تصویر برگزیده

هفدهم شهریور ماه سال 1357؛

به نام ژاله به رنگ انقلاب

آرتنا: هفدهم شهریور یعنی روز قتل عام شهری مردم به سبک جوخه آتش! گویا چندین هزار نفر را به صف کرده‌اند تا تیرباران کنند.

هفدهم شهریور ماه سال 1357 شمسی یکی از تفاوتهای نظام شاهنشاهی با نظام حکومت اسلامی را آشکارا به معرض نمایش گذاشت و سندی شد بر حقانیّت ایستادگی و مقاومت و مبارزه انقلابی در برابر مستکبران عالم. برای این‌که به گوشه‌ای از این تفاوتها توجّه بیشتری پیدا کنیم، نوع برخورد نظامهای استکباری با مردم تحت سلطه خود را با نوع برخورد نظامها و حکومتهای دینی از نگاه آیات قرآنی مقایسه اجمالی می‌کنیم تا جوابی هر چند کوتاه به شبهاتی باشد که در پی خوب جلوه دادن و جانبداری حکومت استکباری پهلوی و امثال آن است.

حکومت پهلوی = حکومت فرعون
ریشه استکبار، همان کبر و برتری‌جویی است که قرآن کریم، فرعون را نمادی از آن برمی‌شمرد و می‌فرماید: «وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفین‏ [یونس/83] فرعون، برترى‏‌جویى در زمین داشت و از اسرافکاران بود!».
در آیه‌ای دیگر این‌چنین پرده از برنامه و هدف فرعون برمی‌دارد که: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ یَسْتَحْیی‏ نِساءَهُمْ إِنَّهُ کانَ مِنَ الْمُفْسِدین‏ [قصص/4] فرعون در زمین برترى‏‌جویى کرد، و اهل آن را به گروه‏‌هاى مختلفى تقسیم کرد. گروهى را به ضعف و ناتوانى مى‏‌کشاند، پسرانشان را سر مى‏‌برید و زنانشان را (براى کنیزى و خدمت) زنده نگه مى‏‌داشت او به یقین از مفسدان بود!»
دستگاه استکبار در طول تاریخ دارای اهداف کلی مشترک و حتی روشهای یکسان بوده است و قرآن کریم در دو آیه فوق از جمله آنها به برتری‌جویی، اسراف، قتل و استعمار اشاره می‌کند. رژیم شاهنشاهی پهلوی نیز آنچنان غرق در این خصوصیّات استکباری و غیر این موارد بود که تنها گوشه‌ای از این خوی استکباری را می‌توان به شکل واضح در قتل عام روز 17شهریور 1357 مشاهده کرد.
در  13 شهریور 1357 که مصادف با روز عید فطر بود راهپیمایی تاریخی و عظیمی برپا شد. این تظاهرات در روز 16 شهریور ماه بار دیگر تکرار شد و در بین مردم اعلام شد که صبح روز بعد، یعنی 17 شهریور ماه در میدان و خیابان ژاله (شهدا) تجمع صورت خواهد گرفت. در اولین ساعات جمعه 17 شهریور ماه، رژیم شاه توسط ارتشبد غلامعلی اویسی فرماندار نظامی تهران اعلام حکومت نظامی کرد؛ اما مردم در میدان ژاله (شهدای کنونی)‌ تجمّع کردند و ناگهان با دیدن تانکها و زره‌پوشهای نظامی و مأموران مسلسل به دست حکومت نظامی غافلگیر شدند.[1]
آنچه در جمعه سیاه سال 57 رخ داد تنها نمونه‌ای از خوی ناجوانمردی، خیانت دولتی، سنگدلی، قصّابی اجتماعی و ... بود که از دل رژیم استبدادی و سراسر ظلم پهلوی به عنوان الگویی از حکومت استکباری به وقوع پیوست و خون غیرت دینی و انقلابی مستضعفین را به جوشش درآورد. اتّفاقی که منجر به سقوط حکومت پهلوی شد.

تفرقه بیانداز و حکومت کن!
در حکومت غیر دینی و استبدادی، مردم جامعه قدر و قیمتی نداشته و ضعیف شمرده می‌شوند در حالی که در دین اسلام مردم جوامع از بیشترین قدرت تأثیرگزاری برخوردارند. آنچه در علّت به وجود آمدن انقلاب اسلامی و تمامی انقلابهای مردمی دیده می‌شود عدم احترام حکومتهای پیشین به جایگاه و تأثیر مردم در حکومت است. یکی از روشهای حکومتی در جبهه استکبار روش ایجاد تفرقه است که در دومین آیه‌ای که گذشت برای به ضعف و ناتوانی کشاندن مؤمنین باید با فرقه فرقه کردن آنها و ایجاد اختلاف طبقاتی از قدرت آنان کاست تا بتوان از تجمیع و تمرکز قدرت آنها برای شورش علیه حکومت جلوگیری کرد کاری که امروزه آمریکا و دیگر کشورهای استعماری هنوز هم به دنبال آن هستند.
آرى فرعون مخصوصا مردم مصر را به دو گروه مشخص تقسیم کرد:" قبطیان" که بومیان آن سرزمین بودند، و تمام وسائل رفاهى و کاخها و ثروتها و پستهاى حکومت در اختیار آنان بود و" سبطیان" یعنى مهاجران بنى اسرائیل که به صورت بردگان و غلامان و کنیزان در چنگال آنها گرفتار بودند.[2] حکومت استبدادی پهلوی نیز دو طبقه اهالی کاخ نشین زیر مجموعه خود و طبقه محرومین و پابرهنگان را به سبک دیگر حکومتهای استبدادی ایجاد کرده بود.

استضعاف پهلوی
" استضعاف" به معناى ضعیف شمردن و توهین و بى اعتنایى به امر چیزى است.[3] قرار گرفتن جمله" یُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ" بعد از جمله" یَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ"، مطلب دیگرى را بازگو مى‏‌کند، مى‏‌گوید فرعونیان براى تضعیف بنى اسرائیل این نقشه را طرح کرده بودند که نسل ذکور [مردان] آنها را که مى‌‏توانست قیام کند و با فرعونیان بجنگد براندازند، و تنها دختران و زنان را که به تنهایى قدرت بر قیام و مبارزه نداشتند براى خدمتکارى زنده بگذارند.[4]
هدف اصلی، ایجاد ضعف در جبهه انقلابی و عدالت‌خواه جامعه بود؛ به همین جهت رژیم پهلوی باید سران انقلابی و پیشگامان شورش علیه خود را سرکوب می‌کرد تا قدرت آنان کاهش یابد. یکی از این سرکوبها را می‌توان در قتل عام نزدیک به 4000 نفر از مسلمانان این مرز و بوم توسط حاکم مستکبر پهلوی دید.

به نام ژاله به رنگ انقلاب
آنچه باید از واقعه جمعه سیاه و امثال آن از سالیان نه چندان دور، قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به عنوان درس و عبرت همیشه آویزه گوش کرد اینکه؛ حال که درخت انقلاب اسلامی تنومندتر از همیشه، شاخه‌های پرثمر خود را به کشورهای منطقه رسانده بلکه به پهنای عالم قد کشیده است و دشمنان بیرونی به همراه مدهوشین فرهنگ سیاه غرب در داخل کشور، بیش ار پیش تلاش خود را برای ناکام گذاشتن این انقلاب متمرکز کرده‌اند لازم است یادآوری جمعه‌ها، شنبه‌ها،... ماه‌ها، سالها بلکه روزگار و تاریخ سیاهی که از سلطه حکّام ظلم و جور بر این مردم غیور و شهیدپرور گذشت و در یک جمله این کلام گهربار امام صادق (علیه السلام) را به یاد آورد که فرمودند: «لَا یُلْسَعُ الْعَاقِلُ مِنْ جُحْرٍ مَرَّتَیْن‏ [5] عاقل و خردمند از سوراخ گزنده دو بار گزیده نمی‌شود».

پی‌نوشت
[1]. مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
[2].تفسیر نمونه، ج‏16، ص 11.
[3].ترجمه المیزان، ج‏9، ص 67.
[4].تفسیر نمونه، ج‏16، ص 13.
[5]. بحار الأنوار ، ج‏1، ص 132.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید