خبرگزاری هنر - آرتنا
تصویر برگزیده

رقیه متدین؛

ستی: عشق یا جنایت

آرتنا: یکی از کارکردهای ادبیات،تلطیف پدیده هاست. در این مقاله به بازتاب ستی(سوزاندن زن بیوه همراه جسد شوهر)در سبک هندی در شعر امیر خسرو و صائب می پردازیم.

یکی از کارکردهای ادبیات،تلطیف پدیده هاست. در این مقاله به بازتاب ستی(سوزاندن زن بیوه همراه جسد شوهر)در سبک هندی در شعر امیر خسرو و صائب می پردازیم.

کلید واژه= ستی، سبک هندی، امیر خسرو، صائب

ادبيات يك شاخة مهم از هنر است. آثار ادبي همواره محصول شرايط اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جامعه است بديهي است كه هنرمند نيز به عنوان يك فرد تحت تأثير محيط اجتماعي و طبيعي و آداب و سنن و آرمانهاي جامعه خويش قرار گرفته و آثارش تجلي نمودهاي طبيعي و اجتماعي است. با اندك دقتي در آثار چهره‌هاي ادب و هنر معلوم مي‌شود كه آنان تحت تأثير جامعه و مقتضيات اقتصادي، سياسي و تحولات فكري و فرهنگي آن بوده‌اند و از جامعه الهام گرفته و به شيوه‌اي خاص فرهنگ جامعه را در آثار خويش منعكس ساخته‌اند و راز موفقيت آنها در تطابق تمايلات و ذوق آنها با تمايلات و ذوق مردمي كه در آن محيط زندگي مي‌كرده‌اند، نهفته است. به تعبير دوبونالد De Bonald ادبيات تعبيري است از اجتماع. منظور از اين عبارت بديهي آن است كه ادبيات در هر روزگاري بازتابي است از شرايط اجتماعي و نمايندة روحيات و فراز و نشيب‌هاي اجتماعي و سياسي آن دوره كه همراه با تحولات و دگرگونيهاي اجتماعي تغيير پيدا مي‌كند. دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن مي‌گويد ادبيات بيان كمبودهاي زندگي است. بشر دامن ادبيات را به افق خاكي خويش وصله كرده است تا احساس تنگ نفس نكند. بشر موجودي است كه پاي‌بند جسم و پاي‌بند زندگي خاكي خويش است ليكن روح او ميل به پرواز به بيكرانها دارد و مي‌خواهد بر همه كائنات محيط شود. در اين كشمكش جانفرسا بشر به قوة تخيل، دنياي مورد تمنايش را مي‌سازد و لاجرم ادبيات كه مولود اين نياز روحي است هم از دنياي آرماني سخن مي‌گويد و هم از زشتي‌ها و واقعيت‌هاي تلخ و شيرين دنياي ملموس و جهان اطرافش، ولاديمير ژدانف در سال 1956 معتقد است ادبيات را بايد در پيوند جدايي‌ناپذير با زندگي اجتماعي بر پاية زيربناي عوامل تاريخي و اجتماعي كه بر نويسنده تأثير گذاشته‌اند، درنظر گرفت. او اين ديدگاه كه هر واحدي را مستقل و منفرد مي‌داند ذهني و خودسرانه خواند و آن را رد كرد. نتيجه روش او اين بود كه ميزان وفاداري اثر در بازنمايي واقعيت با تمام پيچيدگي آن، نخستين معيار اثر هنري است.

در دوره ی صفوی که شاعران زیادی سفر به هند را تجربه کرده و گاهی تا پایان عمر در آنجا اقامت کرده اند می توانیم تأثیر شرایط اجتماعی هند را در شعر آنان ردیابی کنیم .در این مقاله به بازتاب «ستی» (سوزاندن زن بیوه همراه جسد شوهر، زن سوزانده شده با جسد همسر) در شعر صائب و امیر خسرو می‌پردازیم.

ستی از رسوم رایج میان هندوان بود این امر باعث شد بسیاری از شاعران این دوره به اشاره و اختصار از رسم ستی سخن برانند برخی نیز آن را به صورت یک اثر مستقل (ستی نامه) به نظم کشیده‌اند مانند نوعی خبوشانی و مجرم کشمیری.

نوعی اگر چه در هر صنف شعری چیره دستی تام داشته اما مثنوی «سوز و گداز» از مهم‌ترین آثار او محسوب می‌شود و می‌توان آن را ستی نامة اول فارسی نامید. شاعر در این مثنوی بیان می کند که اکبر شاه وی را به وسیلة پیک خاص به حضور طلبیده و خستگی خود را از تکرار قصه‌های کهنه مانند گل و بلبل، پروانه و شمع، فرهاد و شیرین و لیلی و مجنون اظهار نموده و ابراز کرده باید با افسانه های تازه آشنا شد و در هندوستان پی قصص نو گردید و از نوعی خواسته داستانی تا موضوعی تازه و دردناک به رشتة نظم درآورد و شاعر به خوبی از عهدة این کار برآمده است.

مجرم کشمیری نیز داستان واقعی ستی زمان خود را نظم کرده و ستی نامه نامیده است.

دربارة آغاز این رسم زمان دقیقی در دست نیست «در عصر ودایی از 1500 تا 800 ق م. ظاهراً ستی ( sati ) معمول نبوده و زنان دارای آزادی وسیعی بوده‌اند. در مهابهارات داستانی هست که «مادری»madri  زن دوم «راجه پاندو» خود را با میل و رغبت با جسد شوهرش سوزانید ولی بنابه عقیده پ.ن. بوس Bose اولین مورد ستی که می‌توان آن را معتبر دانست، در نوشته های اریستوبول Aristobule منعکس است. که می‌گوید در شعر تاکسیلا Taxila شنیده است که از این عادت غریب و عجیب محلی گفت و گو می‌کردند.

ظاهراً زنان را از این کار گریزی نبوده است ولی موارد آنان متفاوت بوده است. برخی با شنیدن خبر مرگ همسر جان به جان آفرین تسلیم می‌کردند و برخی با علاقه و بعضی به اجبار گام به كام آتش می‌نهادند.

زنده ماندن پس از مرگ شوهر بسیار دردناک و طاقت فرسا بود به گونه‌ای که مرگ بر آن ترجیح داشت. زنان اگر زنده می‌ماندند حق نداشتند از زیور آلات یا البسة ظریف و نازک و رنگی استفاده کنند. نمی‌توانستند در مراسم جشن و شادی شرکت کنند. از بوسیدن صورت نوزاد و بغل کردن او محروم بودند . مجبور بودند یک پارچة خشن سفید با طول بیش از پنج متر و عرض یک متر و ربع دور بدنشان بپیچند و موهای سرخود را همیشه تراشیده نگاه دارند. به آنها اجازه داده نمی‌شد با مردهای خانواده یا زنان شوهردار بنشینند و غذا بخورند. غذایشان بسیار ساده و پس ماندة افراد خانواده بود. بیشتر کنار رودخانه‌ها مخصوصاً رود گنگ آلونکی مي‌ساختند و از غذاهای نذری که مردم به آنها می دادند تغذیه می‌کردند. طائفه‌ای از برهمنان زن بیوه را نصیحت می‌کردند که ازدواج تنها اتصال دو جسم نیست بلکه یک پیوند روحی است و رشتة زناشویی هیچ‌وقت گسیخته نمی‌شود اگر تو خود را با نعش شوهر نسوزانی روح شوهرت در عذاب خواهد ماند و تو مورد نفرین و لعنت همه کس قرار خواهی گرفت. ولی اگر خود را به آتش بسپاری تا ابد با او مسرور خواهی بود. به زنی که خود را با نعش شوهرش می‌سوزاند "ستی" می‌گفتند که از کلمة سنسکریت  به معنای خالص و بی‌آلایش می‌آید. هندوها ستی را مانند الهه می پرستیدند و بهشت برین را مقام وی می‌دانستند معتقد بودند که برای ستی در بهشت برین هر نعمتی جز ماست موجود است و به همین دلیل قبل از سوزاندن وی به او مقداری ماست می‌خوراندند. سپس دست و پاهایش را حنا می‌بستند و بلاق (حلقة پره بینی) در بینی اش می‌آویختند که نشان عفت و پاکیزگی باشد، لباس نو می‌پوشاندند، با انواع عطرها، غازه، سرمه، وسمه، سرخاب و زیور آلات می‌آراستند بعد نعش شوهر را روی نردبانی خوابانده با طناب می‌بستند و زن در عقب جسد بر اسبی با ساز و برگ مرصع و زین مطلا سوار می‌شد. در حالیکه نارگیلی در دست گرفته در هوا پرانده با دست دیگر می‌گرفت. وقتی به محل موعود می‌رسیدند نعش را روی سکو و زن را در کلبه‌ای نگه می‌داشتند و اطرافیان پیغام یا هدایایی برای درگذشتگان خود به وی می‌دادند. توده هیزمی آماده می‌کردند و جلوی آن پرده‌ای می‌کشیدند تا بیوه زن با دیدن گرما و سوزش شعله‌ها از تصمیم خود صرف نظر نکند و قبل از نشستن در میان هیزم بر تن او لباس زیاد که با آب مقدس رود گنگ خیس شده بود ، می‌پوشاندند. زنها در میان تودة هیزم می‌نشستند و سرشوهر را در دامان می‌گذاشتند و برخی او رادر آغوش گرفته، می‌خوابیدند :

همچو هندوزن کسی در عاشقی مردانه نیست    سوختن بر شمع مرده کار هر پروانه نیست

 رسم ستی در تمام طبقات هندوها وجود نداشت بلکه میان برهمنان و طبقة جنگ پیشگان و راجپوت‌ها معمول بود. جلال‌الدین اکبر شاه (963-1014 هجری) اولین کسی بود که می‌خواست این رسم را ازمیان بردارد ولی هندوها مانع شدند و این امر را دخالت در امور دینی پنداشتند. پس از انقراض تيموریان هند (1765 میلادی) انگلیسی‌ها پس از تسلط خود قانونی تصویب نموده این رسم را ممنوع ساختند. گویند قبل از این قانون تنها در بنگال بعضی سالها بیش از 800 نفر زنان بیوه را با جسد شوهران متوفای آنها زنده زنده می‌سوختند. این رسم ناخوشایند که برخاسته از دیدی نابرابر و غیر منصفانه به زن در یک جامعه‌ی سنتی است در ادبیات نه تنها نکوهش نشده بلکه از منظر شاعر تلطیف شده و بعدی عاشقانه یافته است و هرجا بخواهد صحت ادعای عاشق و میزان وفاداری او را بسنجد به عنوان بالاترین مرحله‌ی پاکبازی و جان فشانی به ستی اشاره می‌کند و آن را نشانه‌ی عشق و محبت می‌داند:

آتش عشق ز خاکستر هند است بلند/   زن در این شعله ستان ‌بر سرشوهر سوزد     ( صائب)

ونماد عاشق در مقابل زاهد می‌شود:

اندرآن‌مجلس که خود را زنده سوزند اهل عشق / ای بسا مردخدا کاوکمتر از هندوزنی است  ( امیرخسرو)

بالاترین درجه‌ی عشق و و فداکاری است و تنها می‌توان از محضر وی آموخت :

مردن از دوستی، ای دوست، ز هندو آموز / زنده در آتش سوزان شدن آسان نبود               (امیر خسرو)

ونشانة صحت ادعای زن در عشق و وفاداری است :

دعوی عشق کرده‌ای خسرو بیایدت /   چون هندوان در آتش غم زنده سوختن                  (امیر خسرو)

سوختن، شرط اصلی ورود به کیش عشق است:

عاشقان درروش عشق مسلمان نشوند/  که نه در سوختن خویش چو هندو باشند               (امیر خسرو)

عاشق تمنای سوختن در آتش عشق را دارد :

هندوان را زنده سوزند، این چنین مرده مسوز

                                         بنده خسرو را که ترک است آخروهندوی توست             (امیرخسرو )

صائب آن را جان فشانی در ره دوست می‌شمارد وبا دلسوزی دوستان در ایران مقایسه می‌کند:

زنده می‌سوزد بر ای مرده در هندوستان / دل نمی‌سوزد در این کشور به هم احباب را           (صائب)

زنده می‌سوزد برای مرده در هندوستان / دل نمی‌سوزد در این کشور عزیزان را به هم           (صائب)

و این نگاهی صرفاً ادبی است فارغ از جنبه های روان شناختی،جامعه شناسی،مذهبی و . . . .

و در آخر یک پرسش این نگرش عاشقانه است یا بی رحمانه؟

 

منابع و مآخذ

جعفری، یونس، ارمغان ادبی،تهران،انتشارات دانشگاه تهران،1376

حکمت، علی اصغر، سرزمین هند ،تهران،چاپخانه دانشگاه،1377

خسرو،دیوان،تصحیح محمد روشن،تهران،انتشارات نگاه،چاپ اول،1380

دار اشکوه ،محمد، اوپانیشاد ،به اهتمام دکتر تاراچند و محمد رضا جلالی دهلوی،امیر

صائب تبریزی، دیوان به تصحیح محمد قهرمان، تهران، انتشارات علمی وفرهنگی، چاپ چهارم، 1383

گريس، ويليام جي. ادبيات و بازتاب آن، ترجمه بهروز عزب دفتری، تهران، انتشارات آگاه، چاپ اول، 1363

مبارک علامی، ابوالفضل، آیین اکبری، لکنهو(هند)، مطبع منشی نول کشور، 1882-1881 (چاپ سنگی)

نائینی،تهران،انتشارات تابان،چاپ اول ستوده، هدايت‌الله، جامعه‌شناسي در ادبيات فارسي، تهران، آوای نور، چاپ دوم، 1381

نوعی خبوشانی، سوز و گداز، تصحیح امیر حسن عابدی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، 1348

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید