تصویر برگزیده

هفته ای پرکار برای رضا رسولی؛

نویسنده ای که دغدغه ارزشها و درد جامعه دارد

آرتنا: رضا رسولی را جامعه روشنفکری نمی بیند چون دلبسته نظام و شهداست.

هفته اول از نیمه دوم شهریورماه، هفته ای پرکار و شاید شیرین برای رضا رسولی نویسنده معاصر و عضو هیئت مدیره انجمن قلم ایران بود. زمان در شهریورماه برایم به کندی می گذرد گاهی روزهای خاصی از آن چنان روحم را در منگنه خود قرار می دهد که دوست دارم یا آن روز را به طور کامل در خواب و بی خیالی بگذرانم ویا آنقدر در آن بدوم تا نفهمم کی به شب می رسد. این شعار نیست ولی جای جای این ماه برای من یادآور روزها و خاطرات دردناکی است، که در آن امتی رنج کشید و در خفا گریست و در سکوت نالید ولی راضی نشد تا گرهی بر ابروی امام خویش ببیند. شاید بپرسید چرا اینها را می نویسم؟ یا اصلا اینها چه ربطی به هفته پرکار رضا رسولی عزیز دارد؟ اتفاقا بحث همین جاست. رضا برای این امت می نویسد و دغدغه فراموش شدن ارزش هایی را دارد که روزگاران مدید باید برای حفظ آن ارزش ها نوشت و مبارزه کرد و گریست تا در برابر امتی چنین وفادار و امامی چنان پرصلابت شرمنده نشد. شاید من با تمام آنچه جناب دکتر دهنادی می گوید و می نویسد همراه نباشم ولی در برابر این سخن وی خاضعم که در باره دوست عزیزمان نوشت:

رضارسولی را جامعه روشنفکری نمی بیند چون دلبسته نظام و شهداست
رفقای حزب اللهی نمی بینند چون شعار نمی دهد
هم صنف هایش نمی بینند چون در دنیای ادبیات حسادت و رفیق بازی حرف اول و آخر را می زند
 سیاستمداران نمی بینند چون لباس حمایت از هیچ گروه و دسته ای را نمی پوشد.
عضو هیچ تیم و دار و دسته ای نیست
دولت احمدی نژاد و  روحانی هم ندارد.
آزاده بودن دشمن بعثی نمی خواهد.
 آزاده که باشی باید به جای زندان صدام در خانه ات تبعید باشی.
آری این سخن بسیاری از یاران ماست. بگذار مارا نویسندگانی ژرنالیست بدانند. غافل از اینکه اگر چنین بود حتما تا کنون به نان و نوایی رسیده بودیم و همچنان در پیچ وخم زندگی روزمره سرگردان نبودیم. ولی شهریور امسال برای من روزهای شیرینی داشت که حتما یکی از این روزها حضور در مراسم رونمایی از اثر جدید رضا رسولی عزیز یعنی رمان سه راه سرگردون بود. نه تنها به آن جهت که پس از مدتها تمام عزم خود را جزم کردم تا در چنین مراسمی حاضر شوم تا رونمایی از شیره وجودی یک دوست متعهد را در قالب یک رمان ببینم بلکه بدان جهت که دیدم پس از مدتها یک خبرگزاری ارزشی به برادری که دغدغه او نیز حفظ ارزش هاست بدور از تعارفات و کشیدن چندین خط قرمز بی دلیل مراسمی گرفت که طی آن دانشگاهی و حوزوی و نویسنده و یادگار دفاع مقدس بدون هیچ پیرایه ای نظر خویش را بیان کردند و هنگامی که حجة الاسلام زائری به تشریح جبهه بزرگی که مدتهاست در برابر ما گشوده شده (و بسیاری از ما نمی توانیم یا نمی خواهیم آن را ببینیم و پشت سنگر آن بنشینیم و پیری و بالا رفتن سن و عافیت طلبی و ترس از دست دادن همه آنچه نداریم و ای کاش داشتیم تا برایش بترسیم، مانع از حضورمان می شود) پرداخت، نفس راحتی کشیدم که پس راهم را اشتباه نرفته ام و مهمتر آنکه تنها نیستم. به هر حال جلسه رونمایی از یک رمان خستگی را از تن من نیز زدود و روز شیرینی را برایم رقم زد. از رضا رسولی برای این حس خوب تشکر می کنم و امیدوارم همواره بر اصول و ارزش های دینی وانقلابی خویش پای فشارد. حضور برادران گرانقدری چون حجةالاسلام زائری، برادر نویسنده و رزمنده دوران دفاع مقدس حمید داوود آبادی، دکتر دهنادی و میزبانی آقای حسین قرایی حلاوت بیشتری به مراسم رونمایی از رمان «سه راه سرگردون» بخشیده بود. حضور مادری مهربان و فهیم که حتی تا بدینجای کار نیز دست از حمایت رضا رسولی برنداشته بود علاوه بر لطافتی که به مجلس بخشیده بود، نشان از نقش بی بدیل زنان و مادران مسلمان در جامعه بر اساس آموزه های دین مبین اسلام و تشیع علوی داشت. مادرانی پرده نشین که حضور آنان را در جای جای جامعه می توان حس کرد.

اما این هفته برای رضا رسولی پرکار تر از این ها بود. وی چند روز بعد در انتشارات روایت فتح در جلسه نقد و بررسی کتاب «روایت ناتمام» با حضور و کارشناسی جناب جهانگیر خسرو شاهی  حاضر شد. برای رضا رسولی عزیز توفیق هرچه بیشتر در دنیای قلم و تعهد به آنچه می نگارد از درگاه خداوندگار قلم را مسئلت می نمایم.