تصویر برگزیده

نقدی بر:

بزرگداشت زیبایی شناسی نامکتوب زندگی

آرتنا: به بهانه برگزاری دومین آرت شو در شهر پونته د لیمابا کیورتوری مادینا زی و ایزابل پاتیم، با حضور سه هنرمند ایرانی

zoom
بزرگداشت زیبایی شناسی نامکتوب زندگی

در میان این سه ایرانی، اثری از رضا رفیعی راد، بزرگداشتی است از زیبایی‌شناسی متعالی ایرانیان که هرگز مکتوبش نکرده‌اند. اثر او که یک اثر سه لته با عنوان بازشناخت زیبایی شناسانه گز می باشد، مجموعه‌ای است که از کنار هم نهادن تعداد زیادی گز درست شده است. در بیانیه منتشرشده این اثر در سایت هنرآنلاین به نکات جالبی بر می‌خوریم. نکته کلیدی اول که ممکن است سوال هنرمندان زیادی باشد این است که راستی آیا هنرمندان ایرانی و یا حتی مردم ایران در قرون گذشته، برای هنرهای تجسمی، مبانی خاصی در نظر داشتند؟ اگر نداشته‌اند پس چگونه است که برخی هنرمندان را با هم مقایسه می‌کردند و یا برخی را استاد استادان می دانستند و یا می‌ستودند؟ اگر داشتند پس این مبانی در کجا نوشته شده؟ و چرا در دسترس ما قرار ندارد؟ به نظر می‌آید رضا رفیعی راد با اثری که ارائه کرده است، سعی دارد به این سوالات مهم پاسخ بدهد. در بیانیه اش هم به این نکته اشاره می‌کند که به نظر برخی پژوهشگران، علت نبودن سنت سخنوری باعث نوشته نشدن مبانی هنرهای تجسمی در ایران بوده است که بعد این نظر را نیز رد می‌کند. او با پیش کشیدن دوباره شیئی به نام گز، یک شیرینی سنتی که قدمتی چند صد ساله دارد، در واقع این بار، آن را از کارکرد همیشگی‌اش خارج کرده و مخاطب را مجبور می کند که نگاهی دوباره به آن بیاندازد. این بار تنها به خاطر کشف زیبایی‌شناسانه نه تجربه مزه و طعم. و سپس می‌پرسد که آیا افرادی که این پسته‌های سبز رنگ را در زمینه وسیع رنگ سفید این گونه ترکیب کرده اند، فاقد حس زیبایی شناسی بودند؟آیا این اثر برای کسی که گز را نمی شناسد، اثری فرمالیستی به نظر نمی آید؟ او در اینجا در واقع اثری را ارائه می دهد که همزمان هم سنتی و هم مدرن است. سنتی است از آن جهت که تمامی مواد تصویری آن سنتی است اما مدرن است زیرا نحوه ارائه این مواد سنتی، شگلی مدرن دارد. سپس به این سوال جواب می‌دهد. او می‌گوید:« با نگاه به گزها (سوهانها، آش‌ها، شیرینی‌های رنگارنگ سنتی و ...)، آیا جهل از زیبایی‌شناسی می‌تواند چنین جلوه های زیباشناسانه‌ای خلق کند؟ قطعا خیر.هنرمندان بی‌ادعای ما، درساحت هرشغل و پیشه‌ای، حضورتوامان محصول و زیبایی را خودشان رقم می‌زدند واین زیبانگاری را مکتوب نمی‌کردند، زیرا آنها به جای اینکه زندگی را توضیح دهند، زندگی را زندگی کرده‌اند. هنر برای آنها توضیح هنر نبود، بلکه خودِ هنر بود، به همین دلیل آنرا مکتوب نمی‌کردند زیرا نمی‌خواستند حقیقتی که درست در پیش چشم وجود داشته را به چیزی "درباره آن واقعیت" تنزل دهند. » نکته مهم این است که این اثر با این بیانیه، نه تنها وسعت زیبایی‌شناسی ایرانیان را پیش می‌کشد، بلکه از عدم مکتوب کردن آن دفاع می‌کند. یکی از حسرت‌های ما هنرمندان ایرانی شاید این باشد که چرا باید مصرف کننده مبانی هنرهای تجسمی غربی باشیم و حتی یک کتاب در این زمینه نداشته باشیم. این اثر پاسخی است به این سوال. پاسخی که در موزه Museum dos Terceiros کشور پرتغال، انتهایی ترین کشور اروپا زیبایی‌شناسی خاص ایرانیان را به شایستگی می‌ستاید. در واقع این اثر، برخلاف مکاتب شرق‌شناسانه، ایرانیان را مردمی کاملا رئالیست معرفی می‌کند که حاضر نیستند حقیقت را به تفسیری از حقیقت تنزل دهند. و حرفشان این است که هر مکتوبی از زیبایی، خود زیبایی نیست، هیچ تفسیری از زیبایی، همان زیبایی نیست. این اثر می‌گوید که ایرانیان حتی در ساده‌ترین شئونات زندگی خود نیز زیبایی را می‌شناختند و آن را لحاظ می‌کردند و مخاطب را وادار می‌کند تا ببیند که ایرانیان در زمینه زیبایی‌شناسی، مردمانی به شدت واقع‌گرا هستند که حتی حاضر نیستند زیبایی را از ساحت محترم حقیقت زندگی، به متن مکتوب تنزل دهند. این اثر بزرگداشتی از زیبایی شناسی نامکتوب زندگی ایرانیان است.

سیمین بنی صدر

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید