تصویر برگزیده

در جلسه‌ نقد نمایش «بهشت 50 درجه» مطرح شد:

دیالوگ‌های نمایش «بهشت 50 درجه بالای صفر» مهندسی شده است

آرتنا: جلسه‌ نقد و تحلیل نمایش «بهشت 50 درجه بالای صفر» با حضور مصطفی محمودی و علی‌اكبر عبدالعلی‌زاده عوامل نمایش در تماشاخانه‌ مهر برگزار شد.

جلسه‌ نقد و تحلیل نمایش «بهشت 50 درجه بالای صفر» به نویسندگی مشترك علی حیدری و طیبه نیك‌آزاد و با كارگردانی علی حیدری از استان خوزستان، شب گذشته- شنبه 27 شهریورماه- برگزار شد. در ابتدای این نشست، طیبه نیك‌آزاد نویسنده‌ و بازیگر نمایش گفت: من و همسرم- علی حیدری- همواره این دغدغه‌ را داشتیم تا مشكلات مردمان شهر خود را در اثری نمایشی به صحنه ببریم و از دو سال پیش ایده‌های اجرای این كار در ذهنمان كلید خورد و تولید و تمرین آن را آغاز كردیم. نمایش «بهشت 50 درجه بالای صفر» از منظر ما ادای دِینی است هر چند كوچك به مردمان شهر خود كه بعد از جنگ نیز همچنان در موقعیت جنگی زندگی می‌كنند.
 
مصطفی محمودی، مدرس دانشگاه و مجری جلسات نقد آثار «مهرواره تئاتر ماه»، نیز نمایش «بهشت 50 درجه بالای صفر» را دارای سوژه‌ی خوبی توصیف كرد و گفت: نمایش دارای سوژه‌ی خوب و جالبی است. داستان خانواده‌ای كه نزدیك به مراسم عروسی فرزند خود، مورد تهاجم دشمن قرار می‌گیرند و خانه‌شان تخریب می‌شود و اكنون داستان نمایش در بستری سوررئال جریان می‌یابد. حال سوال اینجاست كه این سوژه چقدر توانسته در ساختار درام و شخصیت‌پردازی‌ها پیش‌بَرنده باشد.
 
علی‌اكبر عبدالعلی‌زاده، نویسنده، منتقد و سردبیر سایت ایران تئاتر، نیز نمایش را اثری پر انرژی توصیف و خاطرنشان كرد: موضوع پرداختن به مرز میان خیال و واقعیت، موضوع جذابی است. گرچه دانشمندان و اندیشمندان سعی كرده‌اند پاسخی برای چیستی این پدیده پیدا كنند اما همچنان این مرز بین خیال و واقعیت از شگفتی‌های بی‌پاسخ محسوب می‌شود. بشریت هنوز نتوانسته بفهمد خواب و خواب دیدن چیست و چقدر از واقعیت خبر می‌دهد و آیا جریان زندگی بشریت در خواب با زندگی واقعی خودش در بیداری نسبتی دارد یا خیر؟ ادیان مختلف و نظریه‌پردازان مختلف، جواب‌هایی برای این سوالات ارائه كرده‌اند اما هنوز به پاسخ روشنی دست ‌نیافته‌ایم.
 
وی افزود: معتقدم آنچه كه در خواب می‌بینیم، گوشه‌ای از یك زندگی است؛ یعنی پاره‌ای از زندگی‌ای را می‌بینیم كه شخصیت‌های آن برای خودشان گذشته و آینده‌ای دارند. وقتی از خواب بیدار می‌شویم سعی می‌كنیم خواب خود را با واقعیت‌ها تطبیق دهیم و ترجمه كنیم. چرا كه نسبت‌ها و معادلات جهان امروز در خواب دچار تغییر می‌شوند. مثلا می‌گوییم خواب برادرم را دیدم كه در خواب، برادرم نبودیم بلكه دوستم بود! وقتی بیدار هم می‌شویم از این به هم ریختن نسبت‌ها نیز تعجب نمی‌كنیم. علم می‌گوید خواب، واكنشی به زندگی پیرامون و گذشته و حال انسان است اما خودم من بشخصه هنوز نتوانستم تعریف روشن و كاملی از چیستی خواب به دست آورم. در هر صورت آنچه می‌خواهم بگویم این است كه مرز دنیای واقعیت و خیال در درام جذاب است و تعلیق در میان دنیای واقعیت و خیال، آن را فریبنده‌تر و جذاب‌تر می‌كند. البته از این ترفند در تولید آثار دراماتیك زیادی استفاده شده و نمونه‌‌های آن را زیاد دیده‌ایم.
 
این روزنامه‌نگار اضافه كرد: نمایش «بهشت 50 درجه بالای صفر» با موضوع جنگ و با واكنش اجتماعی به خوبی توانسته از این ترفند بهره ببرد و تماشاگر را نیز تا یك سوم پایانی اثر در تعلیق نگه ‌دارد. در این نمایش گفته می‌شود جنگ، اتفاق بسیار تلخی است و مردم عادی كه با هزاران آرزو زندگی می‌كنند، ممكن است با یك گلوله‌ی توپ یا یك تیر یا یك بمب، تمام قصه‌ی زندگی‌شان به پایان برسد و این، بسیار رنج‌آور است. مردمان خوزستان با تمام شدن جنگ و با گذشت سالیان سال از پایان جنگ نیز گویی همچنان در شرایط جنگی به سر می‌برند و متاسفانه پس از سال‌ها هنوز آبادانی‌ای در آنجا اتفاق نیفتاده. از این رو تجربه‌ زندگی روزمره در یك شهر جنگ‌زده در نمایش «بهشت 50 درجه بالای صفر» با زبان تلخی روایت می‌شود.
 
سردبیر سابق روزنامه‌ صبا ادامه داد: من تجربه‌ خوبی از تماشای نمایش «بهشت 50 درجه بالای صفر» كسب كردم و شخصیت‌های نمایش را ملموس و قابل درك دیدم. دیالوگ‌ها، خوب و تراشیده نوشته شده بودند و شعارهای مورد نظر نویسنده نیز خوب و مهندسی شده در متن كار جاری می‌شود.
 
مصطفی محمودی، منتقد پیش‌كسوت تئاتر، در ادامه جلسه و در راستای صحبت‌های عبدالعلی‌زاده گفت: به نظر من سوژه‌ اصلی نمایش، چندان پیش‌برنده‌ قصه‌ و كلیت نمایش نیست. در اول نمایش متوجه می‌شویم كه با مرز بین خیال و واقعیت مواجه هستیم اما در 50 دقیقه‌ بعدی نیز مدام با همین مسئله مواجه‌ایم و نویسنده مدام تاكید دارد كه تماشاگر متوجه‌ این مرز باشد! از سوی دیگر، انبوه داستانك‌هایی پیرامون قصه‌ اصلی یا همان شخصیت‌های «عاطفه» و «علی» رخ می‌دهند كه پیش‌برنده‌ داستان نیستند اما حاوی انبوه اطلاعات هستند كه البته كمكی به پیش‌برد قصه نمی‌كنند. ای كاش نویسنده به جای اضافه كردن شخصیت‌هایی كه چه روی صحنه هستند و چه نیستند، ماجرای دو شخصیت اصلی را بیشتر مورد پردازش قرار می‌داد.
 
عبدالعلی‌زاده در پاسخ به این صحبت، گفت: معتقدم تاكید نویسنده در متن، بر روی انجماد زمان است. از این رو منطق بین شخصیت‌ها نیز درست چیدمان شده؛ دیالوگ‌ها نیز به جا جاری می‌شوند. نویسنده به خوبی توانسته تلخی مورد نظرش را در اثر بگنجاند و روند جریان و بیان داستان نیز مرا به عنوان تماشاگر اذیت نكرد. شاید بِده بِستان قصه با تماشاگر طولانی باشد اما آن نیز خود، یك موقعیت است. اگر تماشاگر از سوی صحنه، مورد آزار قرار می‌گیرد، آزاری است كه مد نظر نویسنده و كارگردان است و ‌آن‌ها دارند با آن حس درونی تماشاگر، كار می‌كنند. البته شاید من در سلیقه‌ شخصی، پرداختن به شكل تراژدی را بیشتر بپسندم یعنی روند قصه از شادابی به تلخی و نه پرداختن تلخ صرف در داستان. همچنین معتقدم تماشاگر امروز نیز فضای تراژدی را بیشتر می‌پسندد اما به انتخاب نویسنده نیز احترام می‌گذارم و می‌گویم آنچه انتخاب كرده بر روی صحنه، خوب از كار درآمده است.
 
علی حیدری، كارگردان نمایش، نیز منظور اصلی نمایش را توجه به مردمان زنده‌ی شهر خود دانست و گفت: بحث اصلی نمایش ما، بحث افراد مُرده نیست. بلكه قصد داشتم بیشتر توجهات را به آدم‌های زنده‌ نمایش معطوف كنم. در شهر ما در پی حادثه‌ و جنگی، مردمان خوبی با زندگی‌ خوب‌شان از بین رفته‌اند. بعد از آن مردم، آدم‌هایی در آن شهر مشغول زندگی هستند كه باید آن‌ها را دید و به آن‌ها توجه كرد. در نمایش قصد داشتم آنقدر تلخی را تكرار كنم تا تماشاگر متوجه زندگی پر درد آدم‌های زنده‌ خوزستان بشود. آدم‌هایی كه شهید نشدند اما همچون شهیدان زنده زندگی می‌كنند.
 
عبدالعلی‌زاده نیز در پاسخ توضیح داد: اگر هدف كارگردان پرداختن عمیق‌تر به موضوع زندگی سخت مردمان فعلی خوزستان است، به نظر من این هدف به خوبی محقق نشده بلكه آنچه در نمایش پررنگ‌تر دیده می‌شود آن فاجعه‌ انسانی‌ای است كه در زمان جنگ رخ داده و نظر تماشاگر بیشتر معطوف به این بخش از داستان است.
 
محمودی در بخش دیگری از جلسه‌ نقد نمایش «بهشت 50 درجه بالای صفر» نظر عبدالعلی‌زاده را راجع به استفاد از آیین‌ها در نمایش، جویا شد و پرسید: در نمایش، شاهد اجرای كوتاه و گذرایی از دو سه آیین خطه‌ جنوب هستیم؛ به نظر شما این آیین‌ها تا چه میزان می‌توانست برای تماشاگر جذابیت ایجاد كند؟ آیا پرداختن بیشتر به این آیین‌ها در ساختار اجرایی، جذابیت بیشتری برای تماشاگر ایجاد نمی‌كرد؟ آیا به پیش‌برد داستان كمك بیشتری نمی‌كرد؟
 
عبدالعلی‌زاده پاسخ داد: از منظر فنی، دنیای نمایش «بهشت 50 درجه بالای صفر» به طور كامل بر صحنه محقق شده و نمی‌توان گفت مولفه‌ای از نمایش زیاد یا كم بوده است. گرچه در اجرایی كه ما دیدیم هماهنگی لازم بین موسیقی و اجرا رخ نداد ولی عناصر مورد استفاده به مقدار و ظرافت لازم در صحنه جاری بود. ولی در مجموع معتقدم آیین‌ها و نهاده‌های نواحی و منطقه‌‌ای، ظرفیت بالایی برای ایجاد جذابیت در آثار نمایشی دارند.
 
وی همچنین در مورد ساختار اجرایی اثر توضیح داد: در اجرای نمایش، لحظاتی دیده می‌شود كه به ارائه‌ محتوای متن، كمك شایانی می‌كند. لحظاتی كه از آن‌ها به عنوان لحظات ناب یا لحظات به یاد ماندنی یاد می‌‌شود. لحظاتی كه در عمق ذهن مخاطب، جای می‌گیرد. چنین لحظاتی در چندین جای نمایش به خوبی و درستی وجود داشت كه باعث حك شدن اثر در ذهن مخاطب می‌شود.
 
این نویسنده در مورد طراحی صحنه اثر، اظهار داشت: در مورد طراحی حجم كف صحنه نیز باید خاطرنشان كنم شاید این حجم، مناسب نوع سالن و تماشاخانه‌ قاب عكسی نبود. احتمالا گروه طراحی و كارگردانی چنین طرحی‌ را برای سالن بلك‌باكس در نظر گرفته بودند. ولی آنچه در سقف صحنه دیده می‌شد مناسب سالن قاب عكسی بود.
 
محمودی در ادامه‌ جلسه به موسیقی نمایشی «بهشت 50 درجه بالای صفر» اشاره كرد و گفت: دو نوع موسیقی در آثار دراماتیك وجود دارد؛ موسیقی پرورشی و انگیزشی. آن موسیقی‌‌ای كه همراه اثر جاری است و در ذهن تماشاگر می‌ماند، به عنوان موسیقی پرورشی یاد می‌شود. مثلا وقتی از فیلم «از كرخه تا راین» یا «بوی پیراهن یوسف» حرف می‌زنیم موسیقی آن نیز به گوش ما می‌رسد؛ چون در ذهن ما حك شده. اما موسیقی‌ای نیز هست كه برای پركردن برخی لحظات نمایش یا تهییج هیجان صحنه استفاده می‌شود كه موسیقی ماندگاری نیست و از آن به عنوان موسیقی انگیزشی یاد می‌شود. در نمایش «بهشت 50 درجه بالای صفر» از موسیقی انگیزشی استفاده شده است. ای‌كاش در این اثر در استفاده از موسیقی، بهره‌ بهتر و بیشتری كسب می‌شد. چه بسا در خطه‌ جنوب كشور و استان خوزستان، موسیقی با اصالتی وجود دارد كه می‌توانست تاثیر این اثر نمایشی را مضاعف كند.
 
حیدری نیز در پاسخ گفت: موسیقی متن نمایش از بین 3 هزار قطعه‌ موسیقایی انتخاب شده و تلاش شده با كار سینك و هماهنگ شود. موسیقی نمایش ما با سختی و دشواری برای اثر انتخاب شده چون در لحظات آخر به كار اضافه شده است. یعنی نمایش ما، اول طراحی و كارگردانی شد و در پایان، موسیقی به آن اضافه شد! گرچه موسیقی شاخصی در نمایش نمی‌بینیم اما در مجموع موسیقی به پیش‌برد نمایش ما كمك كرده است. ضمن اینكه فكر می‌كنم نمایش ما به موسیقی ماندگاری نیز نیاز نداشت!
 
عبدالعلی‌زاده نیز در این باره گفت: اگر موسیقی به صورت زنده در صحنه اجرا می‌شد، تاثیر بسیار بیشتری می‌داشت و به جریان نمایش كمك بسیاری می‌كرد اما نباید فراموش كنیم كه گروه‌های نمایشی با شرایط سخت و با كمك كمبود امكانات و اعتبارات مالی كار می‌كنند. شاید اگر این گروه، اعتبارات و بودجه بیشتری می‌داشتند نتیجه‌ كارشان طور دیگری می‌شد. در هر صورت موسیقی زنده خیلی تاثیرگذار است.
 
عبدالعلی‌زاده در پایان صحبت‌های خود گفت: معتقدم كارگردان در نمایش «بهشت 50 درجه بالای صفر» در پرداختن به جزئیات توجه لازم را داشته و با اندیشه و فكر، قطعات ساختاری نمایش خود را چیدمان كرده. همچنین در طراحی نور و صحنه نیز ذوق‌زدگی زائد دیده نمی‌شود و همان طور كه گفتم بشخصه تجربه‌ خوبی از تماشای این اثر كسب كردم.
 
علی حیدری نیز در پایان این نشست گفت: در استان‌ها امكانات تولید نمایش ضعیف است و جریان مستمر اجرای تئاتر نیز به معنای واقعی وجود ندارد. گروه‌های نمایشی استان‌ها همچون گروه ما همواره درگیر جشنواره‌ها هستند اما «مهرواره تئاتر ماه» این فرصت را برای گروه ما ایجاد كرد تا به دور از استرس‌ها و مشكلات اجراهای جشنواره‌‌ای، اجرای عمومی نسبتا مناسبی داشته باشد و از این بابت خوشحالم و امیدوارم این رپرتوآر در سال‌های آینده نیز به خوبی و با وسعت بیشتر برگزار شود.
 
گفتنی است این جلسه با گفت و شنود تماشاگران و حاضران در سالن به پایان رسید.
 
خاطرنشان می‌شود دومین «مهرواره‌ تئاتر ماه» (رپرتوآر تئاتر مراكز استانی حوزه هنری) با اجرای 9 اثر نمایشی از برگزیدگان تولیدات مراكز استانی حوزه هنری، از 31مرداد تا 16مهرماه 95 به دبیری توحید معصومی در تماشاخانه‌های «مهر» و «ماه» برگزار می‌شود.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید