خبرگزاری هنر - آرتنا
خبرنگار افتخاری شوید

خبرنگار افتخاری آرتنا شوید

گلایه های یک خواننده پاپ:

معضلات برگزاری کنسرت موسیقی در شهرما

آرتنا: محسن مرعشی:نسل جوان امروز ما دچار نوسان سلیقه شده اند و به گفته ی بزرگان عرصه ی موسیقی سطح سلیقه در این مورد بسیار پایین آمده است!

به گزارش سرویس موسیقی و استان های«آرتنا»، سیدمحسن مرعشی یادداشتی گله مند در باب اجرای کنسرت اخیر خویش در آمل به رشته تحریر درآورده که این خبرگزاری با توجه به رسالت رسانه ای خویش آن را به اطلاع هنرمندان و هنردوستان و مسئولین محترم هنری می رساند. لازم به توضیح است که با احترام به این هنرمند ارجمند، درج این یادداشت به معنای تایید بخشی یا تمام آن توسط این رسانه نمی باشد.

به نام یکتا خالق هستی، آفریدگار هنر و هنرمند که خود ذات هنر است و خود تنها هنرمند ولا هو الا هو.

هنر واژه ی مقدسی است و بالطبع هنرمند رسالتی فرا زمینی و عاشقانه از جنس آسمان دارد. اهل هنر _ از هر نوع آن _ می تواند فرهنگ یک جامعه را دستخوش تغییر قرار دهد. حال اگر در جایگاه واقعی و انسانی آن قرار گیرد، بینش و منش مردم شکوفا خواهد شد و سیر صعودی خواهد داشت. و بالعکس اگر در جایگاه پست و فرومایه قرار گیرد، جامعه را به زوال خواهد برد و به انحطاط خواهد کشاند!

پس بی شک هنرمند وظیفه ی سنگین و بزرگی دارد و گاه می تواند بر تمامی تفکرات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی جامعه ی زمان خود، تأثیر غالب ایجاد کند.

به عقیده ی بنده در هر جامعه هر گاه هنر در جایگاه والای آن قرار گیرد، جهل و نادانی از مردم دور خواهد شد و جامعه به تعالی خواهد رسید و تردیدی نیست که اگر در جامعه ای، خرافات و باورهای باطل و جاهلانه، دروغ و خودشیفتگی، اقتصاد متزلزل و سیاست نادرست و ناکارآمد وجود دارد، هنر ناب از آن جامعه رخت بربسته است!

پس باید برای پاسداشت واژه ی عارفانه و عاشقانه ی هنر کوشید و این مهم انجام نخواهد پذیرفت مگر با حمایت و قدرشناسی از هنرمندان مختلف عرصه های هنری.

و اما در حاشیه ی برگزاری کنسرت اخیرم در آمل، با توجه به احساسات هنرمندانه ام و نیز یکی بودن دل و زبانم ، نیاز به بیان مطالبی را احساس کردم...

در این چهل و یک سالی که میهمان این کره ی خاکی می باشم، دیده ام که در جامعه خودمان هر مشکل و ایرادی ظهور پیدا میکند، غالبا مردم  آن را به مسئولین و کرسی نشینان دولتی و سیاسی می چسبانند! گرچه در موارد بسیاری از این برچسب ها درست بوده و به خاطر عدم درایت برخی مسئولین ، هنر این مرز و بوم دچار چالش سختی گردیده است، اما باید اعتراف کنم با وجود عدم وابستگی بنده به هر طیف و جناح و تفکرات سیاسی و ایدئولوژیک، در اجرای این کنسرت، همه ی مسئولین با بنده همکاری تمام و کمال داشته اند. از اداره ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مازندران، نیروی انتظامی و اماکن استان و شهرستان آمل، دفتر امام جمعه ی محترم شهرستان آمل، فرمانداری ویژه، شهرداری و برخی از اعضای محترم شورای اسلامی شهرستان آمل، سازمان آرامستان تا اداره ی فرهنگ و هنر شهرستان آمل به ریاست دکتر محمد محمدی، مرد بادرایت و با کفایت این اداره ی محترم.

و اما گله ی بنده از مدعیان و اهالی فرهنگ و هنر می باشد! از همان دوستان و رفقایی که داعیه ی هنر متعالی دارند، اما به هنگام حمایت از آن دچار تزلزل می شوند! در حرف زدن و سخنرانی های فرهنگی ید طولایی دارند و اما در مقام عمل در پستوها می خزند! از دانشگاههایی که به اصطلاح قرار است به هنر شهر و کشور خدمت کنند و درآمدهای آنچنانی شان بر کسی پوشیده نیست، اما در زمان حمایت احتمالی مادی آنهم به صورت خرید بلیت کنسرت، از عدم بودجه و مشکلات مالی، می گریند! از آموزش و پرورشی که باید فرزندان این مرز و بوم را با هنر آشنا کرده تا موجبات پیشرفت این سرزمین کهن و تاریخی را رقم بزنند، اما دریغ از آموزشهای هنری، چه رسد به پرورش! آموزش و پرورشی که برای هنرمند شهرو کشور خود جهت حمایت پیشقدم نمی شود، چگونه میتواند این فرهنگ را در ذهن دانش آموز خود نهادینه کند؟! از برخی اعضای شورای اسلامی شهرستان که گویا از خاطر برده اند که با رأی مردم و برای مدت زمانی محدود صاحب این جایگاه شدند  و بعضا در نشستهای رودررو چاکر و مخلص میشوند و از به به و چه چه آنها در باب هنر گوش فلک کر می شود، اما پشت سر، آن کار دیگر می کنند! کسانی که فراموش کرده اند بودجه ی فرهنگی هر شهر، متعلق به مردم آن شهر است، نه اینکه جو گیر شوند و برای حضور دیگر هنرمندان  کاسه های داغ تر از آش شوند و به هنرمندان شهر خود که می رسند، با کلی منت حمایتی را اعلام کنند و پس از چند ماه بازی با اعتبار هنرمند و مثل توپ فوتبال هنرمند را به این اداره و آن سازمان پاسکاری کردن، وی را از دریافت همان چندرغاز حمایت مالی هم منصرف کنند و خانه نشینش  نمایند!  از مسئولین تنها سالن نسبتا مجهزی که ظاهرا قرار است بار هنری هنرمندان شهر و کشور را در آمل به دوش بکشد، اما متأسفانه با بی خردی و رفتار ناشایست مدیرانش با هنرمندان، تیشه به ریشه ی هنر این شهر و کشور می زنند! ازبرخی متمولین و روشنفکر نماها و صاحبان شرکت های تجاری میلیاردی  که غالبا جهت عقب نماندن از قافله ، داعیه ی دلواپسی هنری و هنردوست بودن دارند، اما دریغ از حمایت که وقتی پای پشتیبانی از اهل هنر میرسد پا پس می کشند! از برخی از تشکل های هنری عرصه های مختلف که در برگزاری برنامه های هنری پر سر و صدا و دهن پر کن جهت منافع شخصی یکه تازند و گوی سبقت را از رقبا می ربایند، اما به هنگام حمایت و حضور در سالنهایی که نیاز به هزینه ی ریالی و تومانی دارد، عقب می نشینند و در تصویر دیده نمی شوند! از تعریف و تمجیدهای برخی مردم به ظاهر هنر دوست که وقتی کار رایگان جهت اجرا وجود دارد، چنان حمایت و همکاری از آنان دیده می شود که صندلی های بزرگترین سالنها هم برایشان کم می آید و زمانی که بار مالی وجود دارد، پشت هنرمند را خالی می کنند! و از همه ی به ظاهر دوستانی که جز به منافع مالی نمی اندیشند و در دقایق حساس ضربه های کاری و غیرقابل جبران وارد می کنند!

البته گلایه ای که نوشتم در شرایطی است که حدود دو ماه از اجرای کنسرتم در سالن اریکه ی آریایی آمل گذشته و شکر حق صندلی های آن پر بود از علاقمندان به هنر و مشوقینی که داعیه ای نداشته و با حضورشان من و گروهم را دلگرم کردند...

گر چه نوع و سبک موسیقی من متفاوت است، از این جهت که ارکستراسیون پاپیولار است، اما  کلام کار از جنس اشعاری است که غالبا در موسیقی ایرانی و کلاسیک استفاده می شود! و شاید بدین سبب است که خودم هم هنوز نمی دانم که نام این موسیقی را چه باید بنامم و در چه ژانری قرار می گیرد؟! مخاطب جوان به لحاظ اشعار ثقیل نمی تواند با آن ارتباط برقرار کند و مخاطب میانسال و بالاتر به دلیل نوع سازبندی به خود اجازه ی حضور در چنین اجرایی را نمی دهد! و محور کارها بر پرده های ساز تنبور است  که جایگاه خاص و وزینی در موسیقی عرفانی و آیینی ما دارد و کاربردی در موسیقی پاپ نداشته است...!

باید از خود بپرسیم که چرا اینقدر سلیقه ی  نسل جوان ما محدود شده است؟! چرا توان درک به ظاهر متضادها را ندارد؟ آیا متولیان در این سالهای اخیر کم کاری کرده اند؟! آیا رسانه ها دچار نقصان در عرصه ی هنر بوده اند؟! آیا مدارس و دانشگاههای ما درموسیقی و پاسداشت این هنر والا و الهی، بسیار کم رنگ ظاهر شده اند؟! آیا سطح درآمد اقتصادی مردم در علاقه به مسائل هنری و ورود به ان مشکل ساز شده است؟!

به واقع چرا اینقدر سطحی شده ایم؟! آیا در سابقه ی فرهنگی خود زیاده روی کرده ایم؟! چرا اینقدر سطح سلیقه ی مخاطبین جوان ما نزول پیدا کرده است؟! آیا خوراکی از جامعه و روشنفکران  به آنها داده شده است که حالا توقع دریافت و بازخورد مثبت داریم؟!

موسیقی پاپ ما به کجا می رود؟ چرا خوانندگانی که در کارنامه ی کاریشان از اشعار فاخر و تکنیک های ناب خوانندگی استفاده می کنند، ترس از اجرای کنسرت دارند؟! چند نفر از خوانندگان پاپ حال حاضر ما میتوانند در همه جای ایران عزیز سالنهای کنسرتشان را بی دعوت پر کنند؟

آنچه به ذهن بنده ی حقیر با 29 سال فعالیت در عرصه ی هنر میرسد، خبر از فاجعه ای بس عمیق  می دهد که آرام آرام در حال سیر قهقرایی هستیم و دیری نخواهد پایید که خود را دست و پا بسته در دامان فرهنگ غیر خواهیم دید و .....

شاید هنوز برخی از ما نیاز به بازنگری رفتار فرهنگی خود داریم! شاید هنوز یاد نگرفته ایم مبلغی را به سبد فرهنگی ماهیانه ی خود اختصاص دهیم! هنوز نیاموختیم که میشود به عنوان کادو به دوستی، تابلوی نقاشی و تذهیب و یا کتابی خرید و هدیه کرد! شاید هنوز نمی دانیم که می توان برای تفریح به سالن تئاتر و موسیقی هم رفت و دوستانی را هم دراین حرکت شریک ساخت! و شاید اصلا نیازی حس نمی کنیم! و در جاهایی که می بایست این آموزشها و اندیشه ها  به ما آموخته می شد، نیازی احساس نشد! و شاید همین قصور سبب مشکلات و معضلات فرهنگی امروز جامعه ی ما گردیده است! جامعه ای که دارای پیشینه و فرهنگ چند هزار ساله است، اما ...

موسیقی و انتخاب آن برای مردم یک امر سلیقه ایست و نمی توان به زور بر کسی تحمیل کرد. و به این خاطر حق هر فردی است که از خواننده و موزیسینی که به آن علاقه دارد حمایت کند. و نسل جوان امروز ما دچار نوسان سلیقه شده اند و به گفته ی بزرگان عرصه ی موسیقی سطح سلیقه در این مورد بسیار پایین آمده است! و این نتیجه از مقابله با این نوع موسیقی در نگاه برخی مسئولین با جامعه، بوجود آمده است.

چرا هنر در آموزش و پرورش ما صرفا به یکی ، دو ساعت نقاشی و اوقات فراغت هفتگی بدل شده است؟! چرا نباید در مدارس درست اندیشیدن و هنرمندانه زیستن را فرزندانمان بیاموزند؟ چرا کتابی درسی در این زمین وجود ندارد که صرفا و بطور مستقیم به هنر و فرهنگ بپردازد؟! چرا هنر باید همیشه در حاشیه باشد؟!

امیدوارم به زودی روزی فرا رسد که همانند مردمان پیشرفته ی جهان _ همانهایی که در روزگار یکه تازی قدمای ایران عزیز در بربریت به سر می بردند، اما امروزه و با تکیه بر زیربنای مستحکم فرهنگی در کشورهایشان، در تمدنی مثال زدنی به سر می برند _  جامعه ی پر افتخار و با اخلاق ایران عزیز، با اتکا بر لطف و خواست حضرت حق سبحان و با همت خود و با تکیه بر فرهنگ و هنر اصیل  به بالاترین و رفیع ترین جایگاه اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و ... برسد.

و در پایان از دو دوست عزیزم، مهندس حسام ابراهیمی و دکتر مسعود تسلیمی که بی منت بخشی از بار مالی اجرای کنسرت را به جهت حمایت از هنر و فرهنگ به دوش کشیدند و نیز عزیزانم درشرکت محترم آوای مها که در برگزاری این کنسرت حقیر را یاری نمودند سپاسگزارم.

سید محسن مرعشی مرزنگو       بهمن 1395

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید