خبرگزاری هنر - آرتنا
خبرنگار افتخاری شوید

خبرنگار افتخاری آرتنا شوید

در پی انتشار گفتگوی آرتنا در باب آواز ایرانی؛

نقد مهدی حسن زاده بر نظرات سید علی حسینی

آرتنا: نقد از پایین به بالا که مشکل سازترین نقدهاست و حتی برای آحاد مردم نیز تبعات سنگینی دارد و مسیر را به گمراهی برده و نتیجه ای در حاصل کار ندارد، زیرا هیچ سازندگی پدید نمی آید.

به گزارش سرویس موسیقای «آرتنا»، مهدی حسن زاده نوایی، مدرس تار و سه تار و از هنرمندان فعال ساز ایرانی می باشد. پس از انتشار گفتگوی خبرگزاری آرتنا با سید علی حسینی؛ کارشناس ارشد ادبیات فارسی و دانشجوی موسیقی در باب آواز و موسیقی ایرانی، مهدی حسن زاده نقدی بر نظرات سید علی حسینی به رشته ی تحریر در آورده است که پس از معرفی ایشان از زبان خودش به مطالعه ی آن خواهیم پرداخت. قبل از ورود به بحث اصلی متذکر می گردد آنچه در این متن آمده است صرفا نقطه نظرات جناب حسن زاده نوایی بوده و در بسیاری از موارد مغایر نظرات این خبرگزاری نمی باشد:

ضمن تأکید بر این موضوع که خبرگزاری هنر ایران آماده ی انعکاس نظرات و انتقادات سازنده ی اهالی هنر در جهت اعتلا و آگاهی دوست داران هنر کشور عزیزمان می باشد.

مهدی حسن زاده نوایی اینگونه خود را معرفی می کند:

پدرم علاقه وافری به موسیقی ایرانی به ویژه ساز تار داشت و اغلب صدای موسیقی در منزل ما طنین انداز بود . آواز استاد قوامی و استاد بنان و استاد بدیع زاده و استاد شجریان فضایی را در خانه ایجاد کرد که من مشتاق به فراگیری موسیقی ایرانی شدم و پدر نیز مشتاق تر!
سفارش ایشان همیشه این بود:  مطالعه و فراگیری هنر جزو تکالیف زندگیتان باشد .
از این رو از سال شصت و نه،  فراگیری ساز تنبک را نزد استاد مجید طریقی آغاز نمودم و به مدت دو سال بهره های زیادی بردم .
سپس با راهنمایی های دو استاد گرانقدرم اقای احمد اباذری و زنده یاد حبیب نجفی نزد استاد جلال حیدری مشق تار را آغاز نمودم که به پیشنهاد ایشان در کنارش سه تار هم اموزش میدیدم.
من این سالهای اولیه اموزش موسیقی را هیچگاه فراموش نمی کنم، چون معتقدم استادان بسیار خوبی داشته ام و خود را مدیون آنها میدانم ..
سپس جهت فراگیری ردیف های آوازی و سازی موسیقی ایرانی نزد استاد مجید درخشانی و استاد داریوش پیرنیاکان رفتم که باید بگویم شیوه تدریس و مدیریت در کلاس را از این دو بزرگوار فرا گرفته ام .. نوازنده خوب بودن و معلم خوب بودن دو فایل جدا از هم می باشد .. و معتقدم هر نوازنده خوبی قرار نیست معلم خوبی هم باشد !

از فعالیت های هنری بنده اجراهای متعدد به صورت کنسرت و یا همایش ها و جشنواره های مختلف می باشد که در این مسیر افتخار همکاری با گروه هایی را داشته ام؛
راز مهر ، حنانه ، باربد ، ماهور ،  هزاردستان ، بیداد و نیما از جمله این گروه ها می باشند و همچنین در مؤسسات و اموزشگاه های موسیقی نیز به تدریس ساز تار و سه تار و سلفژ و صدا سازی مشغول میباشم .
اموزشگاه و موسساتی که افتخار همکاری دارم عبارتند از:
موسسه فرهنگی هنرهای زیبا ، موسسه فرهنگی بهارستان هنر، اموزشگاه موسیقی هزاردستان، موسسه فرهنگی استاد صبا در آمل و  نیز موسسه فرهنگی مهرگان در شهرستان محموداباد.

اما نقد این هنرمند بر مطالبی که توسط سید علی حسینی در باب موسیقی ایرانی مطرح گردید:

به نام خدا

ای که مهجوری عشاق روا میداری
عاشقان را زبر خویش جدا میداری
تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب
به امیدی که در این ره به خدا میداری
ساغر ما که حریفان دگر می نوشند
ما تحمل نکنیم ..ار تو روا میداری

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه تست
عِرض خود میبری و زحمت ما میداری
تو به تقصیر خود افتادی ازین در محروم
از که مینالی و فریاد چرا میداری
حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند
سعی نابرده چه امید عطا میداری

دکتر محمد منصورنژاد در کتاب پیش درامدی بر چیستی نقد میگوید:
"در سنت فلسفی از قدیم پدیده ها را از منظر علل چهارگانه زیر مورد بررسی قرار میدادند:
اول علت غایی ، دوم علت صوری ،  سوم علت مادی  و چهارم علت فاعلی."
مثلا در ساختن یک صندلی علت غایی نشستن افراد بر روی صندلی است و علت صوری آن شکل و قالب صندلی است و علت مادی آن اجزاء و مواد سازنده آن و علت فاعلی آن نجار است.
تعامل آدمیان در صنوف مختلف را هم می شود با این قالب بندی ، دسته بندی نمود:
علت غایی تعامل ادمیان
انسانها با یکدیگر با اهداف و مقاصد متفاوت و حتی گاه متعارض در ارتباطند .از جمله این اهداف می شود به هدف تخریب و آسیب و اثبات اشتباه دیگران با به کار بردن افترا ، سب ، لعن ، عیبجویی ، انتقام ، پرخاشگری ، اهانت ، شبهه افکنی و لجبازی در مناظره نام برد.

ممکن است تعامل با دیگران با غایت رشد و صلاح و اصلاح دیگران صورت پذیرد که در این مورد وعظ ،پند ، امر به معروف و نهی از منکر ابزار کار می باشد.

شاید هم تعامل به خاطر خودشیرینی و کسب جایگاه نداشته و ارتقاء درجه و شهره نمودن شخصیت نداشته ای باشد که با تملق و چاپلوسی و نفاق و تظاهر بخواهد به دست بیاید که معمولا جمله معروف این دسته این است که:
"خدا شاهد است اگر بخواهم از خودم تعریف کنم ! خدا شاهد است قصد من نان رساندن است یا خدا شاهد است قصد خدمت به دوستان را دارم!"

باید عرض کنم که دقیقا در همین زمان است که اینان دروغ می گویند و خدا هم شاهد نیست که نیست !
 
اغلب به هنگام نقد سخنی و یا اثری چه هنری و یا غیر هنری یا نقد شخصیتی دچار اشتباه و اشکال می شویم و از غایت برشمرده شده در تعامل انسانی که در سطور بالا برشمردم استفاده می کنیم .غایت نقد با غایات برشمرده شده تطابق ندارد .هدف در نقد تخریب نیست و یا هدف پند و اندرز و یا اصلاح و خودنمایی و گرفتن امتیاز چه مادی چه معنوی نیست! از فواید نقد خدمت به علم و عالم است. از این رو هم به معایب آرا و مکتوبات دیگران پرداخته می شود و هم به محاسن آن.
مجالی برای توضیح بیشتر در علت مادی و صوری تعامل ادمیان نیست و بنده هم قصد ندارم این مبحث را تخصصی کرده و باعث مزاحمت و گرفتن وقت دوستان بشوم!

اما علت فاعلی تعامل ادمیان مبحثی بسیار مهم است و به قول دکتر منصورنژاد که در کتاب چیستی نقد میگوید:

"ابتدا ناقد باید در حین انتقاد پیشنهاد سازنده هم داشته باشد!"
گاهی نقدها بدون مطالعه و کارشناسی شده فقط به ایرادها می پردازد، بدون اینکه پیشنهاد سازنده ای داشته باشد و در این مواقع چون روز روشن است که ناقد به قصد تخریب امده است نه آبادانی!

مسئله بعدی در این است که کسی که نقد می کند باید در حد انتقاد شونده باشد . دکتر منصورنژاد معتقد است که نقد از پایین به بالا یکی از خطرناکترین نقدهاست! یعنی نقد کننده از نظر سطح آگاهی و علم در حد و اندازه ای نباشد که بخواهد نقد آن موضوع را بنماید؛ پس لاجرم به بیراهه رفته و نقد را تبدیل به افترا یا انتقام یا تخریب کرده و در آخر پیشنهاد سازنده ای هم ندارد!
دکتر عبدالحسین زرینکوب منشاء این اشتباه را در کتاب خود با نام آشنایی با نقد ادبی ص 44 تا 46 چنین بیان میدارد:
"اینان انتقاد را فقط در عیب جویی مطلق میدانند .اگر هدف نقد جدا کردن سره از ناسره باشد بی شک بال پروازی خواهد بود برای نقد شونده!"
به قول حافظ لسان الغیب:
عیب می جمله بگفتی  هنرش نیز بگو!

بنده که از پرواز موشک های فضاپیما هیچ نمی دانم ، چطور و با چه جرأتی میتوانم آزمایشات موشکی که جهت کشف راز آسمان به فضا میرود را به نقد بنشینم! که در این صورت عرض خود میبرم و زحمت دیگران ایجاد می کنم !
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
حافظ ار خصم خطا گفت  نگیریم بر او
ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم!

هنر موسیقی یعنی ترکیب اصوات به زیبایی و ظرافت و نظم دهی به این اصوات به کمک ریتم .
گوناگونی اصوات موجود در طبیعت به رنگها و الحان مختلف باعث می شود که هر کسی را از ظن خود یار می گیرد و هر انسانی با سلیقه خود موسیقی مورد علاقه خود را انتخاب می کند و این قابل احترام است .
همینطور یک آهنگساز و یا شاعر هم طبق سلیقه و احساسات خود موسیقی را ساخته و پرداخته کرده و در اختیار قرار می دهد و اگر بنده با اثری از یک هنرمند نتوانم ارتباط برقرار کنم دلیل بر ضعف و ایراد آن آهنگساز و یا خواننده نمی باشد!
حال اگر هم نقدی بر اثری دارم باید دقت کنم ایا علم و اگاهی بنده در حد ان اثر می باشد یا خیر تا خدای ناکرده نقدی بدون اگاهی و غیر کارشناسانه ندهم !
و اینکه بالطبع آیا مثلا مهدی حسن زاده در حد قد و قامت ان آهنگساز و یا خواننده و تجربه سالها کارش که دوبرابر سن بنده فقط تجربه کاری دارد هستم یا خیر !

شاید بنده نتوانم با نقاشی های ونسان ونگوگ ارتباط برقرار کنم!
شاید بسیار خنده دار باشد که اثار او را به نقد بنشینم و یا صد سال تنهایی را دوبار شروع به خواندن کردم، اما نتوانستم تمامش کنم, آیا در حدی هستم که ارنست همینگوی را به نقد بکشانم ! حال اگر نقدش کردم پیشنهاد سازنده ای برای ارنست جان دارم یا خیر ؟!

در تقسیم بندی انواع نقد ، روشنفکران اینگونه میگویند :

نقد از بالا به پایین .
مثلا صاحب نظران مبحث علمی و یا هنری یا شیوه عمل مردم را به نقد بنشینند که زیاد مشکل ساز نیست!
نقد از بالا به بالا .

اینکه صاحب نظران و یا دولتمردان یکدیگر را به نقد بنشینند. مثلا انتقاد حضرت علی (ع) بر عثمان بن حنیف که در نهج البلاغه نامه چهل و پنجم منعکس شده است این نقد نیز کم مسئله است!

نقد از پایین به بالا .

که مشکل سازترین نقدهاست که حتی برای آحاد مردم نیز تبعات سنگینی دارد و مسیر را به گمراهی برده و نتیجه ای در حاصل کار ندارد، زیرا هیچ سازندگی پدید نمی آید.

در ایامی که گذشت شاهد نقدهایی بودیم از جنس  پایین به بالا نسبت به عملکرد استاد محمدرضا شجریان !  که اگر نیک بنگریم می بینیم دو برابر سن فرد نقد کننده ، استاد فعالیت هنری چه در زمینه موسیقی چه در زمینه خوشنویسی و ساخت ساز دارد !
نقدهایی غیر کارشناسی که از نظر نقاد هیچ سؤقصدی نیست! ولی متوجه این نیست که این نقدهای غیر اصولی جز افترا و تخریب و آب به آسیاب ریختن مخالفان نیست!
زندگی هنری استاد شجریان را همه و همه از بر هستیم و بنده فقط مختصری را جهت یادآوری بیان می کنم :
صدای خوش در خانواده استاد مهدی شجریان موروثی بود و پدر این موهبت الاهی را به فرزندان هدیه کرد و محمد رضا و سیامک در خانواده شجریان به صورت حرفه ای پی آن را گرفتند.. استاد محمدرضا شجریان دوران متوسطه تحصیلی را در مشهد گذراند و سپس به دانشسرا رفته و در آنجا با معلمی آشنا می شود به نام جناب آقای جوان که موسیقی می دانسته و تار می نواخت و از شاگردان علی اکبر خان شهنازی بود. با راهنمایی های او و پشتکار استاد شجریان ایشان به رادیو تهران رفته و به جناب پیرنیا معرفی می شد و در پی آن آشنایی با اساتید فن همچون استاد ورزنده ، استاد معروفی،  استاد احمد عبادی، استاد مهرتاش، استاد پایور ،استاد برومند و استاد قوامی اتفاق میفتد و حاصل این آشنایی ها ضبط حدود سیصد برنامه برای رادیو و تلویزیون است ! ایشان بالغ بر دویست کنسرت باشکوه در داخل و خارج از کشور داشته که خود می گوید باشکوهترین آن کنسرت چهل ستون اصفهان در سال 1370 بوده است!
کنسرت های استاد شجریان در حمایت از زلزله زدگان رودبار و منجیل و بم هیچ گاه از ذهن مردم ایران پاک نخواهد شد ! استاد شجریان در انتخاب اشعارش جهت خواندن آواز بسیار نکته بین و باهوش عمل می کرده و از این رو گاهی از مشاوره شاعران بزرگی چون هوشنگ ابتهاج و شفیعی کدکنی و فریدون مشیری بهره می برده است .
راز ماندگاری استاد شجریان در این است که همواره سعی می کرد پیام اجتماعی و یا سیاسی خود را نه با شعار، بلکه به زبان شعر و هنر و با درایت و نیک اندیشی به مردم خود بدهد. ازین رو همواره در اتفاقات مهمی که در کشور رخ می داد، استاد با پیامی نو به اجرای کنسرت و یا ضبط آلبومی می پرداخت .
در سالهای پنجاه و هفت و پنجاه و هشت با خواندن تصنیفی با شعر سایه (هوشنگ ابتهاج ) با این بیت:
شب است و چهره میهن سیاه ..نشستن در سیاهی ها تباه ؛ پیام خود را به گوش همه مردم که شوری وصف ناشدنی در پیروزی انقلاب اسلامی داشته اند رسانید ! پس از پیروزی انقلاب نیز با اجرای کنسرتی در دانشگاه تهران پیروزی انقلاب را اینگونه به مردمش تبریک گفته و مژده آزادی را می دهد:
ایران ای سرای امید ..بر بامت شکوفه دمید
این اثر را استاد محمدرضا لطفی با شعری از هوشنگ ابتهاج در دستگاه ماهور ساخته و تنظیم نموده است تا از طراوت و شادابی لحن ماهور استفاده کرده و مژده آزادی را اعلام نماید.
پس از حمله ناجوانمردانه حزب بعث عراق به خاک ایران و به خاک و خون کشیده شدن مردم بی گناه ایران ، استاد شجریان هم همراه و همدل با مردمش می شود و ندای پر شور میهن را سر می دهد که:
تنیده یاد تو در تار و پودم..بود لبریز از عشقت وجودم
تو بودم کردی و با ما بودی و با مهرورزی
فدای نام تو .. فدای نام تو ..بود و نبودم
میهن ای میهن!
پس از جنگ و آغاز دوران سازندگی نیز استاد شجریان به شیوه خود در کنسرتها و آلبوم هایش همواره پیام خود را به گوش همگان رسانید.

آلبوم های بیداد ، زمستان است ، نوا و مرکب خوانی با آن شاه بیت معروف:
از دشمنان برند شکایت به دوستان ؛ چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم!
ناگفته های خود را در آن دوره به خوبی با زبان موسیقی اعلام داشته است و به حق استاد پرویز مشکاتیان در این مهم اثری در خور توجه داشته است !
استاد شجریان اعتراض خود را به اغتشاشات سال هشتاد و هشت نیز با خواندن تصنیف معروف " تفنگت را زمین بگذار" به زیبایی هر چه تمام تر اعلام داشته و همگان را به سعه صدر و صلح و دوستی دعوت نمود .

و اما نقد اثاری همچون مرغ سحر و یا دستان در دستگاه ماهور و گرفتن ایراد از این آثار ماندگار احتیاج به اطلاعات وسیع شعری و ادبی و تاریخی دارد و باید دانست که در چه برهه تاریخی و در چه حال و هوایی ساخته شده و این که آهنگساز در چه مکان و وضعیتی بوده و این کار امثال من و ما نیست !
مسئله بعدی این که درست است دستگاه ماهور دارای لحنی شاد است، اما اینکه رای مطلق بدهیم در دستگاه ماهور فقط باید ملودی های شاد با اشعار پرطراوت بسازیم نظری است مردود !
ما از کسی که همیشه شاد است و می گوید و می خنداند انتظار همیشه شاد بودن داریم ، ولی آیا می توانیم به او حکم کنیم که تو باید همیشه شاد باشی و اجازه غمگین شدن نداری ؟! مطمئنا اگر او را غمگین ببینیم، اولین سؤالی که در ذهن ما مطرح می شود این است که (تو دیگر چرا ؟! ) و حزنی عجیب به ما دست می دهد و شاید هم چون از او انتظار غم نداشته ایم، بغض گلویمان را بفشارد !
اگر آهنگساز در کار خود خبره باشد و تلفیق درست شعر و موسیقی را به درستی بداند ، به زیبایی هر چه تمام تر می تواند این غم را از دستگاه ماهور بیرون بکشد و نهادن شعری مناسب بر آن تاثیرش را صد چندان کند !  اتفاقی که در ساخت تصنیف "هر دمی چون نی از دل نالان افتاده است" و استاد شجریان به زیبایی غم سردی زمان و افسونگری و دم سردی را در دستگاه ماهور نشان داده است  و الحق و انصاف جزو شاهکارهای این استاد می باشد!
و حسرت گذشتن عمر گرامی را به زیبایی در پرده های شکسته در دستگاه ماهور نشان داده و در دل و جان شنونده اثر گذار بوده است !

استاد نی داوود ناله مرغ سحر را به راحتی می توانست در آواز دشتی به رخ بکشاند و مطمئنا زحمت کمتری می برد، اما با ظرافت تمام این تصنیف را در دستگاه ماهور ساخته و پرداخته کرد تا بتواند روایت ظلم ظالم را در گوشه شکسته و ژاله بار بودن چشمهایش همچون ابر بهاری را در گوشه دلکش نشان دهد و این مستلزم ذوقی بالا و داشتن علم و اطلاعت وافر در تلفیق شعر و موسیقی است ! در تصنیف "ز من نگارم خبر ندارد ..بر حال زارم نظر ندارد"، شنونده در دستگاه ماهور لحنی پر از اندوه را درمی یابد با اینکه دارای ریتم شش و هشت می باشد ! و هنگامی که دل غیر خون جگر چیزی ندارد امان و فغان خود را در گوشه دلکش ماهور به زیبایی هر چه تمام تر بیان می کند !

از دستگاه چهارگاه فقط انتظار حماسه داریم  و این به نظر بنده درست نیست !
این که ساختن تصنیف های حماسی در دستگاه چهارگاه بهتر و عاقلانه تر است شکی نیست، اما  بنده مخالف این مبحث هستم که دستگاه چهارگاه فقط برای حماسه است!
باز هم تاکید می کنم آهنگسازی که دارای هوش و درایت بالا در کارش باشد و علم کافی در زمینه تلفیق شعر و موسیقی داشته باشد،  از آواز دشتی هم می تواند حماسه تولید کند ! اغلب بر این باورند که اواز دشتی فقط برای غم و اندوه است !
اما استاد مسلم روح الله خالقی از اواز دشتی حماسه ای تولید کرد مثال زدنی! در تصنیف "ای ایران ای مرز پرگهر " ما چنان به یک غرور ملی و حماسی دست پیدا می کنیم که ناخودآگاه از جا برمی خیزیم و دست به سینه به احترام می ایستیم !

بعضی از الحان دستگاه چهارگاه سرشار از عشق است! روایت عاشق و معشوق که از شدت عشق حماسه ها می آفرینند! خصلت حماسه این است که مغرور است و عشق هم سرشار از غرور! عشق به میهن، عشق به معشوق و عشق به هنر، غروری وصف ناشدنی به همراه دارد که ایجاد حماسه می کند ! حماسه از نوع لیلی و مجنون! حماسه از نوع ویس و رامین! حماسه از نوع شیرین و فرهاد! حماسه از نوع مولانا و شمس! حماسه از نوع طالب و زهره!
عشق به میهن هم غروری می آفریند که ایجاد حماسه می کند ! حماسه هشت سال دفاع با دست خالی!  حماسه دفاع از خاک میهن در مقابل حزب ملعون داعش!

نگاه تک بعدی به یک دستگاه ذهن را محدود می کند و اگر بخواهیم شدت عشق و علاقه خود را در گوشه مخالف چهارگاه نمود داده و به رخ بکشیم ناتوان خواهیم شد .! هر شنونده ای بر اساس زمان و مکان و موقعیتی که قرار دارد و اتفاقات اجتماعی و سیاسی که حادث می شود به نوعی همزاد پنداری می کند و برداشت و احساس شخصی خود را در ان دستگاه و یا آواز و یا گوشه دارد ! اگر بنده از دستگاه چهارگاه فقط انتظار حماسه دارم دلیل نمی شود نهادن شعری عارفانه یا عاشقانه بر روی این دستگاه اشتباه محض باشد !  زیرا گوش من به شنیده حماسه در چهارگاه عادت کرده است و این دلیل بر اشتباه در ساخت اثری عارفانه یا عاشقانه در این دستگاه نیست !  من باید گوش موسیقی خود را تربیت کنم تا همه چیز را خوب بشنوم و در جایش تحلیل درستی داشته باشم .

فرهنگ نقد و نقد پذیری در جامعه ما هنوز همچون جامعه های پیشرفته دیگر ، جایگاه خود را پیدا نکرده است !  ما به راحتی به تخریب و پایین کشیدن افراد از جایگاهشان می پردازیم تا بتوانیم چیزهای نداشته خود را نشان بدهیم و آنوقت که مواجه با عکس العمل اهالی فن می شویم، می گوییم: بنده نقد کرده ام در جهت پیشرفت کار شما .! باید نقد پذیر باشید و ضعیف النفس نباشید !
ولی آگاهی از این مسائل در مسئله نقد بسیار مهم است که باید توجه داشته باشیم.

الف .. نقد از پایین به بالا بسیار مخرب است!
ب .. نقد غیر کارشناسانه و در نتیجه تخریب فرد نقد شونده کاری است عبث و بیهوده؛ چون مطمئنا اینگونه افراد در ازای نقد خود پیشنهاد سازنده ای ندارند!

د .. احترام به همه احساس ها ، سلایق ،  مخاطبین و اینکه هنر و شعر متعلق به همه مردم است و هر کس از ظن خود یار می شود و چون سلیقه کسی با سلایق من جور نیست، او محکوم به اشتباه نیست!

از خدای بزرگ طلب می کنم به همه ما این قدرت را بدهد که بپذیریم آنچه که بر ما نقد می شود و بتوانیم اگر اشتباهی کرده ایم با راهنمایی کاربلدان و مشاوران اگاه به کار، راه صحیح را پیش گرفته و آینده ای روشن را پیش روی خود ترسیم کنیم.
دست بوس شما؛ مهدی حسن زاده نوایی

1396/4/14


 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

تصویر برگزیده
پر بازدیدترین اخبار