تصویر برگزیده

فیونا بارتن؛

میلکان «بیوه» را به ایران آورد

آرتنا: رمان «بیوه» که یکی از رمان‌های پرفروش‌ نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۶ است از سوی نشر میلکان با ترجمه پگاه ملیکان منتشر شد.

رمان «بیوه» اثر فیونا بارتن با ترجمه پگاه ملکیان توسط نشر میلکان که یکی از پرفروش‌ترین رمان‌های نیویورک تایمز روانه بازار کتاب شد.
 
«بیوه» نه‌تنها یک رمان مهیج و پلیسی، بلکه تریلری روان‌شناختانه است، که موفق شد خیلی زود از پرفروش‌ترین‌های سال 2016 شود. برخی این رمان را ادامه‎ «دختر گمشده» و «دختری در قطار» می‌دانند.
 
ماجرای همیشگیِ عشق و شکست، این‌بار با همراهیِ افکاری سرگردان، به داستانی معمایی منجر شده است. «بیوه» با روایتی مدرن، سراغ موضوعی کلاسیک می‌رود تا این‌بار، وحشت و خون را از میان درد و ترومای زنانه بیرون بکشد. رمانی که برخلاف دیگر داستان‌های این ژانر، روی پای زنی ایستاده و با او پیش می‌رود؛ در‌حالی‌که تا پیش از این، مردان  ایفاگر چنین نقش‌هایی در این رمان‌ها بوده‌اند.
 
بارتن توانسته نبض زندگی و افکار جامعه‌ امروز را دریابد و زنان را از کنج و حاشیه‌ به بطن داستان بیاورد؛ «بیوه» از این نظر اثری مدرن است. بارتن در این کتاب، نبض نوین جامعه‌ جهانی و مسائلی را که دنیای مدرن با آن سروکار دارد، یافته و گام‌به‌گام ما را به درون جامعه ای می‌برد که در آن، نه‌تنها زنان پوسته‌ خجالتی خود را رها کرده و به دلِ آب‌وآتشِ اجتماع زده‌اند، بلکه به نقش تأثیرگذار رسانه‎ها ـ دیگر عامل این زبان جهانی ـ بر جامعه نیز تأکید می‎کند.
 
آدم‌های این رمان، سیاه‌ یا‌ سفید نیستند و همین مطلق‎نبودن خوبی و بدی، باعث خلق عنصر والای غافلگیری در اثر شده. عبارت حکیمانه‌ای می‌گوید: «از همراهی، مهر پدید می‌آید و از مهر، رنج. چون این رنج را که از مهر برمی‌تابد، نوشیدی، چونان کرگدن ـ تنها ـ سفر کن.» این کتاب داستان همین رنج است، رنجی که از عشق برمی‌آید اما شخصیت‌های آن برای رهایی از این رنج، تنهایی را برنمی‌گزینند، آن‌ها به دل اجتماع قدم می‌گذارند و ما را با بیم و امیدهاشان همراه می‌کنند.

در بخشی از این کتاب می‌خوانید: «همیشه به این فکر می‌کردم چه حسی داره اگه رازها رو فاش کنم. بعضی‌اوقات خیال‌بافی می‌کردم و می‌شنیدم که می‌گم: «شوهر من روزی که بلا گم شده، دیدتش.» و یه حس آزادی بهم دست می‌داد، مثل یه ضربه به سر. اما نمی‌تونستم. می‌تونستم؟ منم به اندازه‎ گلن گناهکار بودم. حس غریبی بود که یه راز داشته باشی. مثل یه سنگ تو سینه‌م. من رو از نو به‎هم می‌ریخت و هر وقت بهش فکر می‌کردم، حالت تهوع می‌گرفتم. دوستم لیزا هم درباره‎ی حاملگی‎ش این‎جوری حرف می‌زد ـ بچه همه‎جا رو فشار می‌ده ـ مقاومت بدنش رو پایین آورده بود. راز من هم همون بود. وقتی زیاد می‌شد، برمی‌گشتم به جین سابق و وانمود می‌کردم این راز، مال یکی دیگه‌س.»
 
رمان «بیوه» نوشته‎ فیونا بارتُن با ترجمه‎ پگاه ملکیان از سوی نشر میلکان با قیمت 22 هزار تومان روانه بازار کتاب شده است.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید