تصویر برگزیده

در نشست نقد و بررسی نمایش"پرتره‌ي مرد ريخته"مطرح شد؛

اصغر همت:تئاتر بايد در خدمت بشريت و اصلاح جامعه باشد

آرتنا: نشست نقد و بررسی نمایش "پرتره مرد ريخته" نوشته و كار غلامحسين دولت آبادي و آراز بارسقيان توسط کانون ملی منتقدان تئاتر ایران برگزار شد.

در پنجمين جلسه از سري جديد برنامه ­های «دوشنبه ­های نقد تئاتر» كه توسط کانون ملی منتقدان تئاتر ایران برگزار مي‌شود،دوشنبه-5 مهرماه-نشست نقد و بررسي نمايش "پرتره‌ی مرد ريخته" نوشته و كار غلامحسين دولت آبادي و آراز بارسقيان، با حضور "حسن پارسايي" و "سيد جواد روشن" از  اعضاي کانون ملی منتقدان تئاتر ایران و با حضور جمعي از مخاطبان نمايش و علاقه­مندان به تئاتر همچنين اصغر همت؛ بازيگر نمايش پس از اجرای این نمایش در تماشاخانه سنگلج برگزار شد.
 
در ابتداي اين نشست سيد جواد روشن؛ مدير جلسات "دوشنبه‌هاي نقد تئاتر"، ضمن خير مقدم به حاضران و خسته نباشيد به گروه نمايش، به اهميت برگزاري جلسات نقد حضوري و تلاش كانون ملي منتقدان تئاتر براي ايجاد فضاي گفت و گو در ارتقاي سطح كيفي آثار همچنين توجه به نقد علمي اشاره كرد.
 
وي در ادامه به سوابق هنري و فعاليت‌هاي گروه نمايش "چيستا" اشاره كرد و از نويسندگان نمايش خواست تا در مورد چگونگي نگارش و توليد نمايش "پرتره‌ي مرد ريخته" توضيحاتي را ارائه نمايند.
 
الگوي ما نمونه‌هاي خوب غربي بود
 
آراز بارسقيان گفت: پيش از اين اثر، نمايشنامه‌اي طولانی و پر پرسوناژ نوشته بوديم و تصميم گرفتيم اين‌بار اثري با يك بازيگر بنويسيم و در واقع اول فرم را انتخاب كرديم كه شد تك‌گويي، بعد بررسي كرديم كه در مورد چي و يا چه كسي بنويسيم. پنج اسم مطرح شد كه يكي از آن‌ها عبدالحسين نوشين بود. از آنجايي كه آقاي دولت‌آبادي سابقه‌ي تحقيق و پژوهش روي شخصيت‌ها و تاريخ نمايش ايران را داشتند، قرار شد روي شخصيت نوشين كار كنيم. در اين مسير كتاب آقاي نصرت كريمي خيلي به ما كمك كرد و در واقع ما هرچه در آن كتاب نيست را نوشتيم. مثلا مي‌گويند نوشين موسيقي كلاسيك دوست داشت ولي هرچه بگرديد هيچ كجا نگفته ايشان دقيقا چه موسيقي‌اي گوش مي‌داده است و ما خودمان انتخاب كرديم كه در بين تنوع موسيقي كلاسيك چه چيز را انتخاب كنيم.
 
وي ادامه داد: اگر دقت كنيد مي‌بينيد كه اين نمايش‌نامه داستان دارد، داستان ندارد. شروع دارد، شروع ندارد. حركت دارد، حركت ندارد و... كاراكتر بايد يك مسيري را برود و در آوردن اين فضا كار بسيار سنگين و سختي بود. سه ماه پروسه مطالعه و پژوهش زمان برد و حدود دوماه و نيم نيز نگارش آن طول كشيد.
 
او اظهار داشت: دوست دارم به خاطره‌اي در زمان نگارش اين اثر اشاره كنم. در همان روزها كه مشغول نگارش اين اثر بوديم، آقاي سمندريان فوت شدند. از آنجايي كه دولت‌آبادي شاگرد سمندريان بوده است، مي‌خواستيم براي مراسم برويم ولي بعد تصميم گرفتيم كه نرويم. چرا كه نقل است آقاي سمندريان وقتي مادرشان فوت شده بودند، ايشان صحنه تئاتر را ترك نمي‌كنند و سر كار مي‌روند. ما هم نرفتيم و فكر كرديم الان نوشتن و كار تئاتر كردند درست‌تر است.
 
در ادامه اين بحث غلامحسين دولت‌آبادي در خصوص نگارش اين اثر گفت: در زمان نگارش نمايش‌نامه "گام زدن بر يخ‌هاي نازك" وقتي پرده اول تمام شد احساس كرديم كار بزرگي در حال انجام و اتفاق است و اين احساس تا پايان نگارش كه چند ماه طول كشيد همراه ما بود. بعدها هم آن اثر جوايز زيادي گرفت. در اينجا هم احساس  مي‌كرديم ساختار جديدي در حال تجربه كردن است. تا الان و در مورد نگارش نمايش‌نامه‌ها، خصوصا  نگارش مونولوگ‌ها و آثار تك نفره، به شدت به تك‌گويي‌هايي كه در ايران نوشته شده است منتقد بوديم و به نظر ما بيشتر آن‌ها تك گويي‌هاي داستاني و واگويه‌هاي ذهني است و هيچ كدام قالب نمايش‌نامه را ندارند. لذا در اين اثر سعي كرديم نگاه ما به نمونه‌هاي خوب غربي باشد و نه آثار ضعيفي كه در اطراف ما در حال اجراست و با نگاه به الگوهاي خوب غربي به سراغ نگارش اين اثر رفتيم.
 
منابع كم همراه با اغراق و تحريف
 
جواد روشن گفت: به نظر انتخاب شخصيت نوشين به عنوان سوژه نگارش نمايش‌نامه، كمي ريسك است، چون ايشان براي اهالي تئاتر شخصيت و نام با ارزشي است. وقتي قرار است كاري نوشته و اجرا شود از تاريخ معاصر تئاتر ايران آن هم از زبان خود شخص و با منابع كم و محدود، به نظر كار مشكلي است. اين مسائل باعث نشد كه سوژه را تغيير دهيد؟
 
دولت‌آبادي نيز اظهار داشت: منابع كم است و آن‌هايي هم كه هست خيلي‌ها همراه با اغراق و تحريف است. مثلا در قضيه كلنل پسيان، نوشته‌اند نوشين همراه با او جنگيده است! درصورتي كه به لحاظ تاريخي درست و منطقي نيست.
 
بارسقيان گفت: معمولا در ممنوعيت‌ها كار كردن لذت بيشتري دارد. دوست داشتيم اين تجربه را داشته باشيم. همچنين وقتي كار را شروع مي‌كنيد به مرور اطلاعاتي بدست مي‌آوريد و اتفاقاتي نيز كمك مي‌كند تا كار پيش برود.
 
دولت آبادي تصريح كرد: در ديداري با عباس بهارلو ايشان روايتي را نقل كرد از فرار نوشين از زندان. ما چيز ديگري مي‌دانستيم ولي ايشان گفتند آن‌ها با لباس زندان‌بان‌ها فرار كردند. جمله‌اي كه ما از آن استفاده كرديم و همين‌طور تكه تكه  اطلاعات جمع شد.  من در كارهاي پژوهشي ديگرم  نيز اين تجربه را داشتم كه اطلاعات به مرور كامل مي‌شود و حتي گاهي اطلاعات قبلي  نقض مي‌شود.
 
وي ادامه داد: ما خط اصلي شخصيت نوشين و زندگي او را حفظ كرديم ولي قطعا تخيل هم بايد وارد آن مي‌شد. در پرده دوم بيشتر اين تخيل بيشتر صورت گرفته است. ما فقط سعي كرديم در اين اثر از يك زاويه ديگر به شخصيت و زندگي او بپردازيم.
 
بارسقيان نيز اظهار داشت: اطلاعات ما در پرده دوم فقط اين بود كه نوشين بيست سال در مسكو زندگي كرده است و ناراضي بوده. چيز ديگري در دسترس نيست و ما آن را ساختيم.
 
سوژه‌اي كه جسارت و شهامت مي‌خواهد
 
در ادامه اين بحث حسن پارسايي به عنوان منتقد جلسه به ذكر نكاتي در خصوص نمايش‌نامه پرداخت و گفت: خارج از بحث ژانرها ما دو نوع نمايش‌نامه داريم. نمايش‌نامه‌هاي تماتيك و نمايش‌نامه‌هاي پرسوناژ محور. براي خلق نمايش‌نامه‌هاي پرسوناژ محور، شخصيت‌پردازي الزامي است. نويسنده بايد علاوه بر ديد قياسي، روحيه‌ي استقرايي و جزء گرايانه دقيقي هم به شخصيت، تفكرات او، رابطه او با ديگران و... داشته باشد. در اثري كه امشب ديديم، پرسوناژ نمايش‌نامه از جمله شخصيت‌هاي بزرگ تئاتر ايران است و نزديك شدن به آن جسارات و شهامت مي‌خواهد و نيازمند يك نگاه دقيق و درست است تا اثر به خوبي خلق شود.
 
وي گفت: از نظر من نويسندگان اين اثر، كاري آوانگارد انجام داده‌اند. شخصيتي كه شايد ديگران به خود اجازه ندهند كه نزديك آن شوند را انتخاب كردند و با تحقيق و پژوهش پشتوانه‌ي خوبي براي استفاده از تخيل فراهم كرده‌اند و در نهايت توانسته‌اند شخصيت را خلق كنند و ما شاهد اثري زيبا هستيم  كه به خوبي نيز بازي و اجرا شده است.
 
او تصريح كرد: مخاطب در اين اثر با ايدئولوژي، عادات، زندگي و مسائلي كه نوشين با آن‌ها مواجه بوده است به طور مجمل مواجه مي‌شود. اين اثر به نظر من كه متن را هم خوانده‌ام، مونودرام نيست بلكه درامي است كه با تلفيق روايت و بازي در بازي، به شكل منودرام اجرا شده است. البته من معتقدم اجراي اين اثر به شكل درام و با حضور ساير پرسوناژها، زيباتر از شكل مونودرام آن خواهد بود.
 
پارسايي گفت: در اين نمايش‌نامه بخش‌هايي است كه تاويل‌آميز است و پايان اثر هم با تاويل و تعليق همراه است. در آوردن و نگارش روايتي تاويل‌ پذير كار مشكلي است. "پرتره‌ي مرد ريخته" ساختار منسجمي دارد با ديالوگ نويسي روايي، تمثيلي و گاها كنايي كه به خوبي توانسته است از فرم گزاره‌اي خارج شود. حتي برخي از مواردي كه در اين نمايش‌نامه به آن‌ها اشاره مي‌شود در زمان فعلي نيز داراي ما به ازاي بيروني است و قابل طرح و بحث است.
 
سرنوشتي كه مي‌تواند تعميم پيدا كند
 
در ادامه نشست جواد روشن اين سوال را مطرح كرد كه مخاطب براي فهم بهتر اثر تا چه حد نيازمند شناخت از شخصيت نوشين است و آيا مخاطبي كه با نوشين آشنا نيست، شناخت كافي و مناسبي از شخصيت وي دريافت خواهد كرد؟
 
 حسن پارسايي در پاسخ اظهار داشت: مخاطبان خيلي وقت‌ها از كاري كه مي‌بينند شناخت ندارند ولي اگر نمايش درست اتفاق بيافتد در ارتباط با مخاطب موفق خواهد بود.
 
وي ادامه داد: البته فكر مي‌كنم اگر اين نمايش در سالن ديگري مثل تئاترشهر اجرا مي‌شد، در ارتباط با مخاطب موفق‌تر بود. هرچند معتقدم محوريت كار نبايد خوش آمدن مخاطب باشد بلكه هنرمند بايد به دنبال حقيقت باشد و سعي كند اثري با كيفيت و با انديشه كه براي جامعه مفيد است ارائه كند. اجراي اين نمايش در تالار سنگلج نامتعارف است و مخاطب اين سالن عادت به ديدن اين نوع نمايش‌ها ندارد.
 
روشن گفت: اگر اسم نوشين را مطرح نكنيم چه اتفاقي مي‌افتد؟ من فكر مي‌كنم در اين نمايش بيش از اينكه نوشين مهم باشد، تنهايي اين شخصيت هنرمند مهم است. مخاطب با يك هنرمند تئاتر مواجه است كه به خاطر فعاليت‌هاي سياسي‌اش مجبور به ترك وطن مي‌شود و در نهايت دور از وطن و در انزوا نيز جان مي‌دهد. جمشيد خانيان در نمايش "قتل اقاي كاف" به قتل احمد دهقان مي‌پردازد ولي نامي از وي نمي‌آورد و تلاش هم نمي‌كند كه موضوع شخصيت وي از نگاه تاريخ باشد بلكه بيشتر به موضوع دادگاهي شدن يك بي‌گناه مي‌پردازد.
 
وي ادامه داد: مخاطب عام مي‌فهمد كه نوشين يك هنرمند تئاتر بوده است ولي متوجه جايگاه و تاثير نوشين بر تئاتر ايران نمي‌شود. مخاطب تئاتري نيز نوشين را بيشتر از اينكه بازيگر بداند يك كارگردان و مدير تئاتري مي‌شناسد ولي در اينجا و به لحاظ شكل اجرايي نوشين بازيگر بيشتر ديده مي‌شود.
 
دولت آبادي در پاسخ گقت: البته نوشين هميشه نقش اول كار هايش را خودش بازي كرده است و در اينجا هم همه چيز را خودش كارگرداني مي‌كند. مخاطبان تئاتري كه نوشين را مي‌شناسند و با جايگاه او آشنا هستند و ما براي آن‌ها به نكات ديگري از زندگي نوشين مي‌پردازيم و اگر هم مخاطبي نوشين را نشناسد، در مي‌يابد كه  با يك هنرمند تنها مواجه است.
 
او ادامه داد: كار قبلي ما هم تا حدودي به حزب توده مرتبط بود و مي‌شود گفت شخصيت‌هاي مرتبط با اين حزب، سرنوشت‌هاي مشابهي پيدا كردند. شما سرنوشت حسين خيرخواه، محمدعلي جعفري، حسن خاشع و... را ببينيد. از اين جهت بخشي از  فضاي اين اثر مي‌تواند تعميم پيدا كند به همه هنرمنداني كه مرتبط با  اتحاد جماهير شوروي بودند و در درجه بعد هنرمنداني كه در روياي يك آرمان شهر بودند.
 
وي اظهار داشت: البته در زمان بازبيني اين اثر در جشنواره تئاتر فجر در دو سال پيش و به پيشنهاد آقاي همت اسم نوشين را حذف كرديم ولي بعدا به اين رسيديم كه اسم نوشين باشد و همان‌طور كه گفتم اين موضوع تعميم‌پذير نيز هست. مخاطب به فراخور دانش و بينشش مي‌تواند دريافت‌هاي خودش را داشته باشد.
 
گريستن براي نوشين
 
اصغر همت نيز در اين خصوص گفت: ما در اينجا نوشين بازيگر نداريم، در صحنه‌اي كه نوشين از كلنل محمد تقي‌خان پسيان صحبت مي‌كند، اين گريه‌ي نوشين براي كلنل يا گريه‌ي نوشين براي خودش نيست. بلكه گريه‌ي اصغر همت براي نوشين است. از نگاه من ما فقط در قسمت بازي شاهنامه كه نوشين زال را بازي مي‌كند، نوشين بازيگر را نشان مي‌دهيم و من در صحنه‌هاي ديگر چنين تصوري را ندارم كه با نوشين بازيگر مواجه هستيم و اتفاقا به ويژگي‌هاي ديگر نوشين مثل كارگرداني، تئوريسن بودن، نويسندگي و... نيز اشاره مي‌شود.
 
بازيگر نمايش "پرتره‌ي مرد ريخته" اظهار داشت: آن‌چه در اين اثر مهم است، اين است كه هنر به طور كل و تئاتر به شكل ويژه قوي‌تر و بالاتر از ايدئولوژي و هر انديشه‌ي حزبي است.  وقتي كه از تئاتر به عنوان يك ابزار سياسي استفاده شود و تئاتر تبديل به پروپاگاندا شود ناموفق خواهد بود. نبايد تئاتر و هنر را تنها در اختيار يك انديشه خاص قرار داد. به نظر من در اين كار اصلا مسئله زير سوال بردن حزب توده نيست بلكه اين حزب مي‌تواند هر چيز ديگري باشد. وقتي تئاتر بخواهد در خدمت آن حذب خاص باشد نتيجه‌ي خوبي ندارد.
 
او گفت: تئاتري كه در خدمت چيزي غير از بشيريت و اصلاح جامعه باشد محكوم به فنا است. تئاتر وقتي تبليغ چي شود موفق نيست مگر تبليغ كرامات انساني و فضيلت بشر. اين مفهوم در اين اثر بسيار اهميت دارد. لازم نيست مخاطب همه چيز را از قبل بداند. مگر مخاطب ريچارد سوم يا مكبث را از قبل مي‌شناسد؟  گاهي دانستن به فهم ما از اثر لطمه مي‌زند. اگر بعد از ديدن اثر سوال پيش بيايد و مخاطب به دنبال كشف آن باشد زيباتر است.
 
حسن پارسايي نيز گفت: به نظر من در اين اثر اسم بهانه است بلكه شخصيت اين هنرمند مهم و مورد توجه است و ما فقط با يك گزارش از يك شخص مواجه نيستيم بلكه جهان دروني او را مي‌بينيم.
 
وي ادامه داد: افرادي كه ايدئولوژي برايشان مهم‌تر است به هر شكلي كه به هنر بپردازند، هنر قرباني مي‌شود اما هنرمنداني كه ايدئولوژي دارند ولي در خلق يك اثر اول به وجوه هنري آن توجه مي‌كنند، اثري هنري توليد مي‌كنند و چون اعتقاداتي هم دارند ناخوداگاه ديدگاهشان در اثرشان نيز ظاهر مي‌شود ولي نبايد ايدئولوژي جاي هنر را بگيرد. چون هنر زير مجموعه آن نيست. پس هنرمندي كه ديدگاه سياسي و اجتماعي دارد ناخوداگاه و نه به شكل قالب ديدگاهش در اثرش احساس مي‌شود.
 
اضطرابي كه تنه به ترس مي‌زد
 
در ادامه نشست جواد روشن به بازيگري در اين نمايش پرداخت و اظهار داشت: از ديدن بازي خوب آقاي همت لذت برديم. ايشان در اين نمايش علاوه بر اين‌كه نوشين را در دو مقطع مختلف به لحاظ زمان و شرايط بازي مي‌كنند. چند نقش ديگر از جمله همسر نوشين را نيز به خوبي بازي كردند كه همه باور پذير ارائه شده است. و از نكات خوب بازي ايشان استفاده درست از بيان و صدا براي ساختن اين كاراكترها است.
 
اصغر همت گفت: من نمايش‌هاي زيادي بازي كرده ام از بازي در نقش براند در سن 26 سالگي تا سال‌هاي اخير، نقش‌هاي اصلي، سنگين و پر ديالوگ زيادي را باز ي كرده‌ام اما هيچوقت تجربه‌ي يك اجراي تك نفره را نداشتم. اين تجربه همان قدر كه برايم جذاب بود ولي اين اضطراب جان مرا هم گرفت. البته من هميشه براي كارهايم تا زمان اجرا و آمدن روي صحنه اضطراب دارم ولي اين كار تجربه و اضطراب متفاوتي داشت. هميشه در كلاس‌هايم گفته‌ام بازيگري كه اضطراب نداشته باشد بازيگر نيست ولي اضطراب نبايد تنه به ترس بزند و اين يك اضطراب شيرين است كه  كمك مي‌كند  به تمركز بيشتر و بهتر شدن كار. ولي بايد اعتراف كنم در اين كار گاهي اضطراب من تنه به ترس مي‌زد كه با استفاده از تجربه‌هاي گذشته آن را پشت سر گذاشتم. 
 
او تشريح كرد: در مورد بيان هميشه گفته‌ام بازيگر بايد بلد باشد جاي صدا را عوض كند، فرق بين گام و ولوم(volume) عوض كردن را بداند. بازيگر بايد در گام درست نقش حركت كند و سعي كردم خودم در اين نقش از اين نكات استفاده كنم و حتي در باز ي نقش زن نيز سعي نكردم جنس صدا را عوض كنم.
 
جواد روشن در خصوص طراحي صحنه اين نمايش نيز گفت: در طراحي صحنه ما با دو فضا مواجه هستيم. يكي در پرده اول كه خانه‌اي محقر را مي‌بينيم با توجه به جزئياتي به لحاظ تاريخي و نگاه رئاليستي و در پرده دوم كه در مسكو مي‌گذرد با صحنه‌اي كاملا سفيد روبرو هستيم كه شكلي معنايي و نمادين دارد. معمولا طراحان ما در  طراحي صحنه از يك الگوي مشخص استفاده مي‌كنند ولي در اينجا آگاهانه دو فضاي متفاوت خلق شده است.
 
حسن پارسايي گفت: از نظر من با توجه به روند و تحول شخصيت كه تا حدودي افكار گذشته خودش را نفي مي‌كند و به روشنگري مي‌رسد، اين روشنگري در صحنه جلوه پيدا كرده است. نوشين در پرده دوم به نتايج و نگاهي متفاوت رسيده است كه سفيدي صحنه مي‌تواند نشان اين مسئله باشد و البته صحنه‌اي كه همراه با چيدمان كتاب است كه نشان از شخصيت متفكر او دارد.
 
دولت آبادي نيز اظهار داشت: سينا ييلاق‌بيگي فردي دانشگاهي است كه باعث مي‌شد راحت‌تر با هم صحبت كنيم. ما براي طراحي صحنه در پرده اول  چند چيز را تاكيد داشتيم كه باشد و سينا ييلاق‌بيگي به عنوان طراح صحنه قرار شد بر اساس اين فضاي اوليه كار كند و طراحي پرده دوم بر گرفته از معناي خود متن بود كه ايشان به خوبي آن را ايجاد كرد و نقش موثري در ايجاد اين فضا داشت.
 
"پرتره‌ي مرد ريخته" در سنگلج تمام نمي‌شود
 
در پايان اين نشست جواد روشن خواست كمي در مورد انتخاب سالن صحبت كنند و اينكه آيا اين سالن به لحاظ ساختمان مناسب اجراي اين نمايش بوده است يا خير؟
 
اصغر همت گفت: براي انتخاب سالن انتخابي نداشتيم. بلكه از اصل مهم بازيگري استفاده كرديم و شرايط را توجيه كرديم. من شديدا مخالف بودم ولي وقتي ديدم چاره‌اي نيست پذيرفتم ولي تاكيد كردم نبايد دو اجرا باشد كه علي عابدي به عنوان مدير سالن لطف كرد و پذيرفت. چون معتقدم  اين شكل چند اجرا بودن سالن‌ها اتفاق بدي است كه متاسفانه در حال انجام است و مفهوم طراحي صحنه را از بين برده است و تمركز بازيگران و گروه توليد كننده را نيز از بين مي‌برد و وحشتناك است.
 
وي تشريح كرد: آن‌چه مرا متقاعد كرد توجيه بود. اجرا در سنگلج  به عنوان يك تماشاخانه پر افتخار كه بزرگاني از دهه چهل روي اين صحنه بازي كرده‌اند. من تنها صحنه‌اي كه در ميان سالن‌هاي بزرگ در آن  بازي نداشتم همين سنگلج بوده است. از طرف ديگر اينجا نزديك‌ترين مكان به نوشين است. سنگلج جايي است كه شاگردان نوشين در ان به روي صحنه رفته‌اند و اگر خود او هم بود حتما در اينجا اجرايي مي داشت. عباس جوانمرد ادامه نگاه نوشين در تئاتر است و در نهايت توجيه كرديم كه در اينجا اجرا برويم. البته معتقدم "پرتره‌ي مرد ريخته" در سنگلج تمام نمي‌شود. در اينجا شروع شد ولي اين اثر در اينجا تمام نمي‌شود و رپرتواري خواهد داشت براي اجرا در مكان‌هاي مختلف. معتقدم حقانيت اين كار در برخورد با مخاطب را بايد بعدا ببينيم و بايد كمي صبر كرد.
 
آراز بارسقيان نيز در اين خصوص گفت: البته شرايط ايده آل براي ما اجرا در جايي مثل تئاترشهر نبود. مشكل ما شكل قاب عكسي تالار سنگلج نيست بلكه مكان و مخاطب فعلي آن مسئله است. پس اجرا در مثلا تالار چهارسو براي ما ايده ال نبود بلكه اگر اين سالن در چهار راه وليعصر بود در جذب مخاطب موثرتر و مناسب‌تر بود.    
 
این نشست با گفت­ وشنود میان منتقدان،کارگردان و شماری از حاضران در نشست،به پایان رسید.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید