تصویر برگزیده

روز مبارزه با تروریسم ؛

روز نهایت زبونی ترور کنندگان و روز ارج نهادن بر کرامت انسانی

آرتنا: بعضی آدم ها خوب، پاک، مظلوم، عدالتجو و منزه اند، و برخی بد و زشت و پلید؛ برخی دولت ها هم صالح و بعضی ناصالح اند

شیوه های رفتاری تروریست ها نشان می دهد که اصولاً اعتقادی به کرامت ذاتی انسان ندارند. از نظر آنان، این فکر و ایدئولوژی ایشان است که قدر و قیمت افراد را معیّن می کند. از این منظر، بعضی آدم ها خوب، پاک، مظلوم، عدالتجو و منزه اند، و برخی بد و زشت و پلید؛ برخی دولت ها هم صالح و بعضی ناصالح اند. این تقسیم بندی انحرافی، تروریست را به سویی می کشاند که به خود اجازه می دهد عده ای زن و کودک و پیر و جوان را که هیچ ارتباطی منطقی با قدرتمندان رقیب ندارند، در کمال قساوت و بی رحمی قربانی کند

دهخدا، در توضیح کلمه ترور چنین آورده است: «واژه ترور، از فرانسه گرفته شده، و به معنای قتل سیاسی به وسیله اسلحه بوده و در فارسی رواج پیدا کرده است. این کلمه در فرانسه به معنای وحشت و خوف هم آمده است. تروریست به شخصی اطلاق می شود که با اسلحه مرتکب قتل سیاسی شود. تروریسم در زبان فارسی به اصلی گفته می شود که در آن، از قتل های سیاسی و ترور دفاع گردد.»

نخستین کنوانسیون بین المللی درباره تروریسم، در سال 1937 یعنی قبل از جنگ جهانی دوم به امضا رسید. تعریفی که این کنوانسیون از تروریسم کرد، بیش تر حقوقی است: «تروریسم، اقدامات جنایی بر ضد یک دولت، با هدف ایجاد رعب و وحشت در شخصیت های خاصی، گروهی از اشخاص یا عموم مردم است.»

در قوانین جزایی جمهوری اسلامی ایران، تروریسم به عنوان یک جرم مستقل تعریف نشده است. یکی از صاحب نظران، تروریسم را این گونه تعریف کرده است:تروریسم، نام جرم خاصی نیست، ولی به هر نوع رفتار فردی یا گروهی اطلاق می شود که هدف آن، ایجاد اخلال مهم و جدی در نظم عمومی، با ایجاد ترس و وحشت برای نیل به درخواست های سیاسی، مالی، ملی و مذهبی، آزادی و غیره، یا ایجاد ناامنی و ترس در مردم است.

شکل گیری مفهوم ترور را می توان هم زمان با تشکیل حکومت و دولت در تاریخ دانست، ولی شکل آن در مسیر طبیعی تاریخ در زمان های مختلف تغییر پیدا کرده است. تروریسم در شکل سنتی، بیش تر فردی بوده است؛ یعنی فرد به منظور ارضای نیاز و برای دست یابی به مقاصدش، دست به ترور می زده است. از زمان شکل گیری دولت ها و ملت ها در اروپا، یعنی از عصر رنسانس و از قرن شانزدهم به بعد، ترور تا حد زیادی در مجموعه واژگان سیاسی شکل گرفت و از حالت فردی خارج گردید و شکل گروهی به خود گرفت. این شکل گیری، باعث شد که ترور به عنوان یک ایدئولوژی و جهان بینی مطرح شود و افراد و گروه ها برای رسیدن به مقاصد سیاسی، اقدام به ترور کنند.

در فرهنگ سیاسی، ترور از ریشه لاتین terror به معنای ترس و وحشت گرفته شده و به رفتار و اعمال فرد یا گروهی اطلاق می شود که از راه ایجاد ترس، وحشت و استفاده از زور می خواهد به هدف سیاسی خود برسد. در زبان فارسی هم ترور به معنای ترس زیاد، بیم و هراس و خوف و وحشت است و تروریست به عامل ترور، طرفدار ترور، آدم کش یا کسی که برای رسیدن به هدف خود کسی را به طور غافلگیرانه بکشد یا ایجاد وحشت و هراس کند، گفته می شود.

فرهنگ روابط بین الملل نیز تروریسم را این گونه تعریف می کند: «تروریسم، فعالیت های عاملان دولتی یا غیردولتی است که در کوشش های خود برای دست یابی به اهداف سیاسی، از روش ها و وسایل خشونت آمیز استفاده می کنند». به طور کلی می توان گفت وجه مشترک همه تعریف ها، استفاده از ترور به منظور رسیدن به هدف سیاسی است.

8 شهریور روز شهادت شهیدان باهنر و رجایی است. فاجعه انفجار دفتر نخست وزیری 2 ماه پس از فاجعه انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی و ترور ناموفق مقام معظم رهبری در ششم تیرماه سال 1360 صورت گرفت. از این پس ترورهای سریالی منافقین که از شهدای محراب تا مردم کوچه و بازار را در برمی‌گرفت، شروع شد.

در حالیکه منافقین به جوخه‌های اعدام در داخل دستور خونریزی و ترور می‌دادند، در بغداد در کنار صدام، او را در یک جنگ نابرابر ـ که حداقل 15 کشور جهان با حمایت آمریکا و شوروی به او کمک می‌کردند ـ همراهی نمودند.

منافقین در حالی در تهران و استانها و شهرهای ایران حمام خون به راه انداخته بودند که در کمپ اشرف برای رئیس فرقه جنایتکار خود حرمسرا تشکیل داده بودند. آنها 17 هزار نفر مظلوم و بی‌دفاع را به خاک و خون کشیدند و به شهادت رساندند و اسامی و آدرس‌های تک تک آنها معلوم است.

عمر ترور و تروریسم به قدمت بشریت است. تروریسم به همه اعصار، همه قاره ها و همه آیین ها تعلق دارد و نمی توان پدیده آشکار اضطراب و حس ناامنی در برابر دشمن نامرئی را که بر همه جا چنگ انداخته نادیده گرفت؛ گرچه می توان پیشینه تروریسم را به دوران جنگ سرد و رقابت میان دو ابرقدرت شرق و غرب برای ضربه زدن به دیگری نسبت داد.

واقعیت این است که اسلام، خود، بزرگ ترین قربانی تروریسم است. پیشوایان معصوم علیهم السلام همگی به دست حکومت های ستمگر ترور شدند و شربت شهادت نوشیدند. نمونه روشن آن، مولای متقیان حضرت علی علیه السلام است که به دست ناپاک ترین دشمنان انسانیت ترور شد. اسلام اگرچه مبارزه بر ضد طاغوت های زمان، ستمگری و استعمار را محترم می شمارد و دفاع از مظلومان در برابر ظالمان و قدرت های سلطه گر را جهاد می داند، در مقابل، کشتن یک فرد بی گناه را به منزله کشتن تمام انسان ها دانسته است.

امریکایی ها به مدت دو دهه سازمان تروریستی مجاهدین خلق (منافقین) را زیر چتر حمایت مالی، سیاسی و تبلیغی خود قرار دادند و از جنایت های تروریستی آنان بر ضد مردم جمهوری اسلامی ایران حمایت کردند. این گروهک با شیوه قهرآمیز و قتل سیاسی، درصدد حذف فیزیکی عناصر کارآمد و طراحان فکری نظام برآمد تا با ایجاد خلأهای جدی در ارکان حساس کشور، شرایط سقوط جمهوری اسلامی ایران را فراهم سازد. شهدای محراب، شهدای هفتم تیر و هشتم شهریور، شهیدانی چون لاجوردی، قرنی و صیاد شیرازی، از جمله قربانیان تروریسم بودند که به دست منافقان به شهادت رسیدند. استکبار جهانی در برابر این فعالیت های تروریستی، نه تنها هیچ واکنشی از خود نشان نداد، بلکه از آن حمایت می کرد.

یکی از شرم آورترین گونه های تروریسم، تروریسم دولتی است؛ بدین معنا که کشتن و از میان بردن فیزیکی افراد، در قالب قانون از سوی مجلس یا دولتی به تصویب برسد. در حال حاضر، اصلی ترین کانون تروریسم دولتی، رژیم صهیونیستی است. برای نمونه، یک بار در نشست کابینه امنیتی اسرائیل، حمله به چهل مرکز کلیدی مناطق خودگردان فلسطین و ترور 26 شخصیت فلسطینی به تصویب رسید، ولی هیچ یک از سردمداران کاخ سفید و رهبران غربی فریاد بر نیاورد که این اقدامات با حقوق جهانی بشر در تناقض است. اگر اسرائیل صدها ترور انجام دهد، تروریست شمرده نمی شود، ولی اگر مسلمانی در برابر جنایات صهیونیست ها از خود دفاع کند، حالت تدافعی او را ترور تفسیر می کنند.

تروریسم شارون، از مصداق های تروریسم دولتی است که به صراحت از ترور مخالفان فلسطینی خود دم می زند. تروری که زن و مرد، کوچک و بزرگ، نظامی و غیر نظامی، و پیر و جوان نمی شناسد، تا آن جا که سقف خانه ها را بر سر آنان فرو می ریزد و نسل کشی به راه می اندازد. جامعه جهانی در خواب زمستانی است و قدرت های استکباری نیز از نطق بی منطق اسراییل دفاع می کنند. امروز، بزرگ ترین ترور سیاسی جهان در فلسطین انجام می گیرد و حذف ملت های مسلمان در محاسبات سیاسی قدرتمندان نیز، روشن ترین اهانتی است که آمریکا و رژیم صهیونیستی به مسلمانان و دولت های اسلامی وارد می آورند.

اقدام به ترور، نشان از اوج احساس ضعف و نابرابری فرد یا دولت است. کسی که هیچ شانسی برای خود قایل نیست و توان خود را در رویارویی و رو در رویی علنی با رقیب نمی بیند، به غافل گیری رقیب می پردازد. کشتن افرادِ بی ارتباط با رقیب، به ویژه زنان و کودکانی که هیچ نقشی در این موازنه قدرت ندارند، نهایت زبونی ترور کننده و به بن بست رسیدن او را می رساند. در این خصوص، هر چه دامنه بی ارتباطی ترورشدگان با جریان ترور و اهداف بیش تر باشد، ضعف بیش تر تروریست را نشان می دهد.

شیوه های رفتاری تروریست ها نشان می دهد که اصولاً اعتقادی به کرامت ذاتی انسان ندارند. از نظر آنان، این فکر و ایدئولوژی ایشان است که قدر و قیمت افراد را معیّن می کند. از این منظر، بعضی آدم ها خوب، پاک، مظلوم، عدالتجو و منزه اند، و برخی بد و زشت و پلید؛ برخی دولت ها هم صالح و بعضی ناصالح اند. این تقسیم بندی انحرافی، تروریست را به سویی می کشاند که به خود اجازه می دهد عده ای زن و کودک و پیر و جوان را که هیچ ارتباطی منطقی با قدرتمندان رقیب ندارند، در کمال قساوت و بی رحمی قربانی کند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید