تصویر برگزیده

فاصله دولت یازدهم با وعده‌های انتخاباتی

وعده‌های محقق نشده دولت یازدهم در عرصه فرهنگ و هنر

آرتنا: مگر وزارت خانه فرهنگ و ارشاد اسلامی چنان که از عنوانش نیز پیداست، وظیفه ای مهم تر از صیانت از ارزش های دینی و ملی یک کشور دارد؟! آیا با زیرپا رفتن ارزش ها در زیر مجموعه مسئولیت وزارت فرهنگ این دولت می توان نامی از موفقیت و توجه به پاسداشت دولت در هفته ای موسوم به این نام داشت؟!

هنگامی که از هفته دولت یاد می کنیم، دقیقا نمی دانیم باید از چه منظری به پاسداشت آن بپردازیم؟ علامت سوالی بزرگ که حتی برای حامیان دولت یازدهم و آن ها که عکس هایی یادگاری با نشان انگشتی رنگی پای صندوق های انتخاباتی برای دولت «تدبیر و امید» گرفته اند، نیز مجهول مانده است! دولتی ها آمار می دهند و می گویند هفته دولت است اما ما چیزی از این هفته و دولت و آمارهایش درنیافته ایم! البته می دانیم که مردانی خدایی با نگاهی مردمی چون شهیدان رجایی و باهنر را سال ها پیش در همین ایام از دست داده ایم، اما در این روزهای هفته دولت میان آن خادمان ملت با دولتی که بسیاری از وعده هایش در حوزه های مختلف از جمله عرصه فرهنگ و هنر پیش از زایمان مُرده است، چه کنیم.

هنگامی که نگاهی اجمالی به این 3 سال از روی کارآمدن دولت یازدهم می افکنیم و هر چقدر دنبال نور امیدی، تصمیم مدبرانه ای و حتی یک ستاره روشن در آسمان می نگریم تا حداقل ردش را گرفته و شاد از وجود دولتی فرهنگی و در راستای پایه های سرزمین اسلامی باشیم، چیزی پیدا نمی کنیم. آیا مشکل از کم بینایی و یا نابینایی ما است و یا دلیل را باید در جایی دیگر جست؟ ستاره دنباله داری هم نمی خواهیم؛ همان یک ستاره خوشبختی ما را بس، اما دریغ و صد افسوس که تنها شعارها باقی مانده است و دست های خالی ما از وجود گوهرمند فرهنگ و هنر!

برای این که نخواهیم متهم به ناعدالتی و بازی در جناحی سیاسی شویم، به مواردی اشاره می کنیم تا ببینیم دستاوردهای دولت «تدبیر و امید» در حالی که به آخرین سال حیاتش نزدیک می شود، چیست؟ و ایراد از قضاوت ما است و یا مجریان دولت؟

یکی از موارد اعلام شده در برنامه های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به مجلس در رابطه با «صیانت از فرهنگ و هویت دینی و ملی» بوده است. اما اگر نگاهی به روند اعطای مجوز و شرایط ممیزی ها و فضای رخ داده در حوزه های مختلف فرهنگی و هنری بیفکنیم، به نتایجی کاملا مغایر با چنین هدفی می رسیم و این مساله ای قابل کتمان از سوی هیچ طیف و نگاهی نخواهد نبود.

انتشار انواع کتاب های غیراخلاقی توسط ناشرانی که سال ها پیش از این به دلیل هتک حرمت به ساحت اسلام ممنوع الفعالیت شده بودند، برگزاری انواع مجالس موسیقی به شکلی طرب انگیز و همراه با حرکات موزون، به صحنه رفتن انواع نمایش های خلاف شرع و دین، برپایی انواع نمایشگاه های تجسمی همراه با تصاویری زننده، و تولید و عرضه فیلم هایی مغایر با فرهنگ و هویت دینی و ملی ما به روشنی در طی 3 سال اخیر صورت یافته است و این سوال را متبادر می سازد که مگر وزارت خانه فرهنگ و ارشاد اسلامی چنان که از عنوانش نیز پیداست، وظیفه ای مهم تر از صیانت از ارزش های دینی و ملی یک کشور دارد؟! آیا با زیرپا رفتن ارزش ها در زیر مجموعه مسئولیت وزارت فرهنگ این دولت می توان نامی از موفقیت و توجه به پاسداشت دولت در هفته ای موسوم به این نام داشت؟!

آثار ادبی، تصویری، نمایشی و تجسمی که به شکلی علنی و از طریق دیالوگ ها، نوع رفتارهای کاراکترها، توصیف تجسم اندام جسمانی از طریق آثار بصری و ارائه منوی پیشنهادی از روابطی بی بند و بار ارائه می شود چه مفهوم و پیامی از وجود فعالیت های دولتی فعال در سرزمینی اسلامی خواهد داشت؟ آیا نفوذ انواع مشاوران و مدیران و کارشناسان با نگره غربگرا در بدنه نهادها و ارگان های زیر مجموعه وزارت خانه فرهنگی دولت در راستای ضربه زدن به بنیان های فکری و اهداف استراتژیک نظام اسلامی ایران قابل درک خواهد بود؟

ما در همین مدت شاهد انتشار کتاب هایی بودیم که در آن ها داستان هایی فریبنده از ترویج روابط آزاد و بی حد و مرز میان زنان و مردان نامحرم به توصیف درآمد. نمایش هایی روی صحنه آمد که آدمی از توصیف انواع بی بند و باری های نهفته در آن ها شرمسار است که نمونه اخیرش نمایش «دوباره اون آهنگ رو بزن سم» بوده است که حتی به سمت همخوابی زنان و مردان نامحرم پیش می رفت! و آثاری در گالری های مختلف شهر به نمایش درآمد که در قالب اثری هنری در پی شرح بصری توصیفات جنسی و انواع پرده دری ها بود! در این 3 سال فیلم هایی مبتذل اجازه اکران و نمایش یافت که در آن ها تبلیغ و ترویج روابط نامشروع و گرایش به زندگی غرب‌ گرایانه مشهود بود که نمونه ای که حتی در آخرین روزهای اکران مورد تعجب و اشاره وزیر ارشاد هم قرار گرفت، «50 کیلو آلبالو» بود.

 از سویی دولت در راستای ارائه راهکاری جهت جلب توجه حامیان ناامیدِ دولت امید چندی است که اقدام به بازی در میدان نشر کرده و این زمینه را فراهم ساخته که می توان ممیزی را به خود ناشران واگذار کرد و به عبارتی کامل تر این که کلا ممیزی را در کتاب حذف کرد. البته برای رای جمع شدن در آخرین سال منتهی به انتخابات بعدی برنامه ریزی های دیگری هم از سوی مشاوران به صحنه خواهد آمد که نمونه اخیرش، توجه به احیای کنسرت های موسیقی است که چند روزی است در بابش پیچ و تاب هایی در اخبار به گوش می رسد!

امید که دولت تدبیر، تدبیرهای دیگری غیر از این مُسکن های ناکارآمد را تحت برنامه ریزی فرهنگ و هنر این دیار قرار دهد. اگر چه این دولت از ابتدا نشان داده که سمت و سویی فرهنگی ندارد اما می تواند حداقل برای جلب توجه همان حامیان ناراضی خود هم که شده چند برنامه موثر در حوزه های فرهنگ و هنر و برای اهالی هنرمند تدارک ببیند! به هر روی براساس رسالت رسانه ای و برخلاف عقیده دولتمردان به دلیل اعتبار والایی که عرصه فرهنگ و هنر  دارد، در روزهای آتی به شکلی تحلیلی و با ارائه جزئیات برنامه های فرهنگی و هنری دولت یازدهم را زیر ذره بین خواهیم برد تا در نهایت ببینیم که آیا باید پاسداشت هفته چنین دولتی را؟!

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید