تصویر برگزیده

یک منتقد سینما مطرح کرد؛

درسینمای ایران،عبور از خط قرمزها باعث فروش بالای فیلم می شود!

آرتنا: در سینمای ایران بحث اصلی بحث عبور از خط قرمزها است و فیلم‌هایی که به هر طریقی از خط قرمزها عبور می‌کنند فروش زیادی می‌کنند.

برنامه این هفته "سینمامعیار" رادیو گفت و گو با موضوع «نقش سلبریتی‌ها در فروش سینمای ایران در شش ماه ابتدایی سال 95» با حضور احمد کیا، احسان رستگار و با اجرای امیرعباس صباغ برگزار شد.

سوپراستار یعنی یک کالای فرهنگی و اجتماعی

کیا در پاسخ به این سؤال که: «آیا در حال حاضر سوپراستاری در سینمای ایران داریم؟» گفت: این بحثی گسترده است، کسی با یکی دو فیلم سوپراستار نمی‌شود و وقتی چرخه صنعتی وجود ندارد پس سوپراستاری خروجی این نظام نیست که درباره آن صحبت کنیم و در طی بیست سال اخیر چهره‌ای نداشتیم که نام ببریم. بحث سوپراستارها با بازیگر جداست و باید تفکیک شوند، سوپراستار یعنی چرخه صنعتی را می‌گرداند و تولید گردش مالی عظیمی می‌کند در سینمای ما به شکل کوچکی این اتفاق می‌افتد. ضمن اینکه سوپراستار فقط جنبه سینمایی ندارد، بلکه سوپراستار یعنی یک کالای فرهنگی و اجتماعی؛ اگر مخاطب، با بازیگر به عنوان یک الگوی فرهنگی، اجتماعی زندگی کند و بخشی از زندگی روزمره آن آدم قرار بگیرد اهمیت سوپراستار مطرح می‌شود و برای مخاطب تنها کارکرد یک بازیگر ندارد. ما به دلیل اینکه کانونهای فرهنگی قدرتمند را نداریم که به واسطه آنها مخاطب با بازیگر زندگی کند این اتفاق نیفتاده است هرچند ممکن است از طریق شبکه‌های مجازی به نوعی این اتفاق بیفتد ولی این کیفیت زندگی کردن مخاطب با آن بازیگر است که او را تبدیل به سوپراستار می‌کند.

رستگار نیز دیدگاه خود را در این زمینه بیان کرد و اظهار داشت: ما فوق ستاره داریم و نداریم، داریم چون اولاً ظرفیت و استعدادش را در برخی از بازیگرانمان داریم؛ و نداریم، چون به عنوان یک متغیر نسبتاً مستقل است چون یک سوپراستار باید در یک فیلم قوی بدرخشد و کمک به فروش کند که به این معنا تنها کسی به ذهنم می‌رسد رضا عطاران است و غیر از آن نداریم.

وی درباره میزان فروش فیلم‌ها با سوپراستارها خاطرنشان کرد: از بُعد سینمایی – اقتصادی، بازیگری که پول‌ساز باشد نداریم، بُعد بعدی هنری – سینمایی است که ظرفیتش را بالقوه داریم ولی بالفعل نمی‌شود و دلایلش باید بررسی شود. چه کسی می‌تواند بگوید شهاب حسینی از نظر هنری – سینمایی فوق ستاره نیست و از نظر ابعاد شخصی هنری و بازیگری و اجرا در حدّ بهترین بازیگران مرد جهان نیست؟ اما اینکه در ایران نمی‌تواند چنین تأثیری بگذارد که هر فیلمی که بازی می‌کند بفروشد ضعف سینمای ما و نظام سینمایی و فرهنگی ماست.

او افزود: دهه 80 نسبتاً افراد فوق‌ستاره داشتیم ولی اشتباه این بود که کسانی بودند که بازیگر نبودند و بر حسب ویژگیهای ظاهری و جذابیتهای بصری ستاره می‌شدند و استفاده و کاربرد این لغت و اطلاق آن به اینها اجحاف این لغت و لوس کردن آن است. مثلاً وقتی به محمدرضا گلزار فوق ستاره می‌گویید خیلی بازیگرها که از لحاظ هنری ممکن است او را قبول نداشته باشند بگویند پس ما نمی‌خواهیم باشیم. هالیوود کسانی که فوق‌ستاره هستند حتی از لحاظ فیزیکی و جسمانی هم توانمندند، ما متأسفانه نسبت به مفهوم سوپراستار دچار سوءتفاهم هستیم و از این مفهوم و مصداق آن سوءاستفاده کردیم در حالی که فوق‌ستاره ساحت خاصی دارد که باید به طرق مختلف از آن مراقبت شود.

در ایران، فیلم‌هایی که از خط قرمزها عبور ‌کنند فروش زیادی می‌کنند!

کیا در ادامه ، اظهار داشت: باید دید در سینمای ما اِلمان‌های فروش چه هستند و سوپراستارها در کجای این نمودارند؟ اگر فروش در سینمای ایران به صورت یک رویه درست اتفاق بیفتد فروش خوبی داریم که بستگی به تبلیغات، ژانر فیلم و بازه زمانی دارد. در سینمای ایران آنچه در فروش تأثیرگذار است هیچیک از این سه اِلمان نیست، بلکه بحث اصلی بحث عبور از خط قرمزها است و فیلم‌هایی که به هر طریقی از خط قرمزها عبور می‌کنند فروش زیادی می‌کنند.

وی ادامه داد: عموماً در سینمای ما مخاطب تأثیر آنچنانی ندارد، تهیه‌کنندگان ما باور غلطی برای خود ساختند که کمدی می‌فروشد در حالی که دراین سالها بخش اعظمی که فروش چشمگیری داشته یا ژانر اجتماعی داشته و یا دارای نیش و کنایه‌های سیاسی بوده است. در شش ماه اول امسال به خاطر حجم وسیع تبلیغات بود که فروش بالا رفت، نه ژانر کمدی و یا رضا عطاران.

رستگار در تکمیل صحبتهای کیا، گفت: نباید روی بحث فروش اینقدر مانور داد، چرا که اگر نگاه

علت و معلول داشته باشیم جز به حباب تبلیغاتی نخواهیم رسید. حباب تبلیغاتی باعث می‌شود ناخودآگاهتان با موج هم‌نوا شود و موجب رونق آن پدیده می‌شوید، و مصداق بارز آن «فروشنده» است.

پروپاگاندای سیاسی، اقتصادی سینمایی در فضای سینما ضربه‌زننده است

وی اضافه کرد: پروپاگاندای سیاسی، اقتصادی – سینمایی در سینمای ما مدام تکرار می‌شود و اگر جا بیندازید که فیلمی پر از تابو است این فیلم فروش می‌کند و این خیلی بد است. مستندسازان در مورد سوژه‌های ملتهب فیلم بسازند، ولی این در فضای سینمای داستانی است که خیلی ضربه می‌زند. در مورد جواب آقای جنتی که گفته است مردم ماهواره را خاموش کردند، باید بگویم خیر، خاموش نکرده‌اند و یکی از عوامل مؤثر تبلیغات ‌GEM بوده است، ممکن است ماهواره نداشته باشیم ولی پیرو بازنشرهای آن شبکه تحت تأثیر قرار می‌گیریم.

این باور غلط است که فکر کنیم یک بازیگر می‌فروشد

کیا درباره پارامترهای دیگری که در فروش مؤثرند، خاطرنشان کرد: بحث زمان را نمی‌توان در نظر نگرفت، اینکه فیلم با چه بازه زمانی و با توجه به چه نیازی در بازار پخش می‌شود، اگر یک ماه تمام کمدی پخش کنم، ماه بعد بازار کمدی را نمی‌پذیرد. آنچه هست و عرض کردم مناسبات بسیار پیچیده‌ای در پخش فیلم و فروش تأثیرگذارند و این باور غلط است که فکر کنیم یک بازیگر می‌فروشد.

این باور در سینمای ما به دلیل نبود یک چرخه صنعتی باور صحیحی نیست.

مجری سؤال کرد: «چرا این اتفاق قبلاً با محمدرضا گلزار و هدیه تهرانی می‌افتاد؟»

کیا پاسخ داد: همان تک‌چهره‌ها و حوادث هستند که در سینمای ما حرف اول را می‌زند. اگر بخواهیم ریشه‌یابی آکادمیک کنید به منطق درستی نمی‌رسید، اینها یکسری حادثه‌اند وگرنه نظام سیستماتیکی اینها را رقم نزده است. چند کمپانی فیلمسازی در ایران می‌شناسید؟ کمپانی نداریم و فقط یکسری تهیه‌کننده داریم.

وی در پاسخ به این سؤال مجری که: «چرا دو فیلم امسال با اینکه پخش و زمان و تبلیغات خوبی داشتند (بادیگارد و رسوایی2)، اما به نسبت رتبه‌های اول فروش، پایین‌تر بودند؟»

در سینمای ایران بحث اصلی تابو و خط قرمز است

کیا در پاسخ گفت: فیلم موفق با فیلم پرفروش فرق می‌کند، فیلمی موفق است که مخاطب را به سالن سینما بکشاند، بادیگارد مخاطب را به سینما آورد ولی اگر همه هم بیایند همانقدر می‌فروشد و این مسئله مهمی است و اینکه هر فیلمی بفروشد، فیلم خوبی نیست. بادیگارد کدام مخاطب را که باید جذب سینما می‌کرد و نکرد؟ مخاطبی که 50 کیلو آلبالو را می‌بیند که مخاطب بادیگارد نیست. مثلث بازیگر، نقش، مخاطب را در نظر بگیرید، الان نقش چقدر باب مخاطب است؟ در سینمای ایران بحث اصلی تابو و خط قرمز است و بعد المان‌های دیگر را مطرح می‌کنیم، در هیچکدام از اینها کارکردی برای سوپراستار قائل نیستم به این دلیل که سوپراستار ماحصل یک نظام است.

رستگار در صحبتهای پایانی خود خاطرنشان کرد: تمام منتقدین و مخاطبین و اهالی سینما روی این نقطه اتفاق نظر دارند که در حال حاضر سوپراستار به معنای کلیشه‌ای و متعارف نداریم، اما بحث من این است که چرا سینمای ما قهرمان ندارد؟

برنامه رادیویی سینمامعیار پنجشنبه‌ها ساعت 14:30 از رادیو گفت و‌گو پخش می‌شود، برنامه‌ای با اجرای سید امیر جاوید و تهیه‌کنندگی و سردبیری محمدجواد طالبی که سعی دارد ضمن پرداختن به مسائل اساسی سینمای ایران سطح آگاهی مخاطب از فیلم‌های روی پرده را بالا ببرد.

 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید