تصویر برگزیده

در سالروز تولد دکتر حسین گل گلاب‎

ممیزی بی رحمانه تلویزیون بر مستند مرز پرگهر

آرتنا: 44 اصلاحیه برای مستند مرز پرگهر 63 دقیقه ای که روایتگر سراینده سرود ای ایران است!

27 مرداد،زاد روز ِسراینده سرود «ای ایران،ای مرز پرگهر»است و قرار بود مستند مرز پرگهر،درباره زندگی سراینده سرود ای ایران،دکتر حسین گل گلاب،از تلویزیون شبکه چهار پخش شود.

اما  من،هومن ظریف،در مقام کارگردان مرز پرگهر،نخستین فیلم خود،به علت ایراد 44 اصلاحیه برای پخش فیلم،نسبت به این نوع پخش تنها مستندی که درباره دکتر حسین گل گلاب ساخته شده است،منصرف شده ام.

با توجه به تماس تلفنی ثبت شده در ساعت 14 روز 26 امرداد 1395(امروز)،از موسسه تصویرشهر وابسته شهرداری تهران،که گزارش ایرادهای مدیریت شبکه چهار(آقای پورحسین)را برشمرد،وبا توجه به اینکه ایرادهای وارده خلاف موازین انسانی و حقوقی و در زاویه با عملکرد خود صداوسیماست،ازپخش دیرهنگام مستند مرز پرگهر،(بعد از 6سال از ساخت آن که 1389 است)با ممیزی شدید و غیر منصفانه آن،ناراضی هستم و اجازه نمی دهم که به خاطر «کراوات»آقای ناصر جبلی،پدر حمید جبلی ودکتر ملک اسماعیلی،معاون حقوقی دکتر مصدق و زاویه داشتن با عبدالجبار کاکایی و مشکل داشتن با سنتور،و مواردی دیگر،مستند مرز پرگهر مانند جگر زلیخا از تلویزیون مرعوب از فرهنگ غنی ایران زمین،پخش شود.

مضحک نیست که تلویزیونی که به مصلحت،اندام برهنه زنان را در ساعاتی که کودکان پای این رسانه فراگیر هستند،روی آنتن می برد،اکنون نگران طره موی افتاده از روسری بانویی میانسال است!

مضحک نیست که سنتور،ساز اصیل ایرانی،از تلویزیون کارت قرمز می گیرد ولی،هنوز تصاویر دهان کف کرده فردوسی پور در واکاویی 90 دقیقه ای حرکت شیث رضایی در اذهان نقش بسته است؟!

مضحک نیست که سرود مخدوش شده ای ایران،در سال 1387 برای فیلم انتخاباتی آقای احمدی نژاد بر همان وزن سرود مرز پرگهر،سرقت می شود ولی زندگینامه 63 دقیقه ای دکتر حسین گل گلاب،با 44 اصلاحیه ،مجوز پخش می گیرد؟

به هرحال،این نامه را نوشتیم،تا درتاریخ کمی از تاریکی به درآید.

سخن درباره دکتر حسین گل گلاب،فردی جامع الاطرافی است که انگار مسمط ِ ادیب الممالک فراهانی را آویزه گوش کرده است که سروده بود:« چو ويرانه شد مُلك كِي كشور جم/ز علم و هنر بايد افراشت پرچم/ز همّت كمر ساخت از عدل، خاتم/ز تقوا كلاه و ز دانش حمايل».

بر این اساس،او هم در هنر و هم در علم،توانست ،خدمات ارزنده ای به میهن خود کند.و معجون این دو،در میهن پرستی،علم موسیقی است که یادگار ارزنده او،با مشارکت هنرمند بی بدیل،روح الله خالقی،به صورت «سرود ای ایران» همواره ورد زبان کودک و بزرگسال این سرزمین است.

بیست و هفتم امرداد 1276 خورشیدی،تاریخ تولد حسین گل گلاب است.کسی که الله خالقی ایشان را «جُنگ دانش و گنجینه فضیلت» و «معجونی از علم و فضل و هنر» دانسته است.شاید اگر آن روز که محمدرضا ممتازواحد،پژوهشگر موسیقی،تلفن خانم دکترهما گل گلاب را در اختیارم نمی گذاشت،از دریچه شخصیت گل گلاب،با بخش اعظمی از خدمات بنیادین پیشگامان موسیقی و علم و ترجمه این دیار آشنا نمی شدم و مستند هنوز به نمایش درنیامده «مرز پرگهر»(ساخته شده در 1389) رانساخته بودم.

گل گلاب، در عرصه شعر و ادب، بیشتر با سرودهایی چون «ای ایران» (مرز پر گهر) و «آذرآبادگان» شناخته می شود ولی تصنیف های بسیاری از ایشان موجود است که متاسفانه کمتر به آن ها پرداخته شده است.فقط کافی است،تصنیف «بسته دام» او با آهنگسازی کلنل وزیری و صدای بانو پریسا را با چاشنی خاطره چندین دهه پیش،بشنویم تا متوجه هنر انتخاب واژگان و شناخت عروض و موسیقی جناب گل گلاب شویم.کسی که دو دوره نخست فرهنگستان زبان و ادب فارسی،آبرومند تر از وضع امروز فرهنگستان،توانست معادل گزینی هایی مقبول عام وخاصی را به زبان زنده فارسی،اعطا کند.

پرویز شهریاری،ریاضیدان ادیب فقید،درباره او چه خوش گفته است که:« همه ما، چنان از واژه‌هايي مثل «پرچم»، «گلبرگ»، «بازدانگان»، «نهان‌دانگان»، «پيدازا»، «نهان‌زا»، «كلاله»، «مادگي»، «ديهيم» و غير آن در «گياه‌شناسي» استفاده مي‌كنيم كه گويا همراه با اين دانش ‌زاده شده‌اند. ولي اگر كتاب‌هايي را كه پيش از نوشته‌هاي دكتر حسين گل‌گلاب دربارة «معرفت النبات نوشته شده‌اند ورقي بزنيم، آن وقت، به جاي آن واژه‌ها به اصطلاح‌هاي ناهنجار «اتامين»، «پتال»، «عريان البذور»، «مستور البذور»، «بارزالتناسل»، «مخفي‌التناسل»، «استيگمات»، «پيستيل»، «اكليل» و مانند آن برمي‌خوريم.»

نزديك به 20 ترجمه و تأليف در زمينه دانش‌هاي طبيعي، 50 ترجمه از قطعه‌هاي كلاسيك نمايشي، ترجمه دواپرا به نظم فارسي («اپراي فوست» و «اپراي كارمن»)، چندين سرود ايراني و انبوهي از مقاله‌هاي گوناگون علمي از او باقي مانده است و دانشکده گیاه شناسی دانشگاه تهران،هنوز نمونه های گیاهی او را در اختیار و دانشگاه اراک،نام او را بر تارک خود به یادگار دارد و ترجمه  نخستین کتاب آموزش عکاسی به همراه فرزندش داریوش گل گلاب.

 دكتر حسين گل‌گلاب، دانشمندي اصيل، هنرمندي پراحساس و انساني بزرگ و در تمام زندگي خود، معلمي نمونه بود.

دوستی او با زنده یاد خالقی آنچنان بود که این دو،که از شاگردان مکتب کلنل وزیری بودند،هردو نام فرزندشان را «فرخ» نامیدند و انصافا،با سرایش وآهنگسازی سرود ای ایران،که پاسخ فرخ و جاویدانی به کشورهای متجاوز انگلیس و شوروی به ایران،بود، فرخ نشان شدند.

 

۱۳:۴۸ ::: ۲۶ / ۵ / ۱۳۹۵

ARTNA آرتنا-> موسیقی - هنر پایداری -

منبع خبر :

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید