تصویر برگزیده

در يادداشتي؛

هر روز عاشورا و هر زمين كربلا است

آرتنا: حجت‌الاسلام‌ و‌المسلمين موسوي‌مقدم، قائم مقام رئيس سازمان صدا و سيما در يادداشتي از تاريح عاشورا و ظرفيت هاي بي بديل آن در هدايت انسان ها گفت.

تاريخ عاشورا، درس‌هاي اخلاقي، سياسي و اجتماعي ارزنده و متنوعي را به امت اسلامي، بلكه به همه آزادي‌خواهان راستين ارائه مي‌كند، اما بزرگ‌ترين درس، هشدار در‌‌‌‌باره استحاله فرهنگي و سياسي يك جامعه ارزش‌مدار است. اين درس، خصوصاً براي ملت ايران كه با الهام گرفتن از فرهنگ عاشورا و رهبري يكي از فرزندان راستين ابا عبدالله الحسين (امام خميني [ره]) انقلابي را بر پايه ارزش‌هاي اسلامي پديد آوردند، فوق‌العاده مهم، بيداركننده و عبرت‌آموز است ‌اگر بگوييم كه حادثه عاشورا و قيام حضرت امام حسين (ع) به‌واسطه بستر فرهنگي و اجتماعي و سياسي كه كاملاً استحاله شده بود به‌وقوع پيوست گزاف نيست، بلكه منطبق با يك حقيقت تاريخي است.

چه شد كه جامعه اسلامي، به فاصله 50 سال پس از رحلت پيامبر خدا (ص) چنان به انحطاط گراييد كه فرزند همان پيامبر و يكي از بزرگ‌ترين شخصيت علمي و اخلاقي و سياسي آن دوران كه كراراً با‌واسطه ‌يا بي‌واسطه فضائلش را از پيامبر (ص) شنيده بودند، به همراه شماري از فرزندان و نزديكان و يارانش به فجيع‌ترين شكل ممكن به شهادت برسانند و خاندانش را به اسارت ببرند؟

از جمله عوامل اصلي پيدايش چنين شرايط اجتماعي، سياسي و فرهنگي و فاصله گرفتن مردم از بسياري از رفتارها و كردارهاي اسلامي مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

بي‌توجهي نخبگان جامعه و روي آوردن آنان به زخارف دنيا و دور شدن از اصل و بنيان‌هاي آموزه‌هاي اسلامي به‌نحوي كه دنياگرايي به يك اصل رقابتي و به رخ كشيدن همديگر به يك هنجار تبديل شده بود.

موجبات قيام امام حسين (ع) از 30 سال قبل از سال 60 هجري فراهم شده است به‌خصوص 13 سال منتهي به حادثه عاشورا. در اين دوران است كه به‌تدريج هنجارها به ناهنجاري‌ها تبديل و قبح دنياطلبي و رفاه‌زدگي در ميان نخبگان از بين مي‌رود و به صورتي تبديل مي‌شود كه بسياري از صحابه اوليه و مجاهدان در راه خدا به انحرافات گوناگون سياسي و اخلاقي و اقتصادي كشيده مي‌شوند.

به تعبير مسعودي (صاحب كتاب مروج‌الذهب) وقتي علي بن ابي‌طالب (ع) به شهادت رسيد، امام حسن (ع) بالاي منبر رفت و گفت از پدرم پول زردي يعني طلا و نقره باقي نماند، جز 700 درهم كه از حقوق و مقرري او زياد آمد. اين در حالي است كه وقتي خليفه سوم از دنيا رفت قيمت املاك او در وادي القري و حنين و جاهاي ديگر بيش از 100 هزار دينار طلا مي‌شد، با اسب‌ها و شترهاي زيادي كه داشت.

زبير، كاخي معروف در بصره ساخت و خانه‌هاي زيادي در كوفه و اسكندريه مصر داشت.

اموال و دارايي او در حال مرگ 50 هزار دينار طلا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، هزار اسب، هزار كنيز و غلام و مستغلاتي فراوان  در شهرهاي مختلف بود.

طلحه، عبدالرحمن عوف زهري، سعد ابن بي‌‌وقاص، زيد‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌بن ثابت همگي از ماديات دنيا آنچنان متمتع شده بودند كه وقتي در تاريخ مطالعه مي‌شود، باعث حيرت‌آور است.

و اين آخري، هماني است كه بعد از مرگش آنقدر طلا و نقره از او بر جاي ماند كه با تبر مي‌شكستند و بين ورثه تقسيم مي‌كردند.

عده‌اي از نخبگان سياسي و اجتماعي و پيش‌‌‌‌قراولان اسلام از جاده اصلي آموزه‌هاي وحياني و توحيدي فاصله گرفتند و طبعاً ديگر آن شرايط فراهم نبود تا روند تكاملي صدر اسلام ادامه يابد و به سوي فلاح و صلاح امت پيامبر، جامعه مديريت و هدايت شود.

روند انحرافات و انحطاط سرعت گرفت و هرگونه ارزش به ضد خود تبديل شد بدل گشت و اعوجاجات ديني به حدي فزوني گرفت كه جز با يك انقلاب خونين و انفجار بزرگ نمي‌شد اين دره عميق را پر كرد ...

لذا حضرت فرمود: "لطلب الاصلاح في امه جدّي أريد أن آمر بالمعروف و انهي عن المنكر و سيرَ بسيرَه جدّي و اَبي علي بن ابي‌طالب ..."

و اينك رسانه‌هاي استكباري كه از صداقت مردم كاذبانه بهره مي‌‌‌‌‌‌‌برند به‌دنبال سيطره خود در جهان هستند و از فضا و زمين در تلاشند تا ذهن‌ها را مخدوش، افكار را آلوده، دل‌ها را غافل و جان‌ها را از معنويت و انسانيت تهي كنند و فرهنگ ثروت و قدرت و شهوت را تبليغ و ترويج كنند و اشاعه دهند و نظام سلطه‌گري، فزونخواهي، بي‌عدالتي و ظلم و ستم به كشورهاي غيربرخوردار به‌ويژه جهان اسلام را بسط دهند و هر روز با ترفندي خاص و شگردي نو به‌دنبال چپاول و تكاثر در اموال و سياست و قدرت خود باشند و اين اوضاع كشورهاي اسلامي را رقم بزنند كه به‌وضوح پيد‌‌‌‌‌‌‌‌است.

اينكه گفته مي‌شود هر روز عاشورا و هر زمين كربلا است، راهبرد عميق و استواري است كه در دل تاريخ جاري و ساري است تا زمان و دنيا باقي است اين خط و اين مبارزه ادامه و استمرار خواهد داشت تا روزي كه وعده حق تحقق يابد و مستضعفان وارثان زمين گردند.

تأمل در آنچه بدان اشارت رفت نشان مي‌دهد كه تاريخ عاشورا از ظرفيت بي‌بديلي در هدايت انسان‌ها و سازندگي جامعه آرمانيِ انساني و مبتني بر ارزش‌هاي اسلامي برخوردار است و با توجه به اين ظرفيت فرهنگي راز اين حديث نبوي گشوده مي‌شود كه در حساس‌ترين نقطه عرش الهي از حسين(ع) به‌‌‌‌‌‌‌‌عنوان چراغ هدايت و كشتي نجات ياد شده است: "اِنّ الحسين بن علي (ع) في السّماءِ اكبَر منه في الارض و اِنّه المكتوبٌ عَن يمينِ عرشِ ا... تعالي مصباح الهدي و سفينه النجاه"

بي‌تريد، همه امامان (ع) چراغ هدايت و كشتي نجاتند، اما ظرفيت فرهنگي تاريخ عاشورا سبب شده است كه نام امام‌حسين (ع) بدين عنوان به ثبت برسد.

آري بهره‌‌‌‌‌گيري صحيح از اين اقيانوس بيكران فرهنگي و ديني تاريخ عاشورا و پرهيز از سطحي‌نگري و شعار زدگي و به‌خصوص زدودن چهره تابناك عاشورا از هرگونه تحريف ، انحراف و خرافات مي‌تواند نه تنها ملت‌هاي مسلمان، بلكه جهان را از بن‌بست اجتماعي و سياسي و فرهنگي نجات دهد. از اين روست اين همه تأكيد بر زنده نگه‌داشتن عاشورا، رفتن به كربلا و زيارت سيدالشهدا و دفاع از حريم حرم آن ثاراللهي كه تا در كالبد جامعه اسلامي جاري است، اسلام و قرآن و فضائل و ارزش‌ها و كرامت انساني هم زنده و جاودان خواهد بود.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید