تصویر برگزیده

بهمنی

مداحان باید موسیقی درونی كلمه‌ها را بشناسند

آرتنا: محمدعلی بهمنی گفت: اغلب مداحان، اشعار خود را یكنواخت می‌خوانند و تنها تلاش می‌كنند تا از مخاطبانشان اشك بگیرند. در حالی كه معتقدم باید موسیقی درونی كلمه‌ها را بشناسند.

محمدعلی بهمنی، شاعر غزل‌سرای كشور، با بیان اینكه در شكل غزل و مثنوی آثار عاشورایی خوبی خلق شده است، اظهار كرد: در گذشته و در ادبیات معاصر اشعار عاشورایی بسیاری سروده شده كه خیلی از این اشعار به شكل غزل بوده‌اند.
 
وی ادامه داد: مسئله اینجاست كه كسی كه ملودی برای این اشعار  تنظیم می كند و یا مداحی می‌كند، شایستگی درون كلمه را حس كند. كلمات موسیقی دارند و اگر خلاف آن موسیقی خوانده شوند، دلنشینی خود را از دست می‌دهند. اگر مداحی، دو غزل عاشورایی را با یك صوت بخواند، در حق یكی از آن‌ها بی رحمی كرده است.
 
بهمنی با تاكید بر اینكه مداحانی كه كلمات اشعار عاشورایی را به درستی بخوانند، كم هستند، عنوان كرد: اغلب مداحان، اشعار خود را یكنواخت می‌خوانند و تنها تلاش می كنند تا از مخاطبانشان اشك بگیرند. عشق كربلا را آفریده است و به همین دلیل هم تاكید دارم كه مداحان باید موسیقی درونی كلمه‌ها را بشناسند.
 
این شاعر كشور خاطرنشان كرد: مداحان باید هم شناخت ادبی صحیح و كاملی داشته باشند و هم فرهنگ و تاریخ عاشورا را به درستی بشناسند و تنها به توانایی خود در خواندن اكتفا نكنند.
 
وی در معرفی آثار عاشورایی خواندنی نیز گفت: اشعار عاشورایی سعید بیابانكی از جمله آثار خوبی است كه علاقه‌مندان می‌توانند به سراغ آن بروند. مجموعه های عاشورایی مانند «نامه‌های كوفی» از جمله آثار با ارزش این شاعر هستند و در این مجموعه ها اشعار عاشورایی خواندنی وجود دارد.
 
محمدعلی بهمنی (زادهٔ ۲۷ فروردین ۱۳۲۱ در دزفول)، شاعر و غزل‌سرای ایرانی است. بسیاری بر این عقیده‌اند كه غزل‌های او وام‌دار سبك و سیاق نیما یوشیج است. نخستین شعر بهمنی در سال ۱۳۳۰، یعنی زمانی كه او تنها ۹ سال داشت، به چاپ رسید.
 
محمدعلی بهمنی از ترانه‌سرایان انقلاب اسلامی به شمار می‌رود،‌ شعرهای او سرشار از مضامین عاشقانه،‌ اجتماعی و مذهبی است،‌ در شعرهای مذهبی بهمنی عاشورا تجلی دیگری دارد و در واژه واژه آن می‌توان مفهوم عاشورا را به نظاره نشست. 
 
تا گلو گریه كند بغض فراهم شده است
چشم ها بس كه مطهر شده زمزم شده است
 
نه فقط شاعر این شعر سیه پوشیده است
واژه هایش همه همرنگ محرم شده است
 
هفت سال است كه مهمان شهیدانی و عشق
هفت قرن است كه بی مرهم و محرم شده است
 
تو چه رازی كه عزادار توایم و چون نور
به جهان روح حضور تو مسلم شده است
 
همه سو شور حسینی و خمینی ست ببین
جذبه كرب و بلارا كه مجسم شده است
 
من نه مداحم و نه مرثیه سازم، اما
سرفراز آنكه به توفان شما خم شده است
 
****
 
نتوان گفت كه این قافله وا می‌ماند
خسته و خفته از این خیل جدا می‌ماند
 
این رهی نیست كه از خاطره‌اش یاد كنی
این سفر همراه تاریخ به جا می‌ماند
 
دانه و دام در این راه فراوان اما
مرغ دل سیر ز هر دام رها می‌ماند
 
می رسیم آخر و افسانه وا ماندن ما
همچو داغی به دل حادثه‌ها می ماند
 
بی صداتر ز سكوتیم‌، ولی گاه خروش
نعره ماست كه در گوش شما می ماند
 
بروید ای دلتان نیمه كه در شیوه ما
مرد در هر چه ستم هرچه بلا می ماند

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید