تصویر برگزیده

در خطبه‌‎های نماز جمعه سال ۷۹

ماجرای شهادت اباالفضل(ع) به روایت رهبر معظم انقلاب

آرتنا: امام حسین و اباالفضل (علیهم‎السلام) با هم به طلب آب رفتند، اباالفضل (ع) تنها نرفت، خود امام حسین (ع) هم با اباالفضل (ع) حرکت کرد و به طرف همان شریعۀ فرات - شعبه‌‎اى از نهر فرات که در منطقه بود - رفتند، بلکه بتوانند آبى بیاورند.

بزرگی و عظمت مقام عباس بن علی (ع) به گونه‎ای است که امامان معصوم (علیهم‌‎السلام) در موارد متعدد بر فداکاری‎ها، جانبازی‎ها و عظمت شخصیت آن بزرگوار تأکید فرموده ‎اند، امام سجاد (ع) که خود در کربلا حضور داشت و شاهد فداکاری‎های عمویش بود، دربارۀ حضرت عباس(ع) می‌‎فرماید: «خداوند، عمویم عباس را رحمت کند که با ایثار و جانبازی در راه برادرش جانبازی کرد تا آنکه دستهایش قطع شد و خداوند به جای آن، دو بال به او عطا کرد که با آنها به همراه فرشتگان در بهشت پرواز کند، همانگونه که برای جعفر بن ابوطالب قرار داده شد، عباس را در پیشگاه خداوند منزلتی است که در روز قیامت، همۀ شهدا به آن غبطه می‌‎خورند».
 
متن بیانات رهبر معظم انقلاب به شرح ذیل است:
 
وفادارى حضرت اباالفضل العباس (ع) هم از همه جا بیشتر در همین قضیۀ وارد شدن در شریعۀ فرات و ننوشیدن آب است، البته نقل معروفى در همۀ دهانها است که امام حسین (ع) حضرت اباالفضل (ع) را براى آوردن آب فرستاد، اما آنچه که من در نقلهاى معتبر - مثل «ارشاد» مفید و «لهوف» ابن‌‎طاووس - دیدم، اندکى با این نقل تفاوت دارد که شاید اهمیت حادثه را هم بیشتر مى‌‎کند. در این کتابهاى معتبر اینطور نقل شده است که در آن لحظات و ساعت آخر، آنقدر بر این بچه‌‎ها و کودکان، بر این دختران صغیر و بر اهل حرم تشنگى فشار آورد که خود امام حسین و اباالفضل (علیهم‎السلام) با هم به طلب آب رفتند، اباالفضل (ع) تنها نرفت، خود امام حسین (ع) هم با اباالفضل (ع) حرکت کرد و به طرف همان شریعۀ فرات - شعبه‌‎اى از نهر فرات که در منطقه بود - رفتند، بلکه بتوانند آبى بیاورند.
 
این دو برادر شجاع و قوى‌‎پنجه، پشت به پشت هم در میدان جنگ جنگیدند، یکى امام حسین (ع) در سن نزدیک به شصت سالگى است، اما از لحاظ قدرت و شجاعت جزو نام‌‎آوران بى‌‎نظیر است، دیگرى هم برادر جوان سى‌ و چند ساله‌‎اش اباالفضل العباس (ع) است، با آن خصوصیاتى که همه او را شناخته‌‎اند، این دو برادر، دوش به دوش هم، گاهى پشت به پشت هم در وسط دریاى دشمن، صف لشکر را مى‌‎شکافند، براى اینکه خودشان را به آب فرات برسانند، بلکه بتوانند آبى بیاورند، در اثناى این جنگِ سخت است که ناگهان امام حسین (ع) احساس مى‌‎کند دشمن بین او و برادرش عباس فاصله انداخته است، در همین حیص و بیص است که اباالفضل (ع) به آب نزدیکتر شده و خودش را به لب آب مى‌‎رساند، آنطور که نقل مى‌‎کنند، او مشک آب را پر مى‌‎کند که براى خیمه‌‎ها ببرد، در اینجا هر انسانى به خود حق مى‌‎دهد که یک مشت آب هم به لبهاى تشنۀ خودش برساند، اما او در اینجا وفادارى خویش را نشان داد.
 
اباالفضل العباس (ع) وقتى که آب را برداشت، تا چشمش به آب افتاد، «فذکر عطش الحسین»؛ به یاد لبهاى تشنۀ امام حسین (ع)، شاید به یاد فریادهاى العطش دختران و کودکان، شاید به یاد گریۀ عطشناک على‌ اصغر (ع) افتاد و دلش نیامد که آب را بنوشد، آب را روى آب ریخت و بیرون آمد، در این بیرون آمدن است که آن حوادث رخ مى‌‎دهد و امام حسین (ع) ناگهان صداى برادر را مى‌‎شنود که از وسط لشکر فریاد زد: «یا اخا ادرک اخاک».

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید