خبرگزاری هنر - آرتنا

در ششمین نشست اندیشه و قلم مطرح شد:

قداست دنیای معمولی‌ها در «عقاید یک دلقک» هاینریش بل

آرتنا: ششمین نشست اندیشه و قلم به بررسی اندیشه نگاری در رمان «عقاید یک دلقک» نوشته هاینریش بل پرداخت

 ششمین نشست اندیشه و قلم؛ که به اندیشه نگاری در رمان «عقاید یک دلقک» هاینریش بل اختصاص داشت، عصر دیروز با حضور «دکتر امیرعلی نجومیان» در فرهنگشرای اندیشه برگزار شد.

دکتر نجومیان در ابتدای این نشست با اشاره به دشوار بودن نقد فلسفی «عقاید یک دلقک» گفت: در این اثر با یک نگاه ضد ایدئولوژی و جزمیت رو به رو هستیم. اگر فرض را بر این بگذاریم که هر اندیشه فلسفی تعاریفی را به عنوان پیش‌فرض دارد؛ به این نتیجه می‌رسیم که این کتاب ضد فلسفی است.

وی در ادامه به بیان مختصری از زندگی بل پرداخت. وی افزود: بل به دلیل عقاید و دیدگاه‌هایش چندان مورد اقبال نبود. به این دلیل که او به همه نظام‌ها تاخت. هم از کاپیتالیسم نقد کرد و هم کمونیست‌ها را؛ هم مذهبی‌ها را و هم آتئیست‌ها را و حتی به انتقاد از آلمان‌ها به ویژه آلمان شرقی می‌پردازد.

نجومیان افزود: ریاکاری چیزی است که بل نمی‌تواند تحمل کند، این تنفر از ریاکاری همان چیزی است که پیش از این در «ناتور دشت سالینجر» دیده بودیم. با این تفاوت که در آن کتاب ریاکاری به معلم‌ها و افراد یک خانواده محدود می‌شود اما در اثر «عقاید یک دلقک» این ریاکاری گسترده تر است و به یک نهله فکری و یک جامعه مربوط می‌شود.

این استاد دانشگاه ادامه داد: آثار بل درباره انسان و پیچیدگی‌ها و تناقض‌های روابط انسانی است. به همین دلیل بسیاری او را «اُمانیسم» می‌دانند. در جملگی آثار بل آنچه انسانیت انسان را خدشه دار می‌کند برایش غیرقابل تحمل است. بل در کنار اینکه داستان خود را تعریف می‌کند یک بیانیه فلسفی هم ارائه می‌کند که به نظر من همان «امانیسم» است.

قداست دنیای معمولی‌ها

وی در ادامه به بیان ساختار و شخصیت‌های رمان‌ها بل پرداخت و گفت: جنگ در آثار بل یک فرآیند قهرمانانه نیست بلکه یکی از همان اتفاقاتی است که انسانیت انسان‌ها را زیر سوال می‌برد. از اساس او اعتقادی به قهرمان ندارد و شخصیت‌های اصلی رمان‌هایش در هاله‌ای از معمولی بودن مقدس می‌شوند و همین قداست بخشیدن به دنیای معمولی‌هاست که اثر بل را برای عموم مردم جذاب و خواندنی می‌کند.

امیر علی نجومیان با بیان خلاصه‌ای از داستان گفت: داستان در سه ساعت می‌گذرد، سه ساعتی که هانس دلقک که همسرش او را ترک کرده است و به  الکل اعتیاد پیدا کرده است و بدنش صدمه دیده است و هیچ پولی ندارد، لیستی از افرادی که می‌تواند از آنها پول قرض بگیرد را تهیه می‌کند و به تک تک آنها زنگ می‌زند. داستان به صورت تک گویی درونی روایت می‌شود و در پایان داستان او از هیچکس هیچ پولی نمی‌گیرد و حتی کمک‌ها را پس می‌زند و سازش را بر می‌دارد تا برای نوازندگی به ایستگاه راه آهن برود.

نجومیان اضافه کرد: «عقاید یک دلقک» یک کتاب عاشقانه بسیار زیباست که دو یا سه فصل آن به طور اختصاصی مربوط به «ماری» معشوقه هانس است. او با بیان جزئیات چیزهای ساده‌ای از زندگی با ماری را به عاشقانه‌ترین و زیباترین حالت ممکن روایت می‌کند که بهترین آن توصیف مسواک زدن «ماری» است. به همین دلیل حتی اگر زمینه‌های سیاسی، اجتماعی و فلسفی این اثر را هم ندانیم، از خواندن آن به عنوان یک اثر عاشقانه، لذت خواهیم برد.

بل، لامذهب نیست

وی به بیان شباهت هانس به دیگر شخصیت‌های اصلی رمان‌ها پرداخت و گفت: هانس دروغ نمی‌گوید و نمی‌تواند دروغگویی را تحمل کندبه جهت همین حساسیت بیش از حد ما را به یاد «هولدن کالفید» ناتور دشت سالینجر می‌اندازد، همین طور شباهت زیادی به «هرتزورگ» رمان ساده لوح داستایوفسکی دارد و هم به «مورسو» بیگانه کامو شبیه است. همه این شخصیت‌ها در برابر قواعد بورژوازی و مسیحیت تشکیلاتی می‌ایستند.

این استاد ادبیات ادامه داد: این اشتباه است که تصور کنیم بل لامذهب است، او کاتولیک است و حتی همین رمان «عقاید یک دلقک» را با آیه‌ای از انجیل شروع کرده است. «آنان که او را نیافتند، خواهند دید و کسانی که نشسنند خواهند شنید». به جز این اشاره، اخلاق دینی در جای جای رمان وجود دارد مشکل او با کلیسا و ساختاری است که کلیسا از مسیحیت ساخته و آن را از ذات خودش دور کرده است.

نجومیان درباره دلقک بودن شخصیت اصلی داستان توضیح داد: هانس روراست است و خودش را بارها نقد می‌کند. هانس پیش ار هر چیزی «دلقک» است و این دلقک بودن خیلی مهم است. دلقک بودن تنها شغل او نیست بلکه عصاره شخصیت هانس است. در کارناوال قواعد اجتماعی زیر و رو می‌شود در یک روز آدم‌ها به خیابان می‌روند و قواعد اجتماعی را به شوخی می‌گیرند. هانس دلقک است و اساس همه هنجارها را کارناوالیزه می‌کند.

عقاید یک دلقک مخاطب را عصبانی می‌کند

وی افزود: دلقک همیشه ماسک به صورت دارد و درون خودش را نشان نمی‌دهد. او در واقع از پشت نقاب نگاه می‌کند در آخر داستان هم زمانی که خودش را گریم می‌کند می‌گوید که ماسک ترک برداشته و همین ترک در واقع از بین رفتن فاصله بین درون و بیرون است. او از این منظر بسیار شبیه به شخصیت‌های نمایش‌های «بکت» است

او با اشاره به نقد کاپیتالیسم در این کتاب گفت: خانواده هانس نمونه بارز این نقد است. آنها بعد از جنگ به نان و نوایی رسیده‌اند و قوانین ریاکارانه‌ای دارند مانند آنکه با وجودی که همه دغدغه شان پول است، حرف زدن درباره پول در خانه ممنوع است.

نجومیان اضافه کرد: اندیشه‌های اگزیستانسیالیسم در هاینریش بل بسیار موثر بود. در داستان چندین بار به کیرکه گور اشاره می‌‌کند.

وی اضافه کرد: دلقک جمع آوری لحظه‌هاست و عقاید یک دلقک رمانی درباره لحظه‌هاست. البته در اینجا دلقک بسیار شبیه به نویسنده است چرا که هر دوی اینها جهان را به سخره می‌گیرند.

وی در پایان سخنان خود گفت: عقاید یک دلقک آدم را عصبانی می‌کند و این دقیقا همان مقصود بل در نوشتن است. خودش می‌گوید: ادبیات خوب، ادبیاتی است که مخاطب خود را به خروش آورد.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید