تصویر برگزیده

در نشست «همیشه در راه» بیان شد:

احتمال انتقال پیکر طاهره صفارزاده به سیرجان

آرتنا: فاطمه راکعی گفت: قرار بر این است که پیکر صفارزاده به محل ولادتش منتقل شود و در آنجا جایگاه مشخصی برای آن در نظر بگیرند.

فاطمه راکعی شاعر در خصوص نبش قبر طاهره صفارزاده گفت: در سمپوزیوم مجسمه‌سازی که چندی پیش انجمن شاعران برگزار کرد متوجه شدم که مزار طاهره صفارزاده نبش قبر شده است.
 
وی افزود: زمانی که طاهره صفارزاده درگذشت؛ خانواده وی تلاش کردند که پیکر این شاعر را در امامزاده صالح (ع) به خاک بسپارند. البته همان زمان وقتی که برادر این شاعر با تولیت امامزاده صحبت کرد متوجه شد که آنها شناخت چندانی از خواهرش ندارند؛ اما بعد از این به سفارش رهبر معظم انقلاب اسلامی جایی در زیرزمین امامزاده صالح (ع) به شاعر طنین در دلتا اختصاص پیدا کرده، به تازگی متوجه شدیم که بدون اجازه خانواده این شاعر، پیکر صفارزاده از قبر بیرون آوردند و کس دیگری در آنجا دفن کردند.
 
این شاعر اظهار داشت: تا آنجا که من اطلاع دارم، قرار بر این است که پیکر این شاعر به محل ولادت وی یعنی سیرجان منتقل شود و در آنجا جایگاه مشخصی برای آن در نظر بگیرند. البته از شب گذشته تا به حال تلاش کردم که با برادر صفارزاده تماس بگیرم و بپرسم که عاقبت کار چه شده؛ اما وی تا به این لحظه پاسخگوی تماس من نبوده است.
 
راکعی در بخش دیگری از سخنانش  با یادآوری این که چهارم آبان ماه با سالگرد درگذشت طاهره صفارزاده مصادف شده است، گفت: صفارزاده در پاییز آمد و در پاییز رفت؛ وی 72 سال در دنیای ما زندگی کرد و زندگی پربار و پرانرژی داشت.
 
وی افزود: صفارزاده 72 ساله دارای تحجد و ذکر طولانی بود و در این امر به درجه‌ای رسید که فکر می‌کرد، اگر دعا کند دعایش مستجاب می‌شود. از نظر من صفارزاده در شعر و شخصیت، ممتاز است؛ زیرا شخصیتی چند بعدی در شعر، فرهنگ، علم، آموزش و پژوهش داشته است.
 
راکعی ادامه داد: عنوان «همیشه در راه ...» را برای این نشست انتخاب کردیم؛ چرا که طاهره صفارزاده اشعار زیادی در مورد انتظار دارد. البته این انتظار همراه با رکود نیست و بر خلاف نظر برخی از افراد همراه با تکاپو و حرکت است.
 
وی گفت: این حرکت را در سراسر زندگی توام با فراز و نشیب صفارزاده می‌بینیم؛ به طور مثال وی در کودکی در اعتراض به فاصله کارگران و کارمندان شرکت نفت، اعتراضی کرد که منجر به مشکلات پیش آمده میان وی و ساواک شد.
 
راکعی اظهار داشت: درباره بازگشت صفارزاده به ایران هم باید بگویم، وی سال 1350 به ایران برگشت در آن زمان اساتید ترجمه کشور کم بودند. به خواست مدیران گروه ادبیات، برای تدریس ترجمه و نقد ترجمه به دانشگاه شهید بهشتی دعوت شد. البته امروز نیز اگرچه کلاس‌های متعددی برای آموزش نقد ترجمه برگزار می‌شود اما ما یک کانون ترجمه نداریم.
 
وی ادامه داد: صفارزاده در واقع برگزار کننده نخستین نقد ادبی ترجمه در کشور بود. وی در سال 1358 ازدواج می‌کند و این زندگی مشترک تا پایان زندگی همسرش ادامه داشت. صفارزاده در طول زندگی‌اش به مطالعه جدی قرآن پرداخت و این مراجعات و مطالعات دقیق باعث شد که وی افتخارات خاصی را در زمینه قرآن پژوهی به خود اختصاص دهد. از آن جمله می‌توان به نگارش قرآن حکیم به دو زبان فارسی و انگلیسی اشاره کرد.
 
راکعی تصریح کرد: در سال 1359 برخی از گروه‌ها با تدریس زبان انگلیسی به شکل عام مخالفت می‌کردند و صفارزاده با این مسئله مشکل داشت و مقالات انتقادی در این زمینه نوشت. متعاقب این مقالات از سوی ستاد انقلاب فرهنگی از صفارزاده دعوت به عمل آمد که با این ستاد همکاری کند و برای اولین بار برای کلیه رشته‌های دانشگاهی کتاب‌های زبان تخصصی به زبان‌هایی چون روسی، آلمانی و انگلیسی منتشر و تدریس شد.
 
وی افزود: در اوایل سال 1370 که برای تحصیلات عالیه به کشور انگلیس رفته بود، هفته فرهنگی ایران در این کشور برگزار شد و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز از من دعوت کرد که به عنوان یک شاعر ایرانی به شهرهای لندن، منچستر و گلاسکو بروم. من که می‌دانستم صفارزاده و همسرش در لندن به سر می‌بردند، مصمم بودم که در آنجا این شاعر را ببینم و به عیادت همسرش بروم.
 
راکعی اظهار داشت: در دیدار اول متوجه شدم که صفارزاده مجموعه زیادی از کتاب و قلم با خود برده. وی از نظر روحی بسیار تنها بود؛ اصرار می‌کرد که نروم و کنارش بمانم. البته من به دلیل مشغله‌های متعدد مجبور به برگشت بودم اما زمانی که متوجه شد، قصد برگشت دارم کارهایی را که برای انتشارات سمت ادیت کرده بود و به من داد. او به انقلاب ایران بسیار پایبند بود و گویا تصویرهای انقلاب از دید صفارزاده شعر بودند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید