تصویر برگزیده

علی علائی؛

«قدمگاه» تاریخ مصرف ندارد و همیشه تازه می‌ماند

آرتنا: فیلم «قدمگاه» در خانه هنرمندان ایران به روی پرده رفت.

در ادامه برنامه های سینماتک خانه هنرمندان ایران که دوشنبه 25 مرداد در تالار استاد ناصری برگزار شد، فیلم «قدمگاه» به کارگردانی محمدمهدی عسگرپور به نمایش در آمد. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور محمدمهدی عسگرپور، علی علائی و کیوان کثیریان برگزار شد.

در ابتدای این نشست علایی به تقسیم بندی شریعت/طریقت/حقیقت در سینما اشاره کرد و گفت: حرکت سینمای ایران به تدریج به سوی پرداختن به مفاهیمی بوده که حقیقت دین را نشان می دهند؛ مفاهیمی مانند گذشت، ایثار، قضاوت و.. مفاهیمی هستند که در قصه های ژانرهای مختلف سینمایی قابل مشاهده است و می توان آن را ذیل رویکرد دینی تعریف کرد. در فیلم «قدمگاه» هم به عنوان مثال با مفاهیم نذر و حاجت مواجه می شویم که با حقیقت دین ارتباط دارند.

وی ادامه داد: آنطور که زنده یاد محمد مددپور می گفت، زمانی که سراغ فیلم هایی می رویم که به حقیقت دین می پردازند، در واقع خود را به سینمای اشراقی و کشف و شهودی نزدیک می کنیم. در اینجا به نوعی شاهد زندگی و اتفاقات آن بدون دست بردن در واقعیات هستیم. اتفاق خود باید رخ بدهد یا به عبارت دیگر، رخ دادن امر قدسی در یک میزانسن قدسی. در واقع سر صحنه شرایطی فراهم شود که همه چیز از ابتدا طراحی شده نباشد. در همان لحظه ممکن است اتفاقاتی رخ دهد که دکوپاژ، فیلمنامه و.. را دچار تغییر کند. این اتفاق نه فقط برای کسانی که با نیت پرداختن به مضامین دینی فیلم می سازند، بلکه برای کسانی مثل زنده یاد کیارستمی رخ می دهد که اتفاق افتادن در جلوی دوربین قائل بودند. کیارستمی یکی از بهترین مثال ها در زمینه تحقق میزانسن های اشراقی است.

این منتقد سینمایی افزود: احتمالا عسگرپور نیز به عنوان یک کارگردان متعهد به اصول و قواعد سینمای کلاسیک که همه چیز را دقیق و از پیش تعیین شده به جلو می برد، شاهد چنین اتفاقاتی در سر صحنه بوده است. حسی که از فیلم به ما منتقل می شود و هنوز بعد از گذشت چندین سال وجود دارد، گواهی بر اینست که بر سر صحنه اتفاقات طوری پیش رفته که چندان مقید به قواعد سینمایی نبوده است. امیدوارم عسگرپور باز هم به این سوژه ها مبتلا شود و چنین فیلم هایی بسازد. فیلم هنوز هم سرپا است و با توجه به مفاهیم تنیده شده در آن، تاریخ مصرف ندارد و همیشه تازه می ماند. حتی شاید ده سال دیگر بتوان برداشت های سیاسی و خاص تری نیز از فیلم داشت.

در ادامه عسگرپور به تجربه خود در ساخت این فیلم اشاره کرد و گفت: در زمان ساخت فیلم، از سینمای «معناگرا» گفته می شد و فضایی بوجود آمده بود که گویی قرار بود در آن چنین فیلم هایی ساخته شود. اما تا جایی که می دانم، در سیستم فرهنگی ما در دو دهه اخیر چیزی که بتوان طرح و برنامه مشخص نامید، وجود نداشته است. پس آنچه افراد را به سمت ساخت چنین آثار حرکت می دهد، عزم افراد و حال و احوال شخصی آنهاست. همانطور که در ساخت این فیلم، احوال شخصی خودم و از جمله سن خاص 40 سالگی بسیار مهم بود. از قبل و به شکلی طبیعی می فهمیدم که چه کارهایی باید انجام شود یا نشود، اما بخش عمده ای از آنچه روی پرده می بینیم سر صحنه شکل گرفت. اگرچه با طرحی مشخص برای سکانس ها وارد صحنه می شدیم، اما حس خودم و دیگر افراد و انرژی که در حین فیلمبرداری شکل می گرفت، اهمیت زیادی داشت و طرح را دچار تغییر می کرد. فضای پشت صحنه فیلم نیز شکل گیری آنچه در فیلم می بینیم، کمک زیادی کرد.

وی اضافه کرد: بخش قابل توجهی از تقسیم بندی هایی که تحت عنوان سینمای دینی و غیردینی در این سال ها دگرگون شده است. سرعت تغییر تعابیر نیز نسبت به گذشته بسیار بیشتر شده است. این اتفاق نه فقط در ایران، که در تمام دنیا رخ داده است. آنچه مهم تر از تفکیک ها عمل می کند، احساس فرد نسبت به یک پدیده است. چنین دسته بندی هایی که عمر کوتاهی دارند، جاهای زیادی به سینمای ایران لطمه زده و جاهایی هم لطف داشته است. به عنوان مثال به شخصه با دیدن آثار عباس کیارستمی با نوعی انرژی مواجه می شوم که به من حس مثبت می دهد. از این رو برای من که نگاه دینی دارم، آثار کیارستمی خارج از مجموعه آثار دینی قرار نمی گیرد. البته سیاست گذاران ممکن است جور دیگری دسته بندی کنند.

کارگردان «پرواز در نهایت» ادامه داد: دغدغه من در این فیلم مخدوش کردن هویت بخشی از جامعه است، به خصوص در جامعه ای که دین حضور قدرتمندی دارد. اینکه چطور همه ی ما دست به دست هم می دهیم تا در نهایت هویت مخدوش شده ای در جامعه شکل می گیرد. روز موعود و زمان رهایی ما آن روزی است که این هویت مخدوش شده برگردد و به هویت واقعی خود برسیم. متاسفانه می بینیم که ریاکاری در جامعه به چه سطحی رسیده است. امیدوار بودم در این زمینه قدم دیگری نیز بردارم ولی این توفیق نصیبم نشد؛ پرداختن به اینکه یک جامعه چگونه به شکل ناخواسته مرتکب گناه جمعی می شود و همه هم در برابر آنچه می بینیم سکوت می کنیم. به رغم مسئولیت بزرگ تر حکومت ها به خصوص حکومت های دینی در این خصوص، نقش فردی افراد را هم نمی توان نادیده گرفت.

عسگرپور در پایان گفت: باید به همدیگر کمک کنیم تا وجدان های جدا شده از ما به ما برگردد. کمتر جامعه ای در دنیا دیده ام که اینگونه وجدان خود را صبح در خانه بگذارد و برود به کارهایش برسد و شب دوباره هنگام برگشت به خانه با وجدان شود. امیدواری ما این بود که به هم کمک کنیم و این شرایط شکسته شود ولی در سالیان گذشته کسانی آمدند که این شرایط را تشدید کردند. موضوع فیلم نیز همین اثر وضعیِ گناه جمعی است که دائم با آن مواجه هستیم.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید