تصویر برگزیده

درسومین نشست روایت صحنه عنوان شد؛

می خواستیم نمایشی اجرا کنیم که تماشاگر کوچه و خیابان با آن ارتباط برقرار کند

آرتنا: سومین نشست «روایت صحنه» با موضوع نقد و بررسی نمایش محیطی «سینا...سینا...عباس» با حضور عوامل اجرایی این نمایش در سالن کنفرانس تئاتر شهر برگزار شد.

در این نشست نقد و بررسی علیرضا مهران کارگردان، علی براتی طراح حرکات، حمیدنیلی تهیه کننده و سیدجواد روشن به عنوان منتقد به همراه یحیی نظری کارشناس و مجری حضور داشتند. این نشست ساعت 9 شب بعد از اجرای نمایش وپس از برگزاری مراسم تجلیل از خانواده شهید مدافع حرم برگزارشد.

در ابتدای این نشست جواد روشن منتقد این نشست درباره دیدگاه خود نسبت به این نمایش گفت:«  به نوبه خودم از نگاهی که فکر می کنم گروه تولید نمایش می توانستند که اثر را ارتقا ببخشنند، نکاتی را خواهم گفت. برای شروع بهتر است که از عنوان اثر شروع کنیم. عنوان اثر تئاتر محیطی «سینا...سینا...عباس...» است . من فکر می کنم که عنوان درست تر آن تئاتر فضای باز است. تئاتر غیر سالنی درست تر است. چون وقتی می گوییم تئاتر محیطی یعنی قرار است که محیط موثر بر اجرا باشد. ولی این اثر محیط تئاترشهر قرار نیست که بر اجرایش تاثیر داشته باشد. این شرایط را می توان در جای دیگری هم فراهم کرد. این هم عیب محسوب نمی شود. این بنا بر شکلی که با آن برخورد می کنیم و بنابر گمان من با گونه ای از نمایش غیرسالنی و فضای باز مواجه هستیم که نمایش های میدانی در زیرشاخه آن قرار خواهندگرفت.در تئاتر محیطی قرار است که مکانی که اثر در آن اجرا می شود یک رابطه معنایی و شکلی با خود اثر داشته باشد. اگر اثر در یک مکانی مانند جنگل اجرا شود. جنگل بر آن تاثیر دارد و اگر جای دیگری اجرا شود محیط تاثیر خود را از دست می دهد.»

جوادروشن سروکار داشتن با مخاطب عام را ازویژگی های نمایش محیطی برشمرد و رهگذران را از مخاطبان این گونه نمایشی دانست و افزود :«   مخاطبی که هرچند ممکن است که به آنها اطلاع رسانی شده باشد اما خیلی از آنها ممکن است که با برنامه ریزی قبلی برای دیدن  این نمایش حضور نداشته اند. رهگذری باشند که از میانه اجرا وارد شده باشند. کار کردن برای این نوع مخاطب خیلی سخت است چون وقتی ما یک نمایش را در یک سالن اجرا می کنیم مخاطبان آن با آگاهی وارد سالن می شوند و حتی بعضی از مواقع تولیدکنندگان نمایش یک شناخت نسبی از سلیقه مخاطبان دارند. اما وقتی نمایش را به یک محیط باز می بری شرایط متغیر می شود و این جزء سختی های کار حساب می شود. از جمله ویژگی های آن، مفاهیم آن باید قابل فهم تر باشد برای یک مخاطب عام تر. چون ما در این گونه با دسته های مخاطبین مختلفی سروکار داریم که خیلی از وقتها تولیدکنندگان مخاطبین را انتخاب نکرده اند و حتی مخاطبین هم آگاهانه اثر را انتخاب نکرده اند. این مخاطبین با آگاهی مختلف و نقطه نظرات مختلف هستند و کار کردن برای این مخاطبین سخت است چون تولیدکنندگان نمایش باید طوری عمل کنند که برای همه این نوع مخاطبین چیزی برای عرضه داشته باشند.

وی با اشاره به مکان اجرای اثر افزود:« تازه وقتی کار را قرار است جلوی تئاترشهر اجرا کنی، کار سخت تر هم می شود. چون هم شما با یکسری از مخاطبین و افرادی که با این مجموعه سروکار دارند مواجه هستی؛ کسانی که خودشان تئاتربرو هستند. و یک گروه دیگر افراد عام تر و حالا همه اینها احتمال دارد که مخاطبین شما باشند هم افرادی هستند که با یکسری فاکتورهای هنری شما را می سنجند و هم افرادی هستند که از نگاه زیبایی شناسانه خودشان که تا اندازه ای ساده تر است تولیدکنندگان نمایش را می سنجند.»
جواد روشن عملکرد گروه کارگردانی را در جنبه های زیبایی شناسانه خوب توصیف کرد اما توجه به نکاتی مانند نقاب های صورت گروه پلیدی ها و نحوه اجرای صحنه قتل شبیه حضرت عباس را لازمه این کار دانست و گفت:« هنرمند همواره تلاش دارد که سلیقه مخاطب را یک گام به جلو پیش ببرد. یک مورد دیگر درباره مخاطبان نمایش باید بگویم که گروه تولید باید به این نکته توجه بیشتری می کرد که با توجه به اینکه بخشی از مخاطبان نمایش کودک هستند. بچه های دریافت تصویری بالاتری دارند آنچه در ذهن آنها می ماند تصویر است و دریافت معنایی کم تری دارند. می شد برای این مخاطبان دقت نظر بیشتری صورت می گرفت مثلا ماسک هایی که گروه فرم که نشان دهنده پلیدی ها هستند و بر چهره دارند. شاید یک ذره این ماسک ها تصویر وحشتناک تری می سازد. یا آن صحنه ای که در فینال کار می آید و می خواهد سر از تن شبیه حضرت عباس جدا کند. شاید برای این مخاطب کودک یک مقدار این تصویر ترسناک باشد. به نظرم می شد که انتخاب های دیگری در نظر گرفت که مقداری لطافت بیشتری به کار تزریق شود.»

وی همچنین تصریح کرد:« در این اثر از کلام و نریشن و موسیقی استفاده می شود. که این کلام هم شکل روایت و تک گویی دارد و هم شکل دیالوگ می یابد. تصاویر فرم می بینیم. که به نظرم آقای براتی در این زمینه موفق بوده اند و توانسته اند که حرکات مفهومی و زیبایی خلق کنند. با شکل مولتی مدیا ویدئوپروجکشن، تکنیک سروکار داریم. پس عناصر مختلف در شکل اجرایی این کار سعی شده است که استفاده شود. به انضمام شکلی از طراحی صحنه، یعنی طراحی صحنه ای که فضاسازی دارد. از لباس و رنگ استفاده می شود. جایی که سیاه پوشان نمایش با سربند های قرمز برمی گردند و شکلی از اشقیا می شوند، ما ورود پیدامی کنیم به تاریخ و کار شکل نمادین پیدا می کند. به نظرمن توجه به این عناصر در جای جای اثر فکرشده است.»

وی استفاده از تصاویر ویدئو پروجکشن را نتیجه تعجیل زمانی دانست و اشاره کرد که باید در انتخاب تصاویر دقت بیشتری صورت می گرفت، مثلا تصاویر اولیه ای که ما از ایران می بینیم تصاویر ایرانشناسی و توریستی است. یا تصاویری که از خرابه های سوریه می بینیم، تصاویری از بالا هستند که با ریتم خاصی به نمایش در می آیند. من فکر می کنم که اگر ما تصاویری از مردم کشورمان را در جاهای مختلف کشور می دیدیم و بعد این برداشت معنایی را در جوهره اثر می کردیم که این آرامشی که ما در جاهای مختلف ایران داریم با قومیتها و گویش های مختلف ناشی از آن است که در بیرون از مرزهای ما رخ می دهد. من فکر می کنم اینگونه استفاده از تصاویر و بسط دادن آن به اثر می توانست انتخاب مناسب تری باشد. ولی آن تصویری که عباس قصه ما در کنار دریا دارد. تصویر زیبایی است که بعد بحث فرات و تشنگی مطرح می شود. این تصویری است که معنای زیبایی از آن استخراج می شود.

این منتقد تئاتر پیشنهاداتی درباره استفاده از گروه فرم برای تکثر در قهرمانگرایی در نمایش ارائه داد و گفته خود را اینچنین تشریح کرد:« باز درباره اینکه تصاویر کجاها می توانست به ما کمک کند ما در قصه یک عباس به عنوان راوی داریم که دارد با پلیدی ها مبارزه می کند در ابتدا با داعشی ها که بعدها شکل تاریخی به خود می گیرد. ما یک قهرمان داریم در برابر لشگری از سیاهی ها، ما اگر تصاویر مختلفی می دیدیم از رزمنده ها که یک نفر از آنها بولد می شد و به مبارزه با پلیدی ها می پرداخت بهتر بود. ما چون در بحث پلیدی ها با نوعی تکثر مواجه هستیم می توانستیم این تکثر را نیز در مبارزین با این پلیدی ها هم نشان دهیم. حتی از لحاظ فرمی و حرکات هم می توانست این اتفاق بیفتد یعنی افرادی که پشت عباس قصه ما هستند. اگر به هر علتی نمی خواستید از این افراد استفاده کنید باز تصاویر می توانست به کمک نمایش بیایند و نشان دهند که قهرمان ما تنها نیست. »

وی در پایان سخنان خود درباره طراحی صحنه در نمایش «سینا...سینا...عباس» گفت:« در بحث طراحی صحنه هم جا داشت که دقت بیشتری صورت می گرفت. عنصر خاک به لحاظ معنایی عنصر ویژه ای است و به لحاظ شکلی هم تصاویر زیبایی از آن ایجاد می شود. ولی ما باید فکر کنیم که هر چیزی که در صحنه استفاده می کنیم برای مخاطبین و تماشاگران مان ایجاد زحمت نکند.»
در ادامه این نشست علیرضا مهران کارگردان این نمایش درباره نمایش های محیطی گفت:« کارهایی که در فضای باز اجرا می شود یک زمان کافی و وافی می خواهد. چنین کارهایی نیاز به 2-3 ماه تمرین دارد . در حالی که همه تمرین ما دو هفته بوده است و ناخودآگاه یکسری کسری ها خواهد داشت. در سالهای اخیر کارهای محیطی که اجرا شده اند چندان پروداکشن ندارند چون محدود شده اند به تئاترهای خیابانی. این جور کارها زمان و هزینه می خواهد. من الان به عنوان کارگردان و بازیگر و طراح صحنه نمایش، وقتی در این زمان به کارم نگاه می کنم با خودم می گویم ای کاش مثلا فلان کار را انجام می دادم. »

وی دلیل استفاده از خاک در این نمایش را درگیر شدن نمایش با حال و هوای نمایش و مدافعان حرم دانست و چاره اینکه تماشاگر با این خاک اذیت نشود را چنین توضیح داد:« درباره خاک و اینکه ای کاش ما ترفند بهتری می اندیشیدیم که مردم اذیت نشوند. من اوایل کار خیلی به این موضوع فکر کردم و به علی براتی هم گفتم که اگر عنصر خاک را استفاده کنیم با توجه به این وسعتی که دارد مردم اذیت نشوند و این یک آزمون و خطا بود برای ما. گفتیم که اولین اجرا را می رویم اگر مردم با ما همراهی کردند که چه خوب خواهد شد و اگر همراهی نکرد تدبیر دیگری خواهیم اندیشید. دلیل اینکه می خواستم این خاک باشد این بود که می خواستیم این مخاطب ما یک مقدار درگیر آن حال و هوا شود. اگر خودش را در آن موقعیت قرار دهد چه اتفاقی خواهد افتاد. از شب اول تا الان فکر کنم بجز یک سری از تماشاگران که آنها هم مشکلات جسمی داشتند اکثر این تماشاگران می آیند و جاهایی می نشینند که گردوخاک حسابی دارد. وقتی اجرا تمام می شود هاله ای از گرد وخاک روی تماشاگران ما نشسته است. فکر می کنم که آن ارتباط است که شکل گرفته است. یک بحث این خاک به بحث زیبایی شناسی مرتبط است و بخش دیگر، آن احساسی است که می خواستیم در تماشاگر شکل بگیرد.»
وی در ادامه گفت:« ما سعی داشتیم که با طراحی صحنه و طراحی حرکات، نمایشی اجرا کنیم که تماشاگر کوچه و خیابان ما با آن ارتباط برقرار کند. درباره تصاویر و لحظه کشتن شبیه حضرت عباس در اجراهای اولیه ما تصاویری از داعش داشتیم که وقتی به تماشاگر نگاه می کردیم می دیدیم که آنها سرهایشان را پایین انداخته اند و می ترسند. ما مراعات کردیم و آن تصاویر را حذف کردیم. شاید من به عنوان کارگردان می خواستم که این تصاویر باشند چون اعتقاد دارم که باید به تماشاگر تلنگر وارد شود.»
حمید نیلی در ادامه این نشست گفت:« در تکمیل صحبت آقای مهران باید بگویم که هر کدام از اینها در صحنه هویت پیدا کرده است. ما سال گذشته که نمایش « اروندخون » را اجرا می کردیم 40 هزار لیتر آب روی صحنه آوردیم. این هویت صحنه بود. فکر می کنم اجزای مختلف کار از رنتال تا خاک گرفته هویت خودشان را نشان دادند. هر کدام از این عناصر چقدر برای عکاسان جذاب بود. این کار جاذبه های بصری آن بسیار زیاد است.»

در پایان این نشست علی براتی طراح حرکات فرم در این نمایش درباره هماهنگی حرکات فرم و موسیقی گفت:« من حرکات فرم را ابتدا طراحی می کردم و سازنده موسیقی می آمد و از کار فیلمبرداری می کرد و بر اساس آن موسیقی را می ساخت. البته کار ساده تر این است که ما موسیقی را داشته باشیم و بر اساس آن حرکات را طراحی کنیم. درباره خاک باید بگویم که هر موقع من تصویری از داعش می دیدم همه اش خاک می دیدم. طراحی حرکات در این نمایش به چند دسته تقسیم بندی می شود. ابتدا زایش است. اگر تماشاگر با دقت نگاه کند گروه سیاهی و پلیدی وقتی روی زمین دراز کشیده اند درواقع جنین هستند. اینها در این قسمت مثل جنین بر روی حاک نشسته اند. تا این نطفه شکل بگیرد این تصویر زایمان یک بچه است. کم کم جان می گیرد و در نهایت قدرت می یابد و این قدرت نابودگر است. و این نابودگری را در انتهای صحنه اول نشان دادم.»

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید