تصویر برگزیده

گفت‌وگو با بازیگری که همکاریش با مرحوم ملاقلی‌پور قطع شد

میان‌مان را شکرآب کردند

آرتنا: حبیب دهقان نسب گفت: اُنس و اُلفت خوبی میان من و زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور برقرار بود اما عده‌ای این را برنتافتند و میان‌مان را شرآب کردند.

 زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور جزو فیلم‌سازان فقید عرصه دفاع مقدس و جنگ بود که آثار به یادماندنی را از خود به جای گذاشت. او مانند برخی از فیلمسازان عرصه جنگ کارش را با عکاسی آغاز کرد و کم کم به سمت ساخت آثار سینمایی گرایش پیدا کرد. در هفته دفاع مقدس بنا داریم با برخی از همکاران و نزدیکان وی گفت‌وگو هایی داشته باشیم. پیش از این با حعفر دهقان بازیگر سینما که با وی همکاری داشته مصاحبه‌ای داشتیم و در ادامه به سراغ علی سلیمانی رفتیم که به قول خودش از بچه‌محله‌های مرحوم ملاقلی‌پور بوده است و حالا نوبت به بازیگری می‌رسد که با این کارگردان چندین همکاری داشته است و گفته می‌شد که بعد از چند همکاری رابطه‌شان خراب شد و به نوعی قهر کردندکه متن این مصاحبه به شرح ذیل آمده است.
 
- در ابتدا کمی از آشنایی و نحوه همکاریتان با زنده‌یاد ملاقلی‌پور برایمان بگویید و اینکه آشنایی‌تان از چه زمانی آغاز شد؟ 
 
اولین کارم با مرحوم ملاقلی‌پور اثر سینمایی و سریال «سفر به چزابه»‌ بود که با بنده تماس گرفتند و احتمال می‌دهم کسی بنده را به او معرفی کرده باشد، البته چند سال پیش از این برای یک نمایش از شیراز به تهران آمده بودم و در همان زمان آقای ملاقلی‌پور می‌خواست فیلم «افق»‌ را بسازد و ا‌ز آنجایی که بنده با برادرم مسعود کرامتی هم‌دانشگاهی بودم وی نیز مرا می‌شناخت و در همان هتلی که اقامت داشتم به دیدن من آمد و در همان زمان ماجرای ساخت فیلم سینمایی «افق» را برایم شرح داد و یکی از نقش‌ها را نیز برایم در نظر داشت، اما در نهایت به دلیل اینکه من نتوانستم در تهران باشم این ماجرا پیگیری نشد و به سرانجام نرسید تا اینکه در نهایت این همکاری موکول شد به فیلم سینمایی «سفر به چزابه». با من تماس گرفته شد و به دفترشان رفتم. 
 
_برخورد اول زنده‌یاد ملاقلی‌پور چگونه بود؟
 
خیلی خوب. بعد از احوالپرسی فیلمنامه را به من دادند من آن را خواندم که در نهایت هم از فیلمنامه و هم از نقشی که به من محول شده بود، خوشم آمد. در نهایت باید بگویم این اثر سینمایی به نوعی باعث به وجود آمدن انس و الفت بین من و رسول ملاقلی‌پور شد. از زبان بسیاری از اطرافیان شنیدم که زنده‌یاد ملاقلی‌پور گفته بود من حبیب را تازه پیدا کرده‌ام و به این سادگی‌ها از دستش نمی‌دهم،‌ البته بعد از فیلم سینمایی «نسل سوخته» او خیلی ساده من را از دست داد آن هم به خاطر حرف‌های این و آن. متأسفانه حرف‌های دیگران کمی در رسول تأثیر می‌گذاشت، اما همواره خاطره این کارگردان برای من عزیز است. ما چندین کار با هم انجام دادیم که خاطره‌های خوبی را رقم زده‌ایم. حداقل باید بگویم که دو بازی خوبم در آثار مرحوم ملاقلی‌پور بوده است. من در  «کمکم کن» هم با وی همکاری داشته‌ام و برای فیلم سینمایی «هیوا»‌ نیز با من تماس گرفته شد که صحبت‌های نهایی را انجام دادیم که در آن زمان از من خواست علاوه بر بازی مسئولیت بازیگردانی را نیز بر عهده بگیرم. اما به دلیل اینکه من در آن زمان مشغول بازی در یک سریال بودم و او هم کارش عقب افتاده بود، نتوانستیم با هم همکاری داشته باشیم. 
 
_با توجه به اینکه همکاری‌های متعددی را با مرحوم ملاقلی‌پور داشته‌اید در آن زمان چه بازخوردی از مخاطب عمومی می‌گرفتید و آیا آنها با آثار وی ارتباط برقرار می‌کردند؟
 
بله، غالباً آثار این کارگردان از سوی مخاطبین با استقبال مواجه می‌شد، اما مثلاً برخی کارهایش از سوی منتقدین مورد توجه قرار نگرفت که باز هم همان آثار در میان مردم با استقبال روبه‌رو شده بودند. در آن زمان منتقدین آن فیلم را در مسیر دیگر آثار این کارگردان نمی‌دانستند؛ البته خودش نسبت به  آن آثار بعدها اعلام کرد زمانی که آنها را می‌ساخته عصبی بوده است. 
 
- به عصبانیت آقای  ملاقلی‌پور اشاره کردید که می‌خواهم از خودتان بپرسم که آیا وی به قول معروف به سرعت از کوره در می‌رفت و عصبانی می‌شد؟ 
 
در اینکه زنده‌یاد به سرعت عصبانی می‌شد شکی درش نیست اما این نکته مهم است که کی و کجا او به این حالت دست پیدا می‌کرد دقیقاً زمانی بود که کاری ناقص مانده و یا چیزهایی که مورد نظرش است سر جای خودش قرار نگرفته است. من کارهای زیادی با وی انجام دادم اما هیچ وقت از او نسبت به خودم عصبانیتی ندیدم و هیچ اوقات تلخی بینمان پیش نیامد و رابطه‌مان بسیار صمیمی بود. به خاطر همین هم بود که در آثارش حتماً‌ برای من نقشی را در نظر می‌گرفت،
 
_چرا از جایی به بعد همکاری‌تان قطع شد؟
 
اما باید بگویم که چرا «نسل سوخته»‌ آخرین کاری بود که با هم انجام دادیم به نظرم بعد از این فیلم دیگران و اطرافیان بودند که میان ما را شکرآب کردند.عده‌ای که از حسادت انس و الفت من و  ملاقلی‌پور را برنمی‌تافتند و مسائلی را از جانب من به وی مطرح کرده بودند که از پایه و اساس دروغ بود، اما به خاطر اینکه رسول هم نسبت به حرف‌های دیگران تأثیرپذیر بود و یا به قولی کمی گوشی بود عکس‌العمل نشان داد و منجر به این شد که دیگر با هم همکاری نداشته باشیم. مرحوم  ملاقلی‌پور هم بداخلاق بود و هم خوش‌اخلاق، واقعاً در جای خودش بداخلاق بود و در جایی که باید خوش‌اخلاق اتفاقا این یکی از حُسن‌های او بود.
 
- مرحوم  ملاقلی‌پور با توجه به خصوصیاتی که از آن گفتید در هدایت و راهنمایی بازیگر چطور رفتار می‌کرد؟
 
با توجه به همه خصوصیاتی که در موردش صحبت کردم باید بگویم  ملاقلی‌پور دست بازیگر را باز می‌گذاشت تا بتواند از خلاقیت‌های خودش نیز استفاده کند، در واقع کمک می‌کرد که بازیگر استعدادهای خودش را بشناسد و بروز و ظهور دهد و اگر در جایی لازم می‌دید ورود پیدا می‌کرد و توضیح می‌داد. 
 
- نگاه خودتان نسبت به آثار این کارگردان فقید جنگ چیست؟
 
نکته مهم رسول ملاقلی‌پور این بود که به صورت دلی و احساسی کار می‌کرد او علاوه بر اینکه به جنگ، آدم‌ها و اتفاقات آن دوره می‌پرداخت و صحنه‌های جنگی را نشان می‌داد، به شرایط اجتماعی مردم خود نیز توجه می‌کرد. به طور مثال در «سفر به چزابه» ابعاد اجتماعی و اتفاقات زمان خود نیز مطرح بوده است در سایر آثارش هم همینطور است. نکته مثبت این کارگردان این بود که از نزدیک به فضای جبهه و جنگ آشنا بود. 
 
با وجود گذشت 20 سال از فیلم «سفر به چزابه» هنوز خاطره تلخی همراه من است و از ذهنم پاک نخواهد شد و آن هم تصادفی است که در آن فیلم اتفاق افتاد و دو نفر از افراد این فیلم جان خود را از دست دادند. یک نفر از آنها بازیگر بود با نام پیمان سنندجی‌زاده و دیگر هم یک مأمور تسلیحات بود. با گذشت این همه سال هنوز این خاطره تلخ همراهم است.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید