تصویر برگزیده

آغاز پخش سریال معمای شاه ؛

یک مجموعه تاریخی؛ هزار اما و اگر

آرتنا: حتما حکایت آن پدر و پسر را شنیده اید که سوار بر خری از مسیری می گذشتند و مردم در راه فریاد وااسفا سردادند که ای وای خر بیچاره چگونه می تواند این همه وزن را تحمل کند و... حکایت امروز تلویزیون داستان همان پدر و پسر است.

«معمای شاه» سریال الف ویژه ای است که بنا به گفته کارگردان آن  محمدرضا ورزی از اواخر سال 82  تحقیق و نگارش آن آغاز و سپس در سال 91 تولید این سریال عظیم کلید زده شد. این سریال که روایتگر تاریخ معاصر کشور ماست از ابتدا طرحی جسورانه بوده است چرا که ورود به ساخت مجموعه های تاریخی، فی نفسه کاری دشوار به حساب می آید. حال بیان داستانی را تصور کنید که گروه زیادی از مردم آن را به یاد می آورند. این حافظه شفاهی جمعی کار را به مراتب سخت تر و سخت تر خواهد کرد. به همین دلیل به عقیده بسیاری ورود به این بخش از تاریخ خود به خود حرکتی جسورانه و شایان تقدیر است.

از سوی دیگر «معمای شاه» در سه فاز و به منظور بیان قریب به 40 سال از تاریخ کشورمان کلید زده شد. سال هایی پر تب و تاب و تاثیر گذار در تاریخ کشورکه در آن تعداد زیادی از چهره های سرشناس سیاسی، مذهبی، اجتماعی و فرهنگی در داخل و خارج نقش های غیرقابل انکاری داشته اند. نگاه به نقش هر یک از این افراد، خود یک پروژه عظیم برای یک سریال تلویزیونی است. بنابراین نویسندگان از همان ابتدا داستان را از دید یک خانواده متوسط تحصیل کرده که از سیاست دانسته هایی دارند، روایت می کند.

دکتر علی عسگری در بازدید از پروژه «معمای شاه» به این نکته اشاره کرد که «ماموریت رسانه ملی در تولید سریال های تاریخی همانا هویت بخشی به نسل های امروزی است». وی در این بازدید تاکید می کند: «اگر چه افراد سالخورده خفقان، فساد و استبداد رژیم منحط پهلوی را به یاد دارند ولی نسل جدید از آن دوران تصویر ذهنی ندارند و وظیفه ماست تا به روشنگری تاریخ انقلاب و دلایل مبارزات آن دوران بپردازیم». به باور بسیاری «معمای شاه» بسیاری را وادار کرد تا کتب تاریخ را ورق بزنند و به دورانی که سلطنت طلبان آن را طلایی می خوانند و مردم عادی آن را ننگین، نگاهی دوباره بیندازند.

به این سریال عظیم نقدهای متعددی شد؛ یکی از بار دراماتیکی آن انتقاد کرد، دیگری تحقیقات پژوهشی، آن یکی گفت فساد دوران پهلوی بدآموزی دارد و نفر بعد گفت مگر دوران سلطنت شاه و پدرش این طور بود. به عبارت دیگر به همان اندازه که این سریال بزرگ بود انتقادها و تعریف ها هم زیاد، که مجالی برای پرداختن به این همه نیست.

اما پخش هر شبی این سریال موضوع دیگری است که به محض اطلاع رسانی، خوراک برخی رسانه های منتقد تلویزیون شد و یادآور همان پدر و پسر خرسوار. نوشتند تلویزیون با پخش هر شبی این سریال می خواهد پرونده این مجموعه را ببندد. یکی در این میان نمی پرسد خوب دوست عزیز آیا اتمام یک پروژه بزرگ بد است؟!! پروژه باید تا بی نهایت ادامه پیدا کند؟!!!

گفتند نمایش هر شبی تلویزیون نشان از آن دارد که تلویزیون یا سریال ندارد، یا سریال خوب ندارد، یا این سریال را دوست ندارد و یا.... ریزش مخاطب کلید واژه ای بود که منتقدان رسانه پس از سخنان دکتر میرباقری معاون سیما، در زمان اعلام خبر پخش هر شبی «معمای شاه» در مقابل خبرنگاران اظهار کرد. در حالی که سخنان معاون سازمان یک اصل کارشناسی در دنیای مخاطب شناسی تلویزیون است.

 امروزه کارشناسان رسانه در دنیا، بهترین نوع پخش سریال را به صورت شبانه و با تکرار روزانه می دانند. چرا که معتقدند پخش های هفتگی قادر نیست مخاطب امروزی را «که رسانه های متعددی را برای سرگرمی در دسترس دارد» حفظ نماید. به عقیده بسیاری از کارشناسان، مخاطب هفتگی تلویزیون دیگر وجود ندارد و باید بیننده امروزی را به صورت مستمر در اختیار داشت. این موضوع نه برای سریال «معمای شاه» که برای تمام مجموعه های نمایشی تلویزیونی مصداق دارد.

سخن آخر اینکه «معمای شاه» برای متولدین دهه های 40 و 50 (و قبل تر) یادآور خاطرات مبارزات مردم ایران در دوران پهلوی و برای متولدین دهه های 60 و 70 کنکاش این موضوع است؛ که چرا ملت ایران یکپارچه قیام کردند و خواستار عزل سلطنت از یک سو و استقرار جمهوری اسلامی شدند. شاید دلیل اصلی تمام این سوالات و ریز بینی ها فقط پاسخگویی به همین سوالات است که ما را هر شب در مقابل صفحه نقره ای می نشاند و درس تاریخ را یک بار دیگر با ما مرور می کند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید