تصویر برگزیده

خسرو دهقان ؛

تمِ فیلم انتقام نیست

آرتنا: جلسه نقد و بررسی فیلم از گور برخاسته در فرهنگ سرای اندیشه برگزار شد.

فیلم سینمایی از گور برخاسته، از بهترین آثار سال گذشته سینمای جهان با حضور خسرو دهقان، جواد طوسی و محمدرصا مقدسیان در فرهنگ سرای اندیشه پخش و سپس نقد و بررسی شد.

در سومین نشست سینما فرنگ فرهنگ سرای اندیشه، فیلم سینمایی «از گور برخاسته» آخرین ساخته الخاندرو گونزالس ایناریتو با بازی تام هاردی و لئوناردو دی‌کاپریو که به خاطر این فیلم جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد اسکار 2015 را از آن خود کرده بود، با حضور خسرو دهقان و جواد طوسی به عنوان منتقد و محمدرضا مقدسیان به عنوان مجری-کارشناس برگزار شد.

در ابتدای جلسه مقدسیان با اشاره به سبک خاص فیلمسازی «ایناریتو» گفت: او در فیلم هایش همواره محتوا و فرم جدیدی دارد و فضاهای بدیعی را امتحان می کند؛ همانطور که از عشق سگی و 21گرم تا همین اواخر بردمن و از گور برخاسته، در آثارش شاهد نوآوری های مختلفی هستیم.

ایناریتو از دکترین آمریکا پیروی نمی‌کند

خسرو دهقان منتقد پیشکسوت هم که با یک جزوه مفصل از سینمای ایناریتو به این برنامه آمده بود، صحبت های خود را درباره کارگردان این فیلم آغاز کرد: باید دقت کنیم که الخاندرو گونزالس ایناریتو، آمریکایی نبوده و مکزیکی است. به همین دلیل نباید انتظار داشته باشیم که از دکترین هالیوودی آمریکا حمایت کند.

وی افزود: یکی از دلایلی که باعث شد این فیلم در اسکار مورد توجه قرار بگیرد، نگاه خاص کارگردان به معصومیت از دست رفته است که تلاش نویسنده و کارگردان برای بازگشت این معصومیت انسان، همواره مورد علاقه اعضای آکادمی اسکار بوده است.

دهقان با رد این مسئله که «انتقام» تم اصلی «از گور برخاسته» نیست، ادامه داد: داستان این فیلم درباره عشق به پدر است؛ مفهومی که بسیار مورد علاقه آمریکایی هاست و در این کشور بنیان نهاد خانواده همواره بسیار حائز اهمیت بوده و به نوعی می توان گفت این پدرسالاری مسئله ای کلیدی در فیلم های آمریکایی است.

کارگردان نگاه کنایه آمیزی به زندگی انسان معاصر دارد

جواد طوسی نیز درباره آخرین ساخته این فیلمساز مکزیکی گفت: ایناریتو، نگاه کنایه آمیز و البته امروزی به زندگی دارد. او با انتخاب داستان انتقامِ پانکه (از اسطوره های سرخپوستی) نسخه ویژه خودش از انسان معاصر را به تصویر کشیده است. در سینمای امروز هر کس به هر شکلی که می تواند به این مفاهیم مهم نگاه می کند.

وی با اشار به جدال انسان و طبیعت در فیلم یادآور شد: کارگردان، نگاه فلسفی به جدال خیر و شر دارد؛ جنگ میان انسان و طبیعت و حیوانات که با یک خشونت اجنتاب ناپذیر هم همراه است، یادآور خشونت فیلم دارودسته نیویورکی است؛ جایی که مثل این فیلم، در سکانس پایانی یک نبرد طولانی بین خیر و شر درگرفته و همراه با خشونت زیادی است. این نوع نگاه ایناریتو نیاز به تعقل و آگاهی بیشتری دارد و با دیدگاه دیگر فیلمسازان معاصر کمی متفاوت است.

وقتی خشونت سفیدپوست‌ها از سرخپوستان بیشتر میشود

طوسی ادامه داد: در فیلم، خشونت و جدال میان سرخپوست/سفیدپوست جای خود را به خشونت میان گلس/فیتزجرالد می دهد. و حتی اینکه خشونت و بار منفی کاراکتر فیتزجرالد از حتی سرخپوست ها که ادعا می شود وحشی گری می کنند، بیشتر است، کاملاً هوشمندانه است این اتفاق با عفو و بخشش کلاسیک هم متفاوت است و به انتقام ختم می شود.

به گفته طوسی انسانِ به تصویر کشیده شده در آثار ایناریتو به مراتب از شخصیت های فیلم های جان فورد، تلخ تر است، چرا که در آثار جان فورد، انسان همواره تنهاست ولی اینجا با «هیو گلس» طرف هستیم که تنها نبوده، زن و فرزند داشته اما حالا تنها می شود و حسرت داشتن خانواده خود را می خورد.

نگاه کارگردان به اندیشه های شرقی نزدیک تر است

محمدرضا مقدسیان هم در این بخش، با اشاره اینکه در «از گور برخاسته» مرزی میان انسان و حیوان و طبیعت وجود ندارد، گفت: ایناریتو مرز میان انسان و حیوان و غریزه و اخلاق را از بین برده است و این نوع طبیعت گرایی در نگاه کارگردان کاملاً مشهود است و اصلاً با نگاه مکانیکی و غربی دیگر فیلمسازان هالیوود قابل مقایسه نیست و می توان گفت به اندیشه های شرقی نزدیک تر است؛ جایی که انسان و حیوان و طبیعت دارای شأن هستند و ارزش دارند و کاملاً چنین تفکراتی را می توان در جای جای فیلم ردیابی کرد.

خسرو دهقان در ادامه به مسئله حل نشده سرخپوستان برای آمریکایی ها اشاره کرد و یادآور شد: باید به این نکته توجه داشت که مکزیک به نوعی بخشی از آمریکاست؛ بیشترین مهاجران و مهمترین مهاجران مکزیکی هستند و کنار آمدن آمریکایی ها با سرخپوست های بومی که از مکزیک آمده اند، مسئله مهمی است. در بخش های مختلف آمریکا همیشه مکزیکی ها و سرخپوست های بومی حضور موثری دارند و حتی می توان گفت نیمی از اهالی لس آنجلس تبار مکزیکی دارند.

وی افزود: موضوع فیلم به هیچ وجه انتقام نیست؛ چون انتقام در طبیعت وجود ندارد و آنجا بخشش مهم تر است و جدالی که در دیگر ادیان (غیر از مسیحیت) وجود دارد، در طبیعت موجود نیست. حتی در پایان فیلم می بینیم که انتقام از فیتزجرالد را به سرخپوستی که دخترش را از دست داده، می سپرد تا هم بخشش داشته باشد و هم خودش را سبک تر کرده باشد.

تم اصلی فیلم راز بقاست

دهقان ادامه داد: نکته فیلم «راز بقا»ست. رازی که می گوید زنده بمانم، نه اینکه زندگی کنم. درست مثل انسان معاصر که در حال حاضر فقط زنده است و زندگی نمی کند. به همین دلیل در تلاش برای بقاست که با طبیعت می جنگیم. انسان امروزی هم در تاکسی و مترو و خیابان می جنگد تا زنده بماند؛ انسان به تصویر کشیده در فیلم هم با طبیعت می جنگد تا زنده بماند. فیلمبردار این فیلم هم به خوبی طبیعت را به کنترل خودش درآورده و این مسئله، بسیار به جذابیت اثر کمک کرده؛ البته این را هم در نظر بگیریم که این «راز بقا» هم از آثار مورد علاقه آکادمی اسکار است.

جواد طوسی در ادامه این نشست، یکی شدن انسان و طبیعت را در «از گور برخاسته» مورد توجه قرار داد و گفت: شما اگر به پوست چروکیده رییس قبیله سرخپوستان هم اگر نگاه کنید، یاد تنه درختان می افتید. در نماهای مختلف، گلس که لباس خرس به تن کرده، شبیه به یک خرس می شود و حتی در یک صحنه، نقش اول فیلم در دل یک اسب، می خوابد. این یکی شدن انسان و طبیعت کاملاً در فیلم ایناریتو مشهود است.

وی افزود: الخاندرو گونزالس ایناریتو در زمان جوانی، در رادیو محلی مکزیک، با ریتم موسیقی ریتمیک کار می کرده و این ریتم را الان در آثارش کاملاً مشاهده می کنیم. یک ضرباهنگ را در تمام فیلم های او شاهد هستیم و در این فیلم هم ریتم خاصی از هیجان را مشاهده می کنیم.

فیتزجرالد؛ یکی از بهترین بدمن‌های تاریخ

طوسی درباره شخصیت منفی فیلم هم گفت: یکی از بهترین بدمن های تاریخ را در این فیلم می بینیم؛ به شکلی که از همان ابتدا و در اولین صحنه، ما با منفی بودن فیتزجرالد روبرو می شویم. من در یکی از نقدهای آمریکایی خواندم که حتی این جزییاتی که در کاراکتر نقش منفی فیلم وجود دارد، در خود رمان اصلی موجود نیست.

خسرو دهقان درباره علت اسکار گرفتن دی کاپریو در این فیلم، به نگاه خاص اعضای آکادمی اسکار اشاره کرد: در ضرب المثل هالیوودی وجود دارد که یا باید شخصیت اصلی فیلم وراج باشد یا بالا پایین بپرد تا اسکار بگیرد! یعنی یا باید دهانش کار کند و پر دیالوگ باشد تا مورد توجه قرار گیر یا اینکه چشم هایش کار کند و در سکوت بتواند بازی خوب خود را به نمایش بگذارد. در اینجا بازی دی کاپریو که در اکثر دقایق فیلم دیالوگ ندارد، در چشم هایش و در سکوتش مورد توجه قرار گرفت.

این منتقد پیشکسوت در پایان هم گفت: فیلمسازی مثل آواز خواندن در حمام است! یعنی فیلمساز با ساخت یک فیلم سعی دارد به نیازهای درونی خودش پاسخ بدهد و به نظرم در این فیلم، ایناریتو توانسته به خوبی دغدغه های خود را به نمایش بگذارد.

جواد طوسی هم در آخرین بخش سخنان خود گفت: نکته قابل توجه فیلم، همراهی و رابطه دوربین با لوکیشن و کارگردان در سکانس اول است که فضایی آخرالزمانی ایجاد می کند و این خشونت و خون در سکانس پایانی هم ردی از خود برجای می گذارد.

سلسله نشست های سینمای فرنگِ فرهنگسرای اندیشه سه شنبه ها با نقد و بررسی آثار شاخص سینمای جهان با اجرای محمدرضا مقدسیان و حضور منتقدان و کارشناسان سینمایی برگزار می شود.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید