تصویر برگزیده

نشست «ایستاده در غبار»

نجات «ایستاده در غبار» از ورطه سیاست

آرتنا: صادق کرمیار نویسنده به گفتگو با محمدحسین مهدویان کارگردان فیلم «ایستاده در غبار» پرداخت و بر این نکته تاکید کرد که این اثر به درستی از ورود به قضاوت‌های سیاسی پرهیز کرده است.

 فیلم سینمایی «ایستاده در غبار» به کارگردانی محمدحسین مهدویان در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور پیدا کرد و موفق به دریافت سیمرغ بلورین در بخش های مختلفی از جمله بهترین فیلم، بهترین جلوه های ویژه میدانی و بصری، بهترین طراحی صحنه و لباس شد و همچنین توانست جایزه ویژه هیات داوران در بخش «نگاه نو» را از آن خود کند. این فیلم که در جشنواره نظر مثبت منتقدان را به خود جلب کرد این روزها که در سینماهای کشور اکران شده مورد پسند مردم هم قرار گرفته است.
 
اکران «ایستاده در غبار» بهانه ای شد تا از محمد حسین مهدویان کارگردان این فیلم و صادق کرمیار نویسنده و منتقد دعوت کنیم تا در خبرگزاری، درباره این اثر سینمایی گفتگو کنند.
 
در بخش اول این میزگرد صادق کرمیار به مساله مخاطب شناسی در فیلم، بررسی دلایلی که ممکن است فیلمساز به خاطر آن به بخشی از تاریخ جنگ اشاره نکرده باشد پرداخت. همچنین محمد حسین مهدویان نیز با اشاره به مخاطبان این فیلم سینمایی تاکید کرد که بعد از گذشت مدتی از اکران «ایستاده در غبار» با طیف جدیدی از مخاطبان سینما مواجه شده اند که برایشان بسیار قابل توجه است.
 
این کارگردان در بخش دیگری از صحبت هایش بیان کرد که بخشی از وقایع و اطلاعاتی که در فیلم به آن اشاره نشده کاملا تعمدی بوده است.
 
فیلمی برای مخاطبی که جنگ را ندیده ولی حسی از جنگ بر شخصیت او باقی مانده است
 
صادق کرمیار در ابتدای این نشست با اشاره به اینکه این فیلم دارای نگاه خاص و مختص فیلمساز است، گفت: برای بررسی فیلم «ایستاده در غبار» می توان آن را در دو بخش مورد بررسی قرار داد؛ اول روایت و داستان فیلم و عناصری که در داستان پردازی و شخصیت پردازی فیلم وجود دارد و بخش دیگر در مورد ساختار خود فیلم است و اینکه این دو عنصر چطور با هم در فیلم هماهنگ شده اند. درباره بخش اول می توان گفت که مخاطب در «ایستاده در غبار» از اهمیت بسیاری برخوردار است و باید مشخص شود مخاطبی که فیلمساز برای این فیلم در نظر گرفته چگونه مخاطبی است. نشانه هایی که در فیلم و شیوه روایت آن وجود دارد نشان می دهد که مخاطب این فیلم مخاطب خاص نیست و مخاطب عامی است که چندان اطلاعاتی درباره جنگ و جبهه و سیر تاریخی آن دوره ندارد. نکته جالب این است که فیلمساز از نسلی است که خودش جنگ را ندیده اما آن را حس کرده و اتفاقا مخاطب این کارگردان نیز در همین سن و سال است؛ مخاطبی که جنگ را ندیده اما حسی از جنگ در شخصیت مخاطب باقی مانده است.
 
وی ادامه داد: جالب این است که من این فیلم را در سینما ملت دیدم و نیمی از سالن اصلی این مجموعه در هنگام اکران پر بود و اکثر کسانی که این فیلم را می دیدند اگر در خیابان ولیعصر حضور داشتند و گشت ارشاد آنها را می دید ممکن بود به آنها تذکر بدهد، اما همین افراد تا آخر نشستند و «ایستاده در غبار» را دیدند. این درحالی است که کسی آنها را مجبور نکرده بود در سالن بنشینند. در واقع چیزی که آنها را در سالن نگه داشت خود فیلم بود. بعد از فیلم هم وقتی واکنش ها را می دیدم متوجه شدم که همه این مخاطبان از این فیلم بسیار راضی بودند و تا تخلیه کامل سالن سکوتی در سالن حکم فرما بود، گویا مخاطب بعد از دیدن فیلم همچنان با خود فکر می کرد.
 
محمد حسین مهدویان درباره این بخش از صبحت‌های کرمیار و بحث مخاطب متفاوتی که به تماشای «ایستاده در غبار» درباره یکی از فرماندهان جنگ نشسته است، تاکید کرد: بله. در این مدت طیف تماشاگران ما تغییر کرده است و به خصوص در پردیس کوروش می توان این طیف را به خوبی دید. همچنین تکرار سکوت بعد از پایان فیلم در هر سینمایی که این فیلم را نشان می دهد، همیشه دیده می شود و این مساله برای ما بسیار قابل توجه است.
 
نسل امروز در نقد یک فیلم با کسی شوخی ندارد
 
صادق کرمیار ادامه داد: البته این سکوت نشان می دهد که مخاطب «ایستاده در غبار» بعد از پایان فیلم به فکر فرو می رود، در غیر این صورت مخاطب امروز سینمای ایران به خصوص در این سن و سال با هیچ کسی شوخی ندارد و اگر قرار باشد در طول تماشای فیلم، فیلمساز را دست بیندازد حتما این کار را انجام می دهد اما مخاطبان این فیلم، فیلم را تا آخر می بینند و با فکر از سالن خارج می شوند.
 
تحلیل‌های رسمی از جنگ به فیلم تحمیل نشده است
 
وی با بیان اینکه فیلم به درستی توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند، تاکید کرد: این جنبه مخاطب شناسی فیلم بود و نمی توانم بگویم که این امر اتفاقی بوده است چرا که فیلمساز از همین نسل است و زبان و بیان این نسل را می شناسد و دلایل مختلفی هم برای این نظر خود دارم که یکی از دلایل آن این است که در روایت داستان به سراغ مسائل سیاسی آن دوران نرفته است. فیلمساز از اختلافات سیاسی آن دوران عبور کرده و ضرورتی نمی داند که مخاطب این فیلم با اطلاعات سیاسی آن دوران یا شخصیت احمد متوسلیان را تحلیل کند. فیلمساز در روایت این شخصیت و بسط ابعاد وجودی او چندان از المان های بیرونی استفاده نکرده است. همچنین تحلیل هایی که معمولا تحلیل های رسمی دولتی از جنگ است به فیلم تحمیل نشده است مانند اینکه چرا و با چه هدفی صدام به ایران حمله کرد و یا دلیل جنگ هایی که در کردستان رخ می دهد موضوع فیلم نشده است. تنها یک یا دو جا می بینیم که حرفی از «کومله» زده می شود که تنها اشاره ای به این امر می شود که این گروه به دنبال تجزیه کشور بودند و هیچ تحلیلی از آن دوره تاریخی در فیلم ارائه نمی شود.
 
کرمیار ادامه داد: قطعا می دانم که همه این موارد تعمدی بوده است و فیلمساز با انتخاب آگاهانه این کار را انجام داده و اینگونه نیست که از این دوره تاریخی غفلت کرده یا در تحقیقات خود در این دوره تاریخی به این مسائل نرسیده است. بلکه نوع روایتی که با آن رو به رو هستیم نشان می دهد که فیلمساز مخاطب خود را شناخته است و می خواهد با آنها به درستی صحبت کند.
 
شخصیت احمد متوسلیان در این فیلم داوری نمی‌شود
 
کرمیار با اشاره به شیوه معرفی شخصیت احمد متوسلیان در این فیلم گفت: این شیوه روایت را می توان یک روایت مستند داستانی دانست به دلیل اینکه فیلمساز راویان مختلف را کنار هم چیده است بدون آن که بخواهد این راویان را اولویت بندی کند. او راویانی که کنار هم چیده و از بین روایت آنها بخش هایی را گلچین کرده و این گزینش است که انتخاب فیلمساز را در سبک نگارش فیلم نشان می دهد. این گزینش مشخص کرده است که فیلمساز به دنبال داوری و تحلیل این شخصیت نیست. این امر حتی از زبان راوی ها هم شنیده نمی شود. تنها چیزی که ابعاد وجود احمد متوسلیان را در این فیلم نشان می دهد، کنش ها و واکنش های این شخصیت است. به همین دلیل می توان گفت این فیلم، یک اثر رئال است که بازآفرینی واقعیت است و چون این واقعیت بازآفرینی شده می توان گفت که این فیلم یک مستند داستانی است و اینکه شیوه روایت مستند داستانی در ساختار سینمایی چگونه است باز هم به سلیقه فیلمساز در چگونگی روایت بازمی گردد.
 
وی ادامه داد: پیش از این نقدهایی را خواندم که می گفتند ۱۰ تا ۲۰ دقیقه اول فیلم کسل کننده است و اگر مخاطب صبر کند، فیلم جذاب می شود. به نظر من چنین نگاهی از همان نگاه های سلیقه ای به فیلم است. کسی که به تماشای فیلم می نشیند در ۱۰ دقیقه اول می خواهد با پیش زمینه های ذهنی خود این اثر را ببیند و چون با پیش زمینه ذهنی خود فیلم را نگاه می کند، ارتباط اول را برقرار نمی کند و زمانی که فیلم جلو می رود ساختار فیلم دست مخاطب می آید و کم کم با آن ارتباط برقرار می کند. در صورتی که اگر همین آدم برای بار دوم فیلم را نگاه کند از همان اول با آن ارتباط برقرار می کند.
 
ساختار این فیلم برای مخاطب آشنا نیست
 
مهدویان با اشاره به اینکه ساختار فیلم هم برای مخاطب چندان آشنا نیست و عادت ندارد چنین سبک فیلمی را در سینما ببیند، بیان کرد: بله کاملا این حرف شما درست است، ما خودمان هم همین حدس را می زدیم. با توجه به اینکه با چنین ساختار فیلمسازی تماشاگر آشنا نیست ۱۵ دقیقه طول می کشد که باور کند فیلم قرار است همین گونه باشد برای همین زمانی که تماشاگر بار اول این فیلم را می بیند حس می کند که فیلم ممکن است کسل کننده باشد. البته این را باید بگویم که هر جور هم فیلم را شروع می کردیم باز هم تماشگر با توجه به ساختار فیلم همین احساس را می کرد.
 
روایت بیرونی و نه درونی از متوسلیان
 
کرمیار در مورد گسترش شخصیت اصلی داستان توضیح داد: فیلمساز این شخصیت را روایت بیرونی کرده است نه روایت درونی و اصلا به لایه های درونی این شخصیت وارد نشده و هیچ جایی تلاش نکرده است واکاوی روانشناسانه ای چه از زبان راوی و چه از زبان تصویر داشته باشد و تنها واقعیتی را که وجود داشته بازآفرینی و از ساختار روایی خود استفاده کرده است. من انتظار داشتم زمانی که فیلم پیش می رود و بعد از پایان فصل اول، زمانی که شخصیت اصلی در بیمارستان شروع به کتاب خواندن می کند، از طریق کتاب هایی که می خواند به شخصیت او پی ببرم، اما اینجا هم فیلمساز به کتاب ها اشاره نمی کند و من این را به حساب این نمی گذارم که فیلمساز نمی دانسته است متوسلیان چه کتاب هایی می خوانده بلکه معتقدم این انتخاب فیلمساز است و اینکه این شخصیت چه کتاب هایی می خوانده مهم نیست.
 
مهدویان با تصدیق این نظر گفت: البته در طول مصاحبه هایی که با دوستان و اعضای خانواده احمد متوسلیان داشتیم، گفته می شود که احمد متوسلیان در آن دوره زمانی چه کتاب هایی می خوانده است اما من تعمدا نام این کتاب ها را در فیلم نیاورده ام.
 
کرمیار ادامه داد: مهم این است که این شخصیت مطالعه را آغاز کرده بود. اینکه به چه دلیل نام کتاب ها نیامده به شناخت فیلمساز از مخاطب خود مربوط می شود؛ مخاطبی که توسط فیلمساز انتخاب شده است. در واقع هر اشاره ای که به اسم کتاب ها می شد، به دلیل اینکه جامعه امروز ما یک جامعه سیاست‌زده است طیف‌بندی های سیاسی در فیلم مشخص می شد و اینکه فیلمساز ممکن است طرفدار کدام جناح سیاسی است و یا متوسلیان به کدام جناح گرایش داشته است در فیلم پررنگ تر از داستان می شد. به همین دلیل فیلمساز از آوردن نام این کتاب ها پرهیز کرده است تا قضاوتی در مورد این شخصیت صورت نگیرد.
 
وی با تاکید بر اینکه ارائه ندادن چنین کدهایی کمک کرده است تا مخاطب بیشتری با این اثر ارتباط برقرار کند و فیلم اسیر قضاوت‌ نشود، عنوان کرد: در مریوان نیز متوسلیان با شهید بروجردی آشنا می شود. در این بخش نیز اشاره می شود که بروجردی گوهرشناس بود و احمد را برای فرمانده بودن انتخاب کرد اما باز هیچ المانی نشان نمی دهد که چرا احمد متوسلیان انتخاب می شود و مخاطب متوجه نمی شود که این شخصیت به خاطر هوش و توانایی در تاکتیک های جنگی، اخلاق و یا دانش مذهبی او از سوی بروجردی انتخاب می شود و تنها یک کلی‌گویی درباره مورد توجه قرار گرفتن این شخصیت توسط شهید بروجردی صورت می گیرد. زمانی که جلوتر می رویم ابعاد وجودی احمد متوسلیان مشخص می شود و مخاطب پی می برد که چرا بروجردی این شخصیت را انتخاب کرده است. ابعاد وجودی این شخصیت در تاکتیک های جنگی که در روستای دزلی مریوان و فتح آن استفاده می کند و برخوردی که با مسائل مالی سپاه و درگیری با فرماندهان و نیروهای خود دارد، نشان داده می شود.
 
کرمیار گفت: در واقع این شخصیت در موقعیت ها و برخوردهای مختلف به مخاطب معرفی می‌شود آنهم بدون اینکه راوی درمورد آن صحبت کرده باشد و بدون آن که دلایل بروجردی را گفته باشد خود مخاطب به این نتیجه می رسد که چرا بروجردی، متوسلیان را انتخاب کرده است. در این حالت است که شخصیت بروجردی برای ما بسیار جذاب می شود که چه انتخاب درستی داشته است پس این آدم خودش قابل بررسی است و باید بدانیم که این شخصیت باید بررسی شود. این سیر معرفی شخصیت احمد متوسلیان بسیار آرام صورت می‌گیرد، در صورتی که جذابیت بصری فیلم مخاطب را نگه می دارد. اگر این کار یک کار رادیویی بود قطعا کسل کننده می شد و مخاطب با آن ارتباط برقرار نمی کرد ولی این تصاویر است که روایت را تکمیل کرده و باعث می شود مخاطب با آن همراه شود و به همین دلیل است که ما این فیلم را سینما می دانیم چراکه اگر تصاویر را برداریم، روایتِ تنها کمک زیادی به مخاطب نمی کند تا این شخصیت را بشناسد. تصاویر و پلان هایی که انتخاب شده، زاویه دوربین و همه مواردی که یک فیلم را تشکیل می دهد، مکمل این روایت است.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید