامل روایت و اطلاعاتی است که دیگران درباره‌ی هدایت داشته‌اند؛ اطلاعاتی که به دلیل اتصال به تاریخ نمی‌توان آن را قطعی دانست.»

شهبازی گفت: «وقتی روایت زندگی افراد به دیگری سپرده می‌شود، در حقیقت روایت ارائه شده، شامل خوانش یا مطالعه‌ی توام با تفسیر آن فرد از شخصیتی است که زندگی او در اثر هنری روایت شده است.»

وی با اشاره به این که دیالکتیک مورد نظر در تاریخ‌گرایی جدید، مستلزم نگاه دیگری است، گفت: «فیلم «از خانه‌ی شماره‌ی 37» اگر چه در بخش‌هایی وارد این دیالکتیک می‌شود و سعی می‌کند تاریخ کلان و موجود درباره‌ی صادق هدایت را زیر سوال ببرد، اما این نوع نگاه در فیلم مورد بحث کمی محتاطانه است و با توجه به نظریه‌های موجود در تاریخ‌گرایی جدید مقداری طراوت چنین موضوع را کم کرده است.»

در ادامه‌ی جلسه، سام کلانتری یکی از کارگردان‌های این فیلم در پاسخ به این نکته گفت: «قصد من و همکارم از ساخت این فیلم کنار هم چیدن تناقض‌ها و روایت‌های مختلف افراد برای نمایش برش‌هایی از شخصیت مرموز صادق هدایت نبود. هدف ما این بود که کاری کنیم تا در این فیلم و لابه‌لای صحبت‌های افراد در باره‌ی هدایت، او خودش با استفاده از نامه‌هایی که نوشته، داستان زندگی خودش را روایت کند.»

وی با اشاره به این که تنها در دو نقطه از فیلم به طرح دیدگاه‌های متناقض درباره‌ی صادق هدایت بسنده شده گفت: «ما به عنوان کارگردان نمی‌خواستیم با کنار هم چیدن مجموعه‌ای از حرف‌های متناقض جذابیت ایجاد کنیم و اگر بنا را بر انجام چنین کاری گذاشته بودیم، مواد خام بسیار زیادی برای اجرای این تمهید داشتیم.»

در ادامه‌ی جلسه، محسن شهرنازدار، دیگر کارگردان فیلم مورد بحث که در میان حاضران در جلسه حضور داشت در پاسخ به پرسش ناصر صفاریان مبنی بر هدف از ساخت این فیلم گفت: «در شرایطی که تا پیش از این مستندی درباره‌ی صادق هدایت ساخته نشده بود، ایده‌ی اصلی‌مان این بود که هدایت، خودش راوی اصلی فیلم باشد.»

وی ضمن اشاره به جذاب و در عین حال ترسناک بودن شخصیت صادق هدایت برای ساخت فیلم گفت: «در ابتدا تصمیم داشتیم با استفاده از تصویرهای موجود به سوی یک زبان تصویری درباره‌ی این شخصیت تاثیرگذار تاریخ معاصر حرکت کنیم، اما در نهایت به این نتیجه رسیدیم که رسالت ساخت چنین فیلمی فقط این نیست.»

شهرنازدار گفت: «امیدوارم این فیلم بتواند برای رویکرد سینمای مستند به سوی ساخت فیلم‌هایی درباره‌ی صادق هدایت نقش یک دیباچه‌ را بر عهده داشته باشد.»

وی ضمن پذیرش انتقاد مطرح شده از سوی منتقد مهمان جلسه درباره‌ی زبان تصویری فیلم افزود: «البته ایده‌ای که برای ساخت این فیلم دنبال می‌کردیم چنین نگاهی را در بر نمی‌گرفت.»

صحبت‌های رامتین شهبازی درباره‌ی مستند «مانکن‌های قلعه‌حسن‌خان» بخش دیگری از جلسه‌ی روز گذشته بود. این منتقد سینما با اشاره به وجه فرم‌گرایانه‌ی این فیلم گفت: «از دو منظر نشانه‌شناسی فرهنگی و نگاه تمثیلی می‌توان به این فیلم پرداخت. در حقیقت اهمیت مانکن‌های مورد نظر فیلم از آن رو است که با ورود به بافت‌های فرهنگی و از منظر نشانه‌شناسی فرهنگی کارکردهای فرهنگی ایجاد می‌کنند.»

وی سپس با اشاره به وجه استعاری فیلم گفت: «در این بحث می‌توان از زاویه‌ی انسان‌شناسی به فیلم مورد بحث نگریست و این نگاه را مطرح کرد که اگر این مانکن‌ها را به مثابه انسان‌های جامعه در نظر بگیریم، فیلم قصد دارد به کارکرد بدن آن‌ها بپردازد.»

شهبازی با اشاره به تولد مانکن‌ها به عنوان نقطه‌ی انسجام و آغاز حرکت این مستند گفت: «نکته‌ای که جای خالی آن در فیلم به چشم می‌آید اشاره‌ی کم‌رنگ این مستند به بافت شهری و ارتباط آن با مانکن‌هایی است که به روایت فیلم، سفر خود به درون آن را آغاز می‌کنند.»

وی افزود: «در بخش‌های مختلف این فیلم جنس و کارکرد کلام آدم‌ها با هم متفاوت است، اما در مسیر مورد نظر فیلمساز، بافت مانکن‌ها و محیط شهری برجسته‌تر شده و اتفاق‌هایی که در اطراف این بدن‌های استعاری رخ می‌دهد شکل شفاف‌تر و جذاب‌تری به خود می‌گیرد.»

در بخش دیگری از این جلسه، سام کلانتری درباره‌ی مستند «مانکن‌های قلعه‌حسن‌خان» گفت: «در این فیلم سعی شده تا با جان بخشیدن به مانکن‌ها، تماشاگر را وارد دنیای دیگری کند که دنیای مانکن‌هاست.»

وی هم‌چنین با اشاره به انتقاد مطرح شده نسبت به تنوع زاویه‌ی دید در این فیلم گفت: «احساسم این بود که امکان دارد این بحث شکلی تئوریک با منطقی محاسبه شده پیدا کند؛ به همین دلیل به شکل فعلی رضایت دادم.»

صحبت‌های رامتین شهبازی، پایان‌بخش جلسه‌ی نقد و بررسی مستندهای «از خانه‌ی شماره‌ی 37» و «مانکن‌های قلعه‌حسن‌خان» بود. این منتقد سینما گفت: «منکر زحمات ساخت این فیلم‌ها نمی‌توان شد. موضوع‌‌ و فرم‌هایی که برای این دو فیلم انتخاب شده آن‌قدر جذاب هست که تماشاگر را به راحتی با خود همراه می‌کند.»

وی ضمن اشاره به نقطه‌ضعف‌های مستند «از خانه‌ی شماره‌ی 37» که به گفته‌ی او از روش دید و تحقیق به عنوان سلیقه‌ی مطالعاتی مخاطبان ناشی می‌شود گفت: «در فیلم «مانکن‌های قلعه‌حسن‌خان» هم اگر مشکل زاویه‌ی دید حل شده بود، اینک با فیلم سرپا و قابل‌اعتناتری روبه‌رو بودیم.»

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید