تصویر برگزیده

پیشنهاد خواندنی آخر هفته ؛

کتاب زندگانی امام رضا(ع)شامل شرح حال،مناظرات اعتقادی وکلامی بامخالفین اسلام

آرتنا: کتاب زندگانى حضرت امام على بن موسى الرضا (ع) ترجمه جلد دوازدهم بحارالانوار،تألیف علامه مجلسى که در بردارنده روایات مختلف از شرح حال آن حضرت و مناظرات اعتقادى و کلامى با مخالفین اسلام است.

کتاب زندگانى حضرت امام على بن موسى الرضا(ع)، ترجمه جلد دوازدهم بحارالانوار، تألیف علامه مجلسى که در بردارنده روایات مختلف از شرح حال آن حضرت و مناظرات اعتقادى و کلامى با مخالفین اسلام است و توسط آقاى موسى خسروى به زبان فارسى ترجمه شده است.

مؤلف انگیزه تألیف را چنین بیان مى‏‌کند: مجلدات بحار چنانچه از نام آن پیداست، واقعاً در مورد عنوان‏هاى خود دریایى بیکران از مطالب ارزنده است که جویندگان در کمتر مجموعه‌‏اى مى‌‏توانند این همه مطلب را تحت آن عنوان بیابند. در هنگام نگارش زندگى بعضى از ائمه طاهرین(ع) را تقدیم کردم، تصمیم به ادامه احوال 14 معصوم را داشتم؛ اما اکنون که مشغول ترجمه مجموعه بحارالانوار قسمت احوال ائمه طاهرین(ع) هستم، جداً معتقدم مطالبى که در شرح حال و زندگى ائمه و نکات آموزنده و اخلاقى و تاریخى که در بحارالانوار جمع شده، هیچ شرح حالى حاوى این قدر مطلب نیست. به همین جهت از ادامه نگارش بقیه 14 معصوم صرف نظر کرده، جویندگان را توصیه به مطالعه این مجموعه‌‏ها می‏‌کنم.

مؤلف سعى کرده تا شرح حال این امام بزرگوار را که برگرفته از متن بحار الانوار است تا حد امکان ساده و روان بیان کند و اگر جمله‏‌اى نیز ابهام داشت و قابل تعمق و شور بود، از همفکرى و روشن‏بینى جمعى از فضلا و دانشمندان در تفسیر و ترجمه آن استفاده کرده است و از تکرار بعضى روایات که فقط جنبه اثبات مطلب داشته و اضافه قابل توجهى نداشت، خودارى شده و در پاورقى وجه اختلاف دو روایت در مواردى که لازم بوده ذکر شده است تا خوانندگان از تکرار خسته نشوند.

بالاخره در این ترجمه اختصارى که به اصل کتاب زیان وارد نشود، رعایت شده است و در سه بخش ارائه شده است؛ کتاب زندگانى حضرت امام رضا(ع) با مقدمه‌‏اى از مترجم و سپس مقدمه‏‌اى از مؤلف شروع مى‏‌شود و آنگاه به ذکر بخش‏هاى مختلف کتاب که شامل 23  بخش است، مى‌‏پردازد:

1- ولادت و لقبها و کنیه و نقش انگشترى آن جناب مورد اشاره واقع شده است.

2- تصریح به امامت على بن موسى الرضا(ع) شده است.

3- معجزات و کردار شگفت انگیز امام(ع) مطرح شده است.

4- وارد شدن امام(ع) به بصره و کوفه و معجزه‌‏هایى که در آن دو ناحیه از ایشان ظاهر شد.

  5- استجابت دعاى امام(ع).

6- اطلاع امام از تمام زبان‏ها و زبان پرندگان و چارپایان.

7- عبادت و اخلاق پسندیده و مقام آن جناب و اقرار مردم به شخصیت ایشان.

8- اشعارى که حضرت رضا(ع) به عنوان پند و اندرز خوانده است.

9- آنچه بین حضرت رضا(ع) و هارون الرشید و فرمانروایان او انجام شد؛ مانند آنچه در عیون اخبار الرضا(ع) نقل شده که موسى بن مهران گفت از جعفر بن یحیى شنیدم مى‌گفت: وقتى هارون الرشید از رقه متوجه مکه بود، عیسى بن جعفر به او گفت یادت می‌‏آید، از سوگندی که خوردى درباره اولاد ابی‏طالب که اگر کسى بعد از موسى ابن جعفر ادعاى امامت کند، گردن او را بزنى اکنون پسرش علی بن موسى(ع) مدعى مقام امامت است و مردم آنچه درباره پدرش معتقد بودند، درباره او نیز اعتقاد دارند. هارون با قیافه‌‏اى پر از خشم به او نگاه کرده، گفت منظورت چیست؟ می‏‌خواهى همه آنها را بکشم، موسى گفت همین که این سخن را از او شنیدم خدمت حضرت رضا(ع) رسیده، جریان را عرض کردم، فرمود: مرا چه با او به خدا نسبت به من هیچ کارى نمی‏‌تواند انجام دهد.

10- دعوت کردن مأمون، حضرت رضا(ع) را به مرو، وقایعى که از مدینه تا نیشابور اتفاق افتاد.

11- ورود به نیشابور و معجزاتى که در آنجا از امام(ع) صادر شد.

12- حرکت به جانب طوس و از آنجا به طرف مرو.

13- ولایت عهد و علت قبول کردن آن جناب با این که راضى نبود.

14- جریان‏هاى دیگرى که بین مأمون و حضرت رضا(ع) اتفاق افتاد.

15- کارهایى که مأمون براى تقرب به حضرت رضا(ع) مى‌‏کرد، از قبیل مناظره با مخالفین.

به عنوان نمونه یکی از روایات مربوط به معجزات و کردار شگفت‏‎انگیز امام رضا(ع) را می‎آوریم:

محمّد بن داود گفت من و برادرم خدمت حضرت رضا(ع) بودیم که یک نفر آمد و خبر آورد که محمّد بن جعفر به حالت احتضار درآمده و چانه‏‌اش بند شده حضرت رضا حرکت کرد ما هم در خدمت ایشان رفتیم دیدیم چانه‌‏اش قفل شده. اسحاق بن جعفر و فرزندش با گروهى از آل ابى طالب گریه می‌کردند. حضرت رضا(ع) بالاى سرش نشست نگاهى به چهره او کرد و لبخندى زد. کسانى که حضور داشتند از لبخند حضرت رضا ناراحت شدند. بعضى گفتند خنده او از روى سرزنش براى عمویش است. امام(ع) خارج شد تا در مسجد نماز بخواند. عرض کردیم آقا فدایت شویم درباره شما کسانى که حضور داشتند موقعى که خندیدند حرف زدند. حضرت رضا فرمود من تعجب می‌کردم از گریه اسحاق، به خدا قسم او قبل از محمّد از دنیا خواهد رفت و محمّد بر جنازه او گریه خواهد کرد و راوى گفت محمّد خوب شد، ولى اسحاق از دنیا رفت.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید