تصویر برگزیده

در حوزه فرهنگ و رسالت ؛

جشنواره مقاومت؛ الگوساز و متغیر سبک زندگی جوانان و نوجوانان

آرتنا: یزدان عشیری-جشنواره فیلم مقاومت با الگوسازی و تغییر سبک زندگی، می‌تواند از انحرافات ذهنی جوانان و نوجوانان جلوگیری کند.

در شرایطی که بسیاری از چهره‌های سیاسی و فرهنگی غافل از سناریوهای نوشته شده غرب تبدیل به بازیگری برای آن سناریوها شده‌اند، جشنواره فیلم مقاومت با الگوسازی و تغییر سبک زندگی، می‌تواند از انحرافات ذهنی جوانان و نوجوانان جلوگیری کند.

به صدا درآمدن زنگ خطر در حوزه فرهنگ و رسالت جشنواره فیلم مقاومت

رویدادهای استراتژیکی مانند جشنواره بین المللی فیلم مقاومت در شرایط امروز رسالت سخت و دشواری دارند. فضاهای فرهنگی داخلی، مسئله نفوذ، رشد قارچ‌گونه شبکه‌های ماهواره‌ای و رخنه بی حد و حصر و نامحدود شبکه‌های مجازی در کنار جو ملتهب سیاسی و اقتصادی و نظامی و امنیتی منطقه و جهان اسلام و تلاش روز افزون کارگزاران منطقه‌ای استکبار و صهیونیسم بین الملل  و ... ده‌ها عنصر دیگر حساسیت و سختی کار رویدادهای فرهنگی و سینمایی هدفمند و استراتژیکی چون جشنواره مقاومت را صدچندان می‌کند.

رهبری معظم انقلاب در طول سه دهه گذشته به کرات، در زمینه راهبردها و توطئه‌های استکبار و غرب در حوزه فرهنگ بیدارباش داده و این موضوع هر بار، در قالب عناوین مختلفی بیان شد. تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی، جنگ نرم دشمن، رخنه فرهنگی، خطر نفوذ و … نگرانی و ولنگاری فرهنگی.

ایشان در چند ماهه اخیر اما، در دو دیدار کلیدی و مهم- دیدار نمایندگان مجلسین «خبرگان رهبری» و «شورای اسلامی» با صراحت و نگرانی عمیق‌تر و با ادبیاتی هشدارآمیزتر این موضوع را عنوان کردند و تعابیری بکار بردند که جای شک باقی نگذارند. آن هم خطاب با متولیان، سیاست‌گذاران و قانون گذاران و دستگاه‌های مسئول.


این موضوع گویای آن است که به‌واقع، در عرصه فرهنگ و در جبهه فرهنگی به‌رغم همه هشدارها و بیدارباش‌ها در دولت‌های مختلف «مدیریت» را رها کرده‌ایم و به صورت اساسی مبتلا به غفلتی مزمن گشته‌ایم.


واقعاً چرا و چگونه روند حرکت جامعه به اینجاها ختم شده است؟ از کی و کجاها و چگونه غفلت کرده‌ایم؟
غرب پس از شکست‌های پیاپی نظامی، سیاسی، امنیتی، اقتصادی و … و پس از افتضاحات بزرگ منطقه‌ای و بین‌المللی علنی و آشکارا وارد میدان جنگ فرهنگی و رسانه‌ای شده است. این جریان نه به سال‌های اخیر که ریشه در سال‌های پس از جنگ؛ و بیشتر از همه به شکاف‌های ایجاد شده در لایه‌های اجتماعی در دوران دولت اصلاحات بر می‌گردد که با مانورهای عظیم رسانه‌ای و به منظور بهره برداری از جنبش‌های به اصطلاح مدنی و جولان فعالیت‌های بی رویه رسانه‌ای و … وارد میدان شده و از همان سال‌ها با اختصاص میلیاردهای دلار از طریق کنگره آمریکا و شبکه‌های امنیتی، اطلاعاتی و جاسوسی غرب تمام قد در نبرد فرهنگی حاضر شده‌اند.

مسئولان ما اما به‌رغم همه هشدارها و رهنمودهای پدرانه رهبری گرفتار هیاهوهای تبلیغاتی شده‌اند و سوار بر موج ماجراها و حباب‌های سیاسی و جناحی گردیده‌اند.

در شرایطی که بسیاری از چهره‌های سیاسی و فرهنگی غافل از سناریوهای نوشته شده غرب تبدیل به بازیگری برای آن سناریوها شده‌اند و گرفتار نفسانیات و قدرت افزایی اجتماعی و جناحی بوده‌اند و یا بر شوکت زندگی‌های اشرافی‌شان می‌افزودند نظام سلطه، با طراحی‌های پیچیده دست‌اندرکار تغییر سبک زندگی و الگوسازی برای جوانان و نوجوانان ما بود و برای تغیر سبک زندگی و همچنین ایجاد انحرافات فکری و دینی در بین جوانان کشورمان سرمایه‌گذاری ویژه‌ای کرده‌اند.

سال‌هاست که مقام معظم رهبری به اهمیت موضوع فرهنگ تاکید دارند. ایشان در مورد فرهنگ فرمودند «فرهنگ مانند هوایی است که تنفس می‌کنیم» و در جای دیگری فرمودند «شبانه از خواب برخاسته و به درگاه خداوند تضرع می‌کنم، نگران فرهنگ ام». همین تعابیر کافی است که متولیان فرهنگی اعم از هنرمندان، اساتید دانشگاه، فرهنگیان، معلمان، برنامه سازان و روحانیون اهمیت، جایگاه و نقش خود را نسبت به مسائل فرهنگی پیدا کنند و به طور قطع، این طیف‌ها به دلیل برخورداری از جایگاهی مرجع برای نسل‌های جوان و نوجوان به عنوان حلقه‌های ارتباطی از نقش مؤثرتر، حساس‌تر و مهم‌تری برخوردارند.

خلاءهای فرهنگی موجود و انقطاع فرهنگی بین نسلی متأسفانه امروزه به معضلی جدی برای نظام و نسل‌های آینده کشور تبدیل شده است. بر همین اساس نقش مؤثر و حساس کارگزاران فرهنگی و هنرمندان در پر کردن این خلاءها بیش از پیش احساس می‌شود.

در این راستا، مسلماً، نگرانی فرهنگی منحصر به عرصه‌های صرفاً سینمایی و هنری نیست بلکه دامنه وسیع‌تری دارد. از تربیت و الگوسازی در مهدهای کودکان تا مدارس، آموزشگاه‌های خصوصی، دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی، محافل هنری، سینماها، تالارهای نمایشی، فضاهای مجازی، بازی‌های رایانه‌ای و فرهنگ عمومی را در بر می‌گیرد.

به نظر می‌رسد در تمام این سال‌ها ما در حوزه فرهنگ فاقد استراتژی و راهبرد فرهنگی بوده‌ایم و گرنه هیچ‌گاه در پرتو یک برنامه مهندسی شده و هدفمند فضاهای فرهنگی تا بدین حد از گفتمان انقلاب اسلامی دور نمی‌شدند. بیش از هر زمانی امروز، شاهد جولان دیدگاه‌های انحرافی و ایده آل های فرهنگ غربی در ساختار زندگی، روابط اجتماعی و سبک زندگی عمومی طیف‌های مختلف مردم هستیم.

به نظر می‌رسد به دلایل گوناگون ما به عمق نگرانی‌های رهبری پی نبرده‌ایم.  فقدان برنامه‌ای جامع و نقشه راه، نبود ساختارهای بنیادین، بلندمدت و غیر سلیقه ای، فقدان اهتمام و دغدغه مندی و نگاه مبتلا به ارائه بیلان کار و روزمرگی باعث شده تا چرخش مدیران فرهنگی به نوعی«دو در جا» باشد و در شرایط کاملاً منفعلی به سر ببریم؛ این در حالی است که ایده جهانی سازی و یکسان سازی فرهنگی در مقیاس جهانی از سوی قدرت‌های بزرگ با هدف امحای هویت‌های تاریخی، ملی و بومی ملل مختلف از سوی تفکر سرمایه داری طراحی شده و ما نسبت به این مقوله در وضعیت انفعال و تمکین قرار گرفته‌ایم. هجوم گسترده بسته‌های فرهنگی و واردات بی رویه محصولات و نفوذ و گسترش آن‌ها تا عمق خانه‌ها و خانواده‌ها از طرق و شیوه‌های مختلف مانند: اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، فضاهای مجازی، کانال‌های ماهواره‌ای، الگوهای پوششی و خوراکی، و حتی، اسباب‌بازی کودکان و بازی‌های رایانه‌ای و ... ما را در شرایط محاق قرار داده است و متاسفانه با انفعال مدیران و نخبگان و شخصیت‌ها و جریانات مرجع جامعه تمام قد پذیرا و میزبان کالاهای فرهنگی غربی است.

یعنی دو سویه بازی را باخته‌ایم. نه عزم راسخ و هوشمندی برای تولید و ترویج  محصولات با کیفیت فرهنگی داخلی داشته‌ایم و نه برنامه برای مقابله با سیل بنیان کن و ورود بی حساب و کتاب کالاهی غربی.

در حالی که ایران امروز به عنوان یک قطب قوی اقتصادی، علمی، نظامی و سیاسی در منطقه و جهان مورد توجه بسیاری از ملت هاست متاسفانه، با بی توجهی به بسترسازی های درست فرهنگ و با آسیب پذیر شدن فرهنگ عمومی به شدت با بحران هویت فرهنگی مواجه ایم و اگر از کنار هشدارهای رهبری و دغدغه‌های واقع‌بینانه و هوشمندانه رهبری بی تفاوت عبور کنیم دیری نخواهد پایید که از هویت و اصالت تهی شویم.

سلیقه‌گرایی و نبود مهندسی فرهنگی، نبود نقشه جامع کاربردی، بودجه تخصیص یافته ناکافی و فقدان شاخصهای تحلیل و ارزیابی درست در سنجش کیفی فعالیت های فرهنگی، شعارزدگی، جناح گرایی و ده ها عامل دیگر دست به دست هم دادند تا به وضعیتی برسیم که رهبری عزیز از آن به ولنگاری فرهنگی تعبیر می کنند. تردید، نکنیم که همه مقصرند از نهادهایی چون: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان صدا و سیما، سازمان تبلیغات اسلامی، شورای عالی فضای مجازی، شورای فرهنگ عمومی، آموزش و پرورش و ... تا قاطبه هنرمندان و نخبگان و دانشگاهیان و فرهنگیان جامعه.

اظهار نگرانی مقام معظم رهبری در عرصه فرهنگ، زنگ خطر و هشدار را برای مسئولان به صدا در آورده است. حساسیت بالای رهبر معظم انقلاب درباره فرهنگ و مشکلات و معضلات فرهنگی، بالاترین درس و پیام برای همه مسئولان به ویژه دولتمردان است. پس شایسته است کسانی که دغدغه‌مند هستند بخصوص مسئولان و متولیان فرهنگی که مخاطبان این گفتار هستند، شناسایی مصادیق ولنگاری و شناسایی مصادیق تولیدات ارزشمند داخلی و شناسایی تولیدات مضر غربی را مورد توجه قرار دهند و نیازمند نوعی بسیج همگانی برای آگاهی بخشی و شناسایی و تحلیل آسیب ها و خطرات و شناسایی راه های نفوذ و رخنه فرهنگی غرب هستیم.

در این میان، در ماه های آینده شاهد برگزاری بزرگ ترین جشنواره سینمایی انقلاب اسلامی در کشور و منطقه هستیم  که قرار است در ابعادی گسترده و فراگیر فراتر از یک فستیوال سینمایی برگزار شود. اتفاقی که می طلبد با انتخاب راهبردهای درست در همه حوزه ها و جوانب مجموعه ای غنی و ارزشمندی از نیازهای و مطالبات بر زمین مانده را بر دوش کشد و دست کم، افقی را بگشاید تا هم جامعه های هنری و سینمایی کشور دلسوزانه تر و متعهدانه تر به سراغ تولید محصولات بروند و هم تلنگری شود بر مسئولان فرهنگی دولت تا مسیر اولویت گذاری و ارجگذاری را از تولید کلیشه آثار نازل و عصبی و هجویه اجتماعی که جاده صاف کن ولنگاری هستند به سمت خلق آثار استراتژیک و گفتمان ساز ببرند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید